مقالات

مظلومیت اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم
در مظلومیت اسلام همین بس که هرازگاهی شخصی از گوشه ای پیدا می شود و اظهار فضل می کند که: ما فلان چیز و بهمان چیز را در اسلام نداریم نه اینکه مرادش این باشد که مع الاسف پس از گذشت ۴۲ سال از وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی هنوز فلان چیز و بهمان چیز ما اسلامی نشده و با طراز مورد نظر اسلام فاصله بسیار دارد، بلکه می گوید اساسا در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اخیرا آقای محترمی در حوزه علمیه با کوک کردن مجدد ساز ناموزون مولوی و ارشادی تحت عنوان ناموزون تر انشائی و ارشادی و اینکه در اسلام بیشتر از ۲۰ حکم انشائی یا مولوی در مورد اقتصاد وجود ندارد و بقیه تماما احکام غیر الزامی و ارشاد به سیره عقلاست، نتیجه گیری کرده اند که ما چیزی بنام اقتصاد اسلامی نداریم. و ما می گوییم گیرم این تقسیم بندی ساختگی مولوی و ارشادی که نباید آنرا با تقسیم بندی صحیح تاسیسی و امضائی منطبق دانست، صحیح باشد و گیرم اسلام حتی یک حکم مولوی و به تعبیر صحیح تاسیسی در مورد اقتصاد نداشته باشد و تمام احکامش در این مورد ارشاد به سیره عقلا و به تعبیر دیگر امضائی باشد، آیا این گونه نیست که اقتصادی را که اسلام تا یید و امضا کند، اسلامی است و آنچه را تایید و امضاء نکند اسلامی نیست؟ و آیا بر این مبنا گفتن این سخن که ما چیزی بنام اقتصاد اسلامی نداریم، بی پایه نیست؟ مگر آنکه گفته شود که مراد از احکام ارشادی و امضائی احکامی سراسر غیر الزامی است و بهمین دلیل نباید موضوع این احکام را موضوعاتی اسلامی دانست که بطلان این سخن اظهر من الشمس است زیرا که اولا نه هر حکم ارشادی، غیر الزامی است که اطیعوا الله و اطیعوا الرسول در عین آنکه ارشادی ترین حکم خداوند است، الزامی ترین حکم خداوند نیز هست و درجه لزوم و وجوبش بسی بالاتر و بیشتر از لزوم و وجوب هر حکم مولوی و تاسیسی دیگری است و ثانیا چه کسی گفته است که اگر حکمی غیر الزامی بود مانند احکام مباحات و مستحبات و مکروهات شرعی ، نمی تواند متصف به وصف اسلامی بودن باشد.
واقعیت این است که بر خلاف سخنان سخیف و بیگانه پسندی همچون این سخن که ما اقتصاد اسلامی یا بطور کلی علوم انسانی اسلامی نداریم که تماما مقدمه است برای گفتن این سخن سخیف تر که ما چیزی بنام حکومت اسلامی نداریم و خدا و دین و عالم نباید حکومت کنند ، اقتصاد اسلامی مانند فرهنگ و هنر و سیاست وحکمت و حکومت اسلامی در ناحیه انشاء و تشریع الهی وجود دارد و برای آنکه در خارج تحقق و فعلیت پیدا کند اولا باید با اجتهاد و جهاد علمی شناخته و سپس با جهاد عملی و نبرد سیاسی اجرا و محقق شود یعنی همان کار کارستانی که آن فقیه و عارف علی الاطلاق یعنی خمینی کبیر رضوان الله علیه انجام داد و با اجرای هر مقدار از شریعت که ممکن و میسوربود، باب جدیدی از تفقه و فهم شریعت را به روی عالمان و فقیهان گشود و عدم تحقق کامل شریعت در حوزه های گوناگون زندگی که حاصل قصور و تقصیر آدمیان است هرگز موجب نشد که نسبت به وجود بالفعل این حقایق در صقع انشاء و تشریع الهی و ضرورت جهاد برای تحقق خارجی آنها در صقع بشری، دچار وسوسه و تردید شود. والسلام
سید محمد قائم مقامی
۲۰ مهر ۱۳۹۹

