نکته معارفی

نکته معارفی (۴۶۳)- نسبت وجودی و نسبت شرعی بین اشیاء و خداوند

نسبت میان اشیاء و خداوند، دو نسبت است که اولی نسبت وجودی و عام است و دومی نسبت شرعی و خاص. و مراد از نسبت وجودی، نسبتی است که شئ بواسطه وجودش که اثر فعل خداوند است، میان او و خداوند برقرار است و مراد از نسبت شرعی، نسبتی است که شئ بواسطه ماهیت یا نحوه انفعالش در برابر فعل خداوند، میان او و خداوند، وجود دارد. در نسبت وجودی و عام، هیچ شی ای با شئ دیگر متفاوت نیست و در نسبت شرعی و خاص، هیچ دو شئ ای مانند هم نیست. در نسبت اول همه اشیاء به خداوند منسوبند و در نسبت دوم، اشیاء به دو دسته منسوب به خداوند و غیر منسوب تقسیم می شوند و اشیاء منسوب نیز در میزان نسبتشان با خداوند، با یکدیگر متفاوتند به گونه ای که برخی از آنها رسما به خداوند اضافه می شوند مانند: روح الله، بیت الله، عین الله، اذن الله، ثار الله و غیره.

نکته معارفی (۴۶۲)- گستره علم امام علیه السلام

در مورد علم امام علیه السلام می توان گفت امام، ما فی الاکوان یعنی آنچه از امکان به کون آمده را آنگاه که خود بخواهد و ما فی الامکان یعنی آنچه هنوز به عالم کون نیامده را آنگاه که خداوند بخواهد ، می داند و ما فی الاکوان اعم است از آنچه در گذشته یا حال یا آینده وارد عالم کون شده یا خواهد شد.

نکته معارفی (۴۶۱)- رابطه و تفاوت لقاء و رویت

بدانکه لقاء اعم است از رویت. یعنی که هر رویتی لقاء است و هر لقائی رویت نیست کما قال مولانا السجاد علیه السلام فی المناجات: و اقرر اعیننا یوم لقائک برویتک. یعنی: چشم ما را در روز ملاقات با خودت به رویتت روشن فرما.

نکته معارفی (۴۶۰)- وضعیت دریای غدیر و دریای سقیفه نسبت به یکدیگر

اصلی ترین مصداق دو دریا که بهم پیوسته اند و میانشان برزخ و حائلی وجود دارد که مانع مخلوط شدن آندو با یکدیگر است، همانا دریای غدیر و دریای سقیفه است که اولی شیرین و گوارا است و دومی تلخ و شور کما قال الله تعالی: “و هو الذی مرج البحرین هذا عذب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بینهما برزخا و حجرا محجورا” الفرقان ۵۳٫ گویی هریک به دیگری می گوید: دور باش و نزدیک نیا.

نکته معارفی (۴۵۹)- معنای اختیار بر اساس اقتضائات فطرت

فطرت یعنی یک بسته بندی الهی که ترکیبی است از نور با اقتضاء اولیه آن و ظلمت با اقتضاء ثانویه آن یعنی وضعیت غلبه نور بر ظلمت که هبه خداوند بر مخلوق است و مراد از اختیار این است که شئ مرکب از نور و ظلمت می تواند میان ابقاء فطرت که همان اقتضاء اولیه نور همراه با اقتضاء ثانویه ظلمت است و تبدیل فطرت که همان اقتضاء ثانویه نور همراه با اقتضاء اولیه ظلمت و وضعیت غلبه ظلمت بر نور است، یکی را انتخاب نماید.

نکته معارفی (۴۵۸)- دو اقتضاء اولیه و ثانویه نور و ظلمت

هر یک از نور و ظلمت دارای دو اقتضاء اولیه و ثانویه است که اقتضاء اولیه هرکدام نقیض اقتضاء اولیه دیگری و مطابق با اقتضاء ثانویه دیگری است و جمع ایندو در شئ واحد تنها بصورت اقتضاء اولیه یکی با اقتضاء ثانویه دیگری ممکن است. اقتضاء اولیه نور که اثر امر “کن” و حقیقتی از مبدا است، فرار بسوی مبدا و اقتضاء ثانویه آن گریز از مبدا است کما اینکه اقتضاء اولیه ظلمت که اثر فعل “یکون” و حقیقتی از نفس شئ است، گریز از مبدا و اقتضاء ثانویه آن فرار بسوی مبدا است و شئ مرکب از نور و ظلمت، چنانچه به اقتضاء اولیه نور و اقتضاء ثانویه ظلمت عمل کند، مومن و سعید و بهشتی است و چنانچه به اقتضاء ثانویه نور و اقتضاء اولیه ظلمت عمل کند، کافر و شقی و دوزخی است.

نکته معارفی(۲۵۷)- پاسخ به ادعای کذب در مورد کافر شمردن تمام مذاهب غیر شیعه توسط علمای شیعه

در پاسخ به ادعای کذب و افترای ظالمانه یک روحانی منحرف به تمام علمای شیعه که آنان تمام مسلمانان غیر شیعه را به لحاظ باطن و واقع کافر می دانند، باید گفت اولا کدام عالم شیعه از قدما و متاخرین، غیر نواصب را کافر می داند؟ و کدام عالم شیعه، تمام مسلمانان غیر شیعه را ناصبی می داند؟ و ثانیا به فرض عالمی باشد که چنین سخن نامعقول و ناصوابی را گفته باشد، آیا اظهار این سخن در رسانه و اسناد آن به جمیع علمای شیعه، فسادی عظیم و فتنه انگیزی ای مجرمانه نیست؟

نکته معارفی(۴۵۶)- دغدغه آنکه توبه کرده و در عالم نور سیر می کند

آن کس که در پیشینه اش سابقه خطا و خلافی وجود دارد و آنگاه توبه کرده و در عالم نور سیر می کند باید دائما ورد زبانش این سخن نورانی امیرالمومنین علی علیه السلام خطاب به معاویه باشد که: “نعوذ بالله من لزوم سوابق الشقاء” یعنی: به خداوند پناه می بریم از ملازمت شقاوت سابق و اینکه آن شقاوت به نحوی دیگر بازگردد و باز تولید شود.