غرر حکمت های الهی (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی دیگر از غرر حکمتهای الهی، این حکمت است که امتناع وجود بر خلاف مشهور تنها اختصاص به شریک الباری ندارد و کل ما سوی الله و عالم مادون وجوب را شامل می شود و هر چیز غیر از واجب الوجود در رتبه ذات اقدس و مادون آن ممتنع است و در این مورد میان شریک الباری و سایر اشیاء تفاوتی نیست. صاحب جواهر الحکم رضوان الله علیه در این مورد چنین می گوید: “کل ما سوی الذات فهو عدم محض و لا شئ بحت و ممتنع صرف عندها و لا فرق بینها هناک و بین الشریک” (۱)
یکی دیگر از غرر حکمت های الهی این حکمت است که: چنانچه چیزی از ثمره وجود بچشد و پا به دار هستی بگذارد، از آنجا که برای او خلود و بقا و عدم اخراج از دار وجود مقرر است همچنین آشکار می گردد که برای او آغاز و بدایتی نیز نبوده زیرا که آغاز و پایان ملازم یکدیگرند و نمی شود چیزی پایان نداشته باشد و آغاز داشته باشد و معنای سخن این است که شئ حادث هرچند هرگز به رتبه ذات قدیم ازلی سبحانه تعالی نمی رسد و هرگز در آن رتبه مذکور نبوده و نخواهد بود با اینحال در رتبه مادون آن ذات اقدس، همانگونه که دارای ویژگی ابدی است، دارای ویژگی ازلی است. صاحب جواهر الحکم رضوان الله تعالی علیه در این مورد چنین می گوید: “کلما ذاق ثمره الوجود استمر فی البقاء والخلود و من دخله کان آمنا فلا نهایه لدوامه و استمراره فلا بدایه فی احداثه و اصداره اذ کل من سبقه العدم لحقه العدم و کلما له اول له آخر فاذا انعدم لحوق العدم بدوام الجنه والنار بلا نهایه انعدم سبقه و الا بطل الاستداره وخالف العود البدء کما بداکم تعودون” (۲)
یکی دیگر از غرر حکمتهای الهی این حکمت است که شئ حادث همان ظهور خداوند بر شئ بواسطه خود شئ و در عین حال اختفاء خداوند از شئ بواسطه خود شئ است. در این مورد صاحب جواهر الحکم رضوان الله علیه چنین می گوید: “ظهور الذات سبحانه وتعالی لذاتها بذاتها هو عین ذاتها و لا یتصور الخفاء فیها اذ الغیر ممتنع والغیبه والاحتجاب منعدمه فهو هو والکلام منقطع و ظهورها لغیرها بغیرها هو عین غیرها فلیس الغیر الا عین ذلک الظهور فلا اظهر من ذلک شئ اذ لا اظهر للشئ من نفسه و هو تعالی اظهر له من نفسه لانها انما تاصلت و تشیات بذلک الظهور فهو اخفی من کل شئ لانه اظهر من کل شئ اذ لا یصل الی ذلک الظهور الا اذا خفی عن نفسه ولو وجدت نفسه احتجب عن ذلک الظهور بنفسه فهو ای الظهور اخفی من کل شئ لان الاشیاء انما هی ظواهره وحجبه و لا یظهر الا بخرقها و هی ذاته و کینونته فظهر له به واحتجب عنه به فظهر له بما لا یتناهی واحتجب عنه کذلک” (۳)
———————————————————————————————————–
۱-جواهر الحکم ج ۱، ص ۹۲٫
۲-جواهر الحکم ج۱، ص۱۳۱٫
۳-جواهر الحکم ج ۱، ص ۱۳۴٫

غرر حکمت های الهی (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از غرر حکمتهای الهی برگرفته از مشکات نبوت و مصباح ولایت این حکمت است که همانگونه که در امتثال و عدم امتثال فرمان تشریعی خداوند اجبار و اضطراری نیست همچنین در امتثال و عدم امتثال فرمان تکوینی خداوند نیز اجبار و اضطراری نیست و اساسا دلیل عدم اضطرار در امر تشریعی، عدم اضطرار در امر تکوینی است. صاحب کتاب ۱۵ جلدی جواهر الحکم در این مورد چنین می گوید: “کیف یتصور فی الایجاد و الانشاء الاضطرار و کیف یمکن سلب الاختیار عمن خاطبه الله تعالی لا بلسان الاجبار و ساله ان یفعل فعله فقال له کن فیکون، فالمتکون هو فاعل فعل الفاعل حال التکوین… فاین لاضطرار بل لیس الا الاختیار لکن ما یفهمه الا اهل الاعتبار فظهر لک ان لا فرق بین التکوین والتشریع بوجه ابدا فاذ صح التکوین مع الاختیار یصح فی التشریع بالطریق الاولی علی وجه الاعلی” (۱)
یکی دیگر از غرر حکمتهای الهی، این حکمت است که: جوهر و عرض یا ذات و صفت، جنبه نسبی دارد و این گونه نیست که در عالم مادون ذات اقدس احدیت، چیزی فقط جوهر یا فقط عرض باشد بلکه آنچه نسبت به چیز دیگر جوهر است نسبت به چیزی دیگر عرض است کما اینکه آنچه نسبت به چیزی عرض است، نسبت به چیز دیگر جوهر است و هرچه به آن نام شیئیت صدق کند اعم از آنکه ذات باشد یا صفت، جوهر باشد یا عرض، مجرد باشد یا مادی بالنسبه به مقام خود، ذاتی است جوهری و اصیل. صاحب کتاب جواهر الحکم در این مورد چنین می گوید: “کل ما یصدق علیه اسم الشیئیه من ذات او صفه، جوهر او عرض، مجرد او مادی وغیرها، ذات لها تجوهر و تذوت و تاصل بنسبه مقامه فلا شئ الا و هو اصیل و ان کانت الاشیاء تتبع بعضها بعضا فی التکوین والتشریع فالفرع اصل فی مقامه والعرض جوهر فی رتبته” (۲)
————————————————————————————————————————-
۱-جواهر الحکم، ج ۱، ص ۱۰۳٫
۲-جواهر الحکم، ج ۱، ص ۴۰٫

جنس حکمت

بسم الله الرحمن الرحیم
حکمت، از جنس شراب طهور الهی است که وقتی جرعه هایی از آن به روح می رسد، روح را مست و طربناک می سازد و می دانی چرا؟ زیرا حکمت در حالیکه برخاسته از حاق سنت الله و عین سنت الله است نسبت به سنتهای معمول فکری بشر به شدت سنت شکن و متجدد است. فی المثل در سنت معمول فکری بشر، آنچه موجودیتش قایم به غیر یا بغیره است دیگر نمی تواند موجودیتش قائم به خود یا بنفسه باشد در حالیکه در حکمت وقتی قرار است موجودیت مشیت الله و فعل الله که مخلوق بنفسه است تبیین شود از آن به موجودیت “بغیره بنفسه” تعبیر می شود. در این مورد یکی از حکمای شیعه که رحمت و رضوان خداوند بر او باد، در موضوع تاصل وجود مطلق که همان مقام اراده اللهی و مشیت اللهی است و درپرتو تاصیل یا اصالت بخشی خداوند به او متاصل است و در بیان تفاوتش با تاصل وجود حق چنین می گوید:
“فتاصل الوجود فی الوجود الحق امر متاصل وکذا فی الوجود المطلق……. الا ان تاصل وجوده لیس بذاته و انما هو بغیره بنفسه ، فنفسه جهه تاصلیه الغیر ایاه و هو جهه تاصل نفسه بذلک التاصیل الاصلی فهو ماصل نفسه المتاصله بذلک التاصیل بالله سبحانه” (۱)
_________________________________________________
۱-موسوعه علمی ۱۵ جلدی جواهر الحکم جلد ۱ ص ۳۸ و ۳۹٫