نکته معارفی (۴۵۵)- رابطه دین و دنیا

دین و دنیا، دقیقا مصداق نقیضینی هستند که اجتماع و ارتفاعشان محال است و لا محاله یکی باید تابع و محکوم دیگری باشد. دنیا چنانچه تابع و محکوم دین شود دیگر دنیا نیست بلکه دین است کما اینکه دین چنانچه تابع و محکوم دنیا گردد دیگر دین نیست و همان دنیاست.

نکته معارفی (۴۵۴)- فاصله میان مومن و بهشت و همچنین میان کافر و دوزخ

میان مومن و بهشت، همچنین میان کافر و دوزخ، فاصله ای جز مرگ که نازل شود، وجود ندارد. مومن و کافر هر دو منتظرند، مومن منتظر والناشطات نشطا که با مرگ وارد معدن ابدی لذت و نشاط شود و کافر منتظر والنازعات غرقا که با مرگ وارد معدن ابدی اندوه و عذاب گردد.

نکته معارفی (۴۵۳)- شرح توصیف ذاتی و توصیف فعلی

توصیف یک شئ یا بوصف ذاتی شئ است و یا بوصف فعلی آن و مراد از وصف ذاتی، وصفی است که نمی توان آنرا ازشئ سلب نمود بر خلاف وصف فعلی که شئ قابل توصیف به آن و ضد آن است. توصیف ذاتی یا حمل ذاتی، قضیه ای تحلیلی و حکمی عقلی و پیشینی است و توصیف فعلی یا حمل فعلی، قضیه ای ترکیبی و حکمی تجربی و پسینی است.

نکته معارفی (۴۵۲)- علت انتصاب اولیاء و طواغیت به حکومت از سوی خداوند

واقعیت این است که انبیاء و طواغیت هر دو از جانب خداوند برای حکمرانی بر مردم منصوبند با این تفاوت که انبیاء منصوب به لطفند و اولا جهت حکمرانی نصب شده اند و طواغیت منصوب به قهرند و ثانیا در صورت اعراض آدمیان از حاکمیت انبیاء، برای حکمرانی منصوب می گردند. بنابراین دلیل و مستند حاکمیت هر دو طایفه انبیاء و طواغیت همانا خداوند و حق و نصب الهی است، حال یا نصب برای بهشت بردن آدمیان آنگونه که در مورد انبیاء است و یا نصب برای دوزخ بردن آنان آنگونه که در مود طواغیت است.

نکته معارفی (۴۵۱)- ارکان اربعه ایمان و تجلی آنها

ارکان اربعه ایمان عبارت است از: ۱- توحید یا کلمه مبارکه لا اله الا الله متجلی در اسم مبارک الله در بسمله و در ذکر مبارک سبحان الله در تسبیحات اربعه ۲- نبوت یا کلمه مبارکه محمد رسول الله ص متجلی در اسم مبارک الرحمن در بسمله و در ذکر مبارک الحمد لله در تسبیحات اربعه ۳- امامت یا کلمه مبارکه علی و الائمه الاحد عشر اولیاء الله متجلی در اسم مبارک الرحیم در بسمله و در ذکر مبارک لا اله الا الله در تسبیحات اربعه ۴- ولایت شیعه یا کلمه مبارکه اوالی من والوا و اعادی من عادوا متجلی در اسم مبارک بسم در بسمله و در ذکر مبارک الله اکبر در تسبیحات اربعه.

نکته معارفی (۴۵۰)- تفسیری انحرافی از دین در تقسیم واجبات و محرمات

تقسیم واجبات و محرمات به دو نوع واجب و حرامی که عرف آنرا می پذیرد و می توان به آنها تحت عنوان معروف و منکر، امر و نهی کرد و دیگر واجب و حرامی که عرف آنرا نمی پذیرد و نمی توان به آنها امر و نهی نمود، تفسیری است من عندی و انحرافی از دین و معادل این سخن انحرافی است که: اقامه حجت و اتمام حجت بر کسی منوط و مشروط به این است که آن کس حجت بودن آن حجت را بپذیرد و در غیر این صورت بر آن شخص نه اقامه حجت شده و نه اتمام حجت.

نکته معارفی (۴۴۹)- قیاس مع الفارق بین الزام به حجاب شرعی با الزام به بی حجابی

الزام به حجاب شرعی در ملا عام در حکومت دینی که جلوه گاه حرم الهی است، امری عقلی، شرعی و منطبق با عرف عام بشری در ضرورت احترام به مقدسات و یکی از درخشان ترین دست آوردهای حکومت دینی است و قیاس الزام به حجاب که دستور خداوند و امری منطبق با فطرت است با الزام به بی حجابی که دستور شیطان و امری ضد فطرت است و تقبیح توامان هر دو، قیاسی مع الفارق و حکمی جاهلانه است.