در مورد محی الدین ابن عربی

بسم الله الرحمن الرحیم
در اینکه محی الدین ابن عربی صاحب کتابه‍ای فصوص الحکم و فتوحات مکیه، از اعجوبه ها و نوابغ دنیای اسلام بلکه جهان بشری است که می توان بواسطه او بر حقانیت دین اسلام با دیگران تحدی و محاجه نمود، اختلاف و بحثی نیست لکن اختلاف و بحثی که در مورد او میان علما و بزرگان شیعه وجود دارد این است که برخی از این بزرگان بر این عقیده بوده اند که چنین حکمتها و معارفی بویژه آنها که در کتاب عظیم فتوحات مکیه آمده نمی تواند جز از مصدر نورانی ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام صادر شود. بنابراین از منظر این بزرگان، محی الدین و لو ظاهرا متدین به مذهب و مکتب اهل بیت علیهم السلام نیست لکن باطنا و در واقع یک شیعه است و صوابها و حقهای معارف او بالاصاله و خطاها و باطلهای آنها بالعرض است. در برابر این عقیده بزرگان دیگری از علمای شیعه بر این نظر بوده اند که چنین حکمتها و معارفی نمی تواند از مصدر نورانی ولایت اهل بیت صادر شده باشد بلکه آنها از مصدر ولایت و عرفان خلیفه دوم صادر شده اند. بر مبنای این عقیده محی الدین حکیم باطنی مکتب سقیفه و بزرگترین تثبیت کننده این مکتب و عارفی ناصبی است که خطاها و باطلهای سخنان او که بسیار بیشتر از صوابها و حقهای سخن اوست تماما بالاصاله و بالذات و صوابها و حقهای آنها تماما بالعرض و از روی نفاق است. و ما ضمن رد نظر ساده لوحانه ای که برای مکتب سقیفه قائل به حکمت باطنی نیست و خلیفه دوم را تنها سیاستمدار غاصبی می داند که نمی تواند مصدر هیچ گونه ولایت و عرفانی باشد، و ضمن احترام عمیق برای هر دو دسته از بزرگان شیعه و معذور دانستن آنان در آنچه به آن معتقد بوده اند، بر این عقیده هستیم که قضاوت نهایی در این مورد را باید تا دیدار امام زمان عج و پرسش از آن حضرت به تاخیر افکند.
سید محمد قائم مقامی
۲۹ خرداد ۱۳۹۹

به مناسبت سالروز ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی ره

بسمه تعالی
جوهره نگاه هستی شناسانه امام خمینی این بود که: جز خداوند، هیچ کس به حقیقت وجود ندارد و جوهره نگاه تکلیف مدارانه امام این که: هیچ کس جز خداوند و اولیاء خدا، حق ندارد بر انسان و جهان حکومت نماید.
خورشیدی که از مشرق خمین طلوع کرد روز به روز و لحظه به لحظه تابان تر و فروزان تر می شود و از مقطع بهمن ۵۷ به این سو هر چه می گذرد حقانیت و درستی قیام و انقلاب امام خمینی بیشتر ثابت می گردد و به ضرس قاطع می توان این عصر را تا ظهور حضرت حجت عصر عج، عصر خمینی نامید.
رحمت و رضوان خداوند به روح پر فتوح حضرت روح الله و به ارواح طیبه شهدا و مجاهدان راه خدا.

در مورد آقای سید کمال حیدری

بسم الله الرحمن الرحیم
این آقا که اکنون دارد سخنان چهل سال پیش صاحب نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت در موضوع تاثیر پذیری دین از اوضاع زمانه و تفکیک میان اصل و متن دین که آسمانی و مقدس است و فهم و استنباط فقیهان از دین که زمینی و نا مقدس است را این بار در قامت یک فقیه و مجتهد تکرار می کند، هیچ راهی ندارد جز اینکه یا از این خطای فاجعه بار باز گردد و توبه کند یا تا انتهای آن برود و همچون صاحب آن نظریه با قائل شدن به تفاوت میان اصل ما انزل الله بعنوان ماده وحی که آسمانی و مقدس و فوق تاریخی است و منزل فیه این نزول آسمانی یعنی قلب مبارک پیامبر اکرم ص که صورت وحی را سامان می دهد و به زعم او زمینی و زمانمند و تاریخی است، قائل به امکان راه یابی خطا در متن دین یعنی متن قرآن کریم شود. آری آن کس که به ناحق و برخلاف عقل و شرع و ضرورت، میان ثقلین دین یعنی قرآن و عترت یا قرآن و اخبار معصومان علیهم السلام یا متن دین و فهم فقیهانه دین که ویژگی ابدیشان «لن یفترقا» ست، قائل به تفکیک و جدایی می شود و ندای جاهلانه «حسبنا کتاب الله» را بلند می کند، از ناحیه قهر و مکر خداوند محکوم می شود که در مرحله بعد با قول به تفکیک میان ماده و صورت وحی و اینکه اولی الهی و خطا ناپذیر و دومی بشری و خطا پذیر است، قائل به خطا پذیری، نقد پذیری و ضرورت اصلاح اصل و متن دین بر مبنای مشهورات و مقبولات زمانه شود و نفهمد که چه کسانی دارند برای او دست می زنند و به او آفرین می گویند. و ما به این آقا که لباس دین و وراثت پیامبر ص و نیابت امام زمان عج در بر دارد، می گوییم اگر جهانی به انسان آفرین بگوید و خداوند و خلیفه اعظم خدا یعنی امام حجت ابن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه و مؤمنان به او ناآفرین بگویند، آن آفرینها به کار او نخواهد آمد و بالعکس اگر جهانی انسان را تکذیب کند و خداوند و امام زمان و مؤمنان او را تایید نمایند، آن تکذیبها به ضرر او نخواهد بود والسلام.
سید محمد قائم مقامی
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹

پشت صحنه کتابهای انسان خردمند و انسان خداگونه

بسم الله الرحمن الرحیم
دو کتاب انسان خردمند و انسان خداگونه تالیف نویسنده اسراییلی به نام یووال نوح هراری که در آنها به صراحت وجود خداوند تبارک و تعالی انکار شده و نظریه پوسیده پدید آمدن عالم و آدم به صورت خود بخود و تصادفی، احیاء شده، دارای دو جنبه ظاهری و باطنی یا روی صحنه و پشت صحنه است که در جنبه ظاهری و روی صحنه آنها، در کنار گفتن باطل ترین اباطیل که طایفه بزها و گوسفندها و الاغها و شترها از شنیدن آنها با صدای بلند می خندند، به شیوه سایر اسراییلی های با هوش و مغضوب خداوند به برخی از حقایق همچون پاره ای از تباهی های انسان مدرن و خودبنیاد در حوزه های اقتصاد و سیاست و فرهنگ و ظلم به محیط زیست و حیوانات و سرانجام مغلوب ماشین و مصنوع خود شدن نیز اعتراف شده که در این مورد باید به جداسازی سخنان حق از باطل و خنده و تمسخر حیوانات نسبت به اباطیل گفته شده اکتفا نمود. و اما در مورد پشت صحنه این دو کتاب باید گفت وقتی شیطان که خود علیرغم مخالفت و عصیانش در برابر خداوند، نسبت به وجود اقدس احدیت، مقر و معترف است، در عصر ما کسی را وامیدارد تا ضمن کتابی بظاهر علمی و در واقع تخیلی و هنری، وجود خداوند و جهان آخرت و فرشتگان و کتابهای آسمانی را انکار کند و مطلق دین را افسانه و ساخته خیال بشر بداند، این امر دو چیز را ثابت می کند: نخست، گسترش و توسعه خارق العاده و غیر قابل تصور رویکرد عمومی انسانها به خداوند و دین در جهان پسا مدرن و پسا صنعتی که قرار بود دین و خدا و سنت و فطرت یکسره از ساحت وجود آدمیان حذف شود که نه تنها نشد بلکه همراه با انفجار نور انقلاب اسلامی در ایران به صورت انفجاری در جهان ظاهر گردید و در مواجهه با آن از زبان برخی فلاسفه معاصر به درستی شنیده شد که: ما هرچه در جهان مدرن و صنعتی کاشتیم، عکس آنرا درو کردیم. و نکته دیگر ثابت شده عبارت است از عصبانیت بسیار شدید شیطان و خلیفه اش اسراییل و صهیونیزم جهانی از این وضع و اینکه آینده متعلق به او نخواهد بود و مهر پایان به پیشانی سلطنت یهود خورده است. بنابراین ما بخوبی وضع و حال روانی شیطان و اتباعش و اینکه کجایشان سوخته که در این عصر چنین می گویند را درک می کنیم.
سید محمد قائم مقامی
۳۱ فروردین۱۳۹۹

پیام تسلیت به خانواده شهید فهمیده

بسم الله الرحمن الرحیم
خانواده محترم شهیدان فهمیده، سلام علیکم
درگذشت مرحوم حاج محمد تقی فهمیده پدر بزرگوار شهیدان حسین و داود فهمیده و همچنین درگذشت حاجیه خانم فهمیده مادر بزرگوار شهیدان را که قبل از آن واقع شد به حضورتان تسلیت عرض می کنم و لازم می دانم شرمندگی خود را از اینکه نتوانستیم در این ایام بدلیل شرایط خاص موجود، در تشییع پدر شهید شرکت داشته باشیم اظهار نمایم. واقعیت این است که اگر شرایط خاص و بی سابقه کنونی که به تقدیر الهی پدید آمده و در وراء آن حکمتها و عبرتها و انشاء الله خیراتی عظیم برای جریان حق که از جمله آنها می تواند تنبه و توبه بشریت در آستانه ظهور حجت عصر عج باشد، نبود ، می بایست از باب تعظیم شعائر واز باب اداء حق عظیم خانواده شهدا، مراسم تشییع و تدفین والدین شهید آفتاب وشی همچون حسین فهمیده، بصورتی عظیم و گسترده انجام می شد و توده های با ایمان و معرفت در تشییع و تدفین پدر و مادر خود شرکت می کردند که بی ذره ای تردید مادر شهید، مادر همه مؤمنین است و پدر شهید پدر همه مؤمنین لکن می دانم و یقین دارم که ارواح بهشتی این پدر و مادر که بحق راه فرزندان شهید خود را ادامه دادند و پاسدار حریم حق و ولایت بودند در دوران امر میان نبود این ابتلاء بزرگ و امکان تشییع با عظمت از یکسو و وقوع این ابتلاء همراه با حکمت ماوراء آن و تشییع غریبانه از سوی دیگر، قطعا دومی را انتخاب می کنند زیرا که هم شهدا فانی در حق و باقی بالحقند و هم خانواده با معرفت آنان و برای همه ما آنچه مهم است به ثمر نشستن خون مطهر شهدا و تعجیل در ظهور و فرج و فتح جهان بروی اسلام و حقیقت است. امیدوارم ما زمینیان اگر نتوانستیم بدلیل عذر موجود، این پدر و مادر را به شایستگی تشییع و تا بهشت بدرقه نماییم، آسمانیان و در راسشان شهیدان و خود حسین و داود و سایر شهدا، استقبال شایسته ای بعمل آورده باشند و نخستین کار این پدر و مادر پس از رحلت از این جهان و دریافت اذن برای صعود به عرش مجید الهی، سجده در عرش و طواف حول عرش و خواندن دو رکعت نماز زیارت در آن جایگاه بی نظیر و آنگاه تشرف به محضر مقدس پیامبر اکرم ص و امیرالمؤمنین علی علیه السلام و حضرت فاطمه و حسنین علیهم السلام باشد. بار دیگر تسلیت، شرمندگی و دعای ما را پذیرا باشید.
سید محمد قائم مقامی
۱۴ فروردین ۱۳۹۹

نگاهی به امکانیت تناقض

بسمه تعالی
ادل دلایل بر امکانیت تناقض، نفس وجود خلق یعنی موجودیت غیر بسیط جنب بسیط مطلق و لو در ظل و طول آن است، زیرا که وقتی عقل اولا و بالبداهه می گوید احد یعنی موجود بحت و بسیط و بیکران وجود دارد، آنگاه بازهم به صورت بالبداهه می گوید غیر او نیز وجود دارد، از آنجا که وجود غیر ولو یک اتم در جنب احد ولو در ظل و طول آن و نه در عرض آن مستلزم این تناقض است که احد هم احد باشد هم نباشد و به عبارت دیگر هم وجود داشته باشد هم وجود نداشته باشد و از آنجا که این تناقض محال و موجب انکار بداهت عقلی است، عقل بالبداهه تناقض را در ناحیه خلق یعنی غیر احد می بیند و در دوران امر میان تناقض احد و تناقض غیر احد بیدرنگ حکم به تناقض غیر احد می کند زیرا که تناقض احد موجب انکار احد و غیر احد می شود که محال است دون عکس آن که ممکن است و در نتیجه عقل، تناقض هست و نیست را در ناحیه غیر می بیند و همانگونه که حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: « غیوره تحدید لما سواه »، غیریت را مناط محدودیت همان غیر می داند نه محدودیت خداوند و فرایند آفرینش و ایجاد غیر را نه ایجاد آنچه بالذات ممکن است بلکه ممکن سازی آنچه بالذات مستحیل و امکان بخشی به آنچه بالذات ممتنع است قلمداد می نماید. و نکته قابل ذکر این است که در این بحث نباید بر مبنای قاعده« از واحد جز واحد صادر نمی شود » دچار این پندار شد که از ذات غیر متناقض احد، نمی تواند موجود متناقض صادر شود زیرا که بالبداهه از هستی محض، هستی محض صادر نمی شود و موجود صادر شده از هستی محض لامحاله هستی مشوب و مرکب از هست و نیست است که با آن بر هستی محض و غیر مرکب استدلال میشود، همچنانکه با تناقض موجود در خلق بر ذات غیر متناقض حق استدلال می گردد کما قال علیه السلام: بمضادته بین الامور عرف ان لا ضد له . و نکته بسیار مهم این است که اساسا علت امتناع اجتماع نقیضین در حوزه قضایا و احکام ضرورت اجتماع نقیضین در حوزه حقایق و مجردات است یعنی اینکه زید محال است هم مومن باشد وهم کافر از اینروست که او دقیقا مرکب است از دو حیث مجرد متناقض ایمان و کفر که این دو تنها در وضعیت ترکیبی و پدید آوردن موجود سوم که مرکب از آندوست، می تواند وجود خارجی داشته باشد و جناب زید چون موجودی انضمامی و مرکب از دو نقیض مجرد و انتزاعی است نمی تواند در آن واحد به اقتضاء دو نقیض عمل کند یا به اقتضاء هر دو عمل نکند. پس در این نکته تامل نما که گنجهای حکمت در آن نهفته است.
۳ فروردین ۱۳۹۹

نکته ای در مورد عبرت ها و حکمت های کرونا

بسمه تعالی
کرونا در عین آنکه بصورت مقطعی و موقت بر خلاف فرمان خداوند به آدمیان که: اجتماع کنید، یکدیگر را ببینید و به مساجد و حرمها و خانه خداوند پناه برید، فرمان می دهد که: متفرق شوید، یکدیگر را نبینید و به مساجد و مشاهد نروید و حج و اربعین را تعطیل کنید و تمام توسلتان به اسباب ظاهری باشد، با این حال به شدت و در سطحی وسیع و جهانی و از طریق یادآوری مرگ و رساندن صفیر آن به گوشها و تذکر به ضعف مخلوق و قدرت خالق، یادآور خداوند و داعی به سوی توسل به مسبب الاسباب است و حجم جهانی ایمان به خداوند را بسیار بزرگتر و الحاق عمومی به پروژه ظهور را که با وقوع انقلاب اسلامی در جهان کلید خورده، بسیار آسانتر می سازد و آزمون عظیمی است که هم ممکن است بواسطه آن کسانی در حقانیت دین و خداوند دچار تردید شوند و هم می تواند انبوه میلیاردی انسانها را متوجه و مومن به این حقانیت نماید.
سید محمد قائم مقامی
۲۶ اسفند ۱۳۹۸

بحثی در مورد حرمها

بسم الله الرحمن الرحیم
بدانکه حرمها، یعنی مناطق خاص خداوند و قلمروهای حاکمیت الله و ولایت الله، یا تنزیلی و صامت صرفند یا تاویلی و ناطق صرف، یا در نسبتی تنزیلی و در نسبتی تاویلی اند. مانند حرم مکه معظمه که تنزیلی و صامت صرف است و حرم جمهوری اسلامی ایران که تاویلی و ناطق صرف است و حرم مدینه منوره که نسبت به حرم مکه، تاویلی و نسبت به حرم کربلا تنزیلی است و یا حرم کربلا که نسبت به حرم مدینه تاویلی و نسبت به حرم جمهوری اسلامی ایران تنزیلی است، همانگونه که ولایت الرسول ص، تاویل ولایت الله و ولایت امامان معصوم علیهم ااسلام تاویل ولایت الرسول ص و ولایت شیعه، تاویل ولایت ائمه معصومین و در نتیجه تاویل تاویل ولایت الله است. اکنون جمهوری اسلامی ایران به دلیل برقراری ولایت شیعه در آن که نماد ولایت الله است، یگانه حرم بالفعل و ناطق خداوند است که به دلیل داشتن دولت و ارتش، وظیفه اش حفاظت و پاسداری مسلحانه از حرمهای سه گانه کربلا، مدینه و مکه و تمامی حرمهای روی زمین است و این است سر سخن حکیمانه و بسیار دقیق آن سردار سرافراز و آن فرمانده کل مدافع حرمها و حریمها شهید پرافتخار سلیمانی که گفت: «امروز قرارگاه حسین بن علی ع ایران است. بدانید که جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها می مانند. اگر دشمن این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمی ماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمدی ص»
سید محمد قائم مقامی
۴ اسفند ۱۳۹۸

در مورد دو حیث وجودی امام خمینی ره

بسم الله الرحمن الرحیم
امام خمینی رضوان الله تعالی علیه که ورودش به ایران در ۱۲ بهمن ۵۷ تا ابد مبارک باد، دارای دو حیث است: نخست امام خمینی به عنوان مجتهدی مانند سایر مجتهدان که لسانش در حوزه ظنیات و نظریات اعم از فروعی و اصولی این است که : «به نظر من این حکم خداوند است» یا «به نظر من این حکمت خداوند است» و از این حیث، فقه امام جواهری، فلسفه اش صدرایی و عرفانش محی الدینی است و امام از این حیث مانند سایر علما قابل رد و قبول و نقض و ابرام است و حیث دیگر امام خمینی به عنوان امام و حاکم الهی و ولی ففیه زمان و وارث و سخنگوی جمیع پیامبران در عصر ما که از این حیث لسان مبارکش در حوزه قطعیات و ضروریات این است که: هذا حکم الله و هذه حکمت الله که از این حیث، فقه امام ولایی و فوق جواهری و فلسفه و عرفانش بطور تام و تمام قرانی و روایی و متفاوت با فلسفه صدرایی و عرفان محی الدینی است. و امام از این حیث مانند انبیاء و معصومین علیهم السلام قابل نقد و نقض و رد نیست و هر گونه نقض و ردی به ایشان از این حیث، نقض و رد معصوم علیه السلام و در حد شرک بالله است و خلط و مزج این دو حیث با یکدیگر و تسری احکام یکی به دیگری نیز عملی ناروا و خلاف عقل و حکمت است.
سید محمد قائم مقامی
۱۲ بهمن ۱۳۹۸

خیر بزرگتر

بسم الله الرحمن الرحیم
اثر خون مطهر شهید قاسم سلیمانی در برافراشتن پرچم حاکمیت دین خداوند در جهان، صدها بار از ادامه جهاد عظیم آن مجاهد بزرگ در این مورد موثرتر خواهد بود. از اینرو خداوند دعا و تمنای مومنان و صالحان را در موضوع بقاء بیشتر سلیمانی در این عالم و تداوم جهاد بی بدیل او اجابت نفرمود و با ندای «انی اعلم ما لا تعلمون» و «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم» خیر بزرگتر را که همان تاثیر طوفانی این خون مقدس در تداوم قیام و جهاد فی سبیل الله است برای امت برگزید و بار دیگر نشان داده شد که در نبرد کنونی میان حق و باطل، نور و ظلمت و اسلام و کفر، این تفسیری از خداوند نیست که در برابر تفسیری از شیطان قرار دارد، بلکه این خود خداوند است که با آهنگی شدیدتر از آهنگ مومنان به صحنه آمده و اراده فرموده تا کیان حاکمیت نحس و نجس شیطان را برای ابدیت از عالم براندازد.
این شهادت و این هبه و جایزه ویژه الهی بر شهید سلیمانی و همرزمش شهید ابو مهدی المهندس و سایر شهدا مبارک و سقوط پرچم بشدت متزلزل شیطان قریب و قریبتر باد.
سید محمد قائم مقامی
۱۵ دی ۱۳۹۸

نوح زمان

بسم الله الرحمن الرحیم
در عصر طوفانی ما، به دنبال آمدن امر خداوند و فوران تنور محبت خدا بر مومنان و قهر خدا بر کافران، نوح زمان یعنی خمینی کبیر ره بانگ بر داشت که: بر کشتی ولایت آل الله علیهم السلام که اکنون نماد و مظهرش جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه است سوار شوید زیرا حرکت و توقف این کشتی به اسم خداوند است «و قال ارکبوا فیها بسم الله مجریها و مرسیها» هود ۴۱ و کشتی ولایت سوار شدگان خود را در موجی مانند کوه به حرکت درآورد «و هی تجری بهم فی موج کالجبال» هود ۴۲ در این حال نوح زمان، فرزندان ناخلف خود یعنی حاکمان جاهل مسلمان نمای این عصر همچون سلمانها و بن سلمانها را ندا داد که با ما سوار کشتی شوید و از کافران مباشید «و نادی نوح ابنه و کان فی معزل یا بنی ارکب معنا و لا تکن مع الکافرین» هود ۴۲ و این فرندان ناخلف گفتند به کوهی که در برابر ماست یعنی آخرین امپراتوری جهل و جور جهان که همان حکومت آمریکاست پناه می بریم که ما را از شر سیلاب حفظ خواهد کرد «قال ساوی الی جبل یعصمنی من الماء» هود ۴۳ و نوح زمان فرمود: امروز در برابر امر خداوند هیچ نگهدارنده ای نیست مگر برای کسی که خداوند به او رحم کند «قال لا عاصم الیوم من امر الله الا من رحم» هود ۴۳ . اینک این فرزندان تبه کار به اقتضاء «و حال بینهما الموج و کان من المغرقین» هود ۴۳ باید منتظر وقوع موج عظیم و غرق شدن حتمی و قطعی خود باشند.
۱۱ آذر ۱۳۹۸