تفاوت مومن و کافر در این نیست که مومن خداوند را قبول دارد و کافر قبول ندارد بلکه تفاوت در قبول بدون تحفظ و قبول همراه تحفظ است که اولی ویژگی مومن و دومی ویژگی کافر است و مراد از تحفظ، حفظ حق مخالفت با خداوند برای خود در برخی موارد است.
بیشترنکته معارفی (474)- حاشیه ای بر بحث رابطه خداوند و خلق از دکتر سید حسین نصر
دکتر سید حسین نصر در کتاب معرفت و معنویت ص 277 در بحث از نسبت میان حق و خلق یا خداوند و عالم، تعبیر جالبی دارد به این مضمون که: اگر عالم را ملا fulness بدانیم، باید حق را خلا emptiness قلمداد نمائیم و اگر عالم را به دلیل فقر وجودی و عدم ذاتیش خلا بشماریم، در این صورت باید …
بیشترنکته معترفی (473)- در مورد اهانت اخیر دکتر سروش به مقدسات دینی
آن کس که به صورت صریح و روشن می ایستد و به خداوند و دین و مقدسات اهانت می کند، هرچند فاقد عقل و شرف است، لکن به لحاظ اخلاقی و انسانی و مسئولیت پذیری نسبت به آنچه می گوید، هزار بار شریف تر است از کسی که منافقانه و در لفافه و با عنوان نظر کردن از منظر پدیدار …
بیشترنکته معارفی (472)- دقیقترین ویژگی طوایف آدمیان
دقیقترین ویژگی کل آدمیان که به حصر عقلی از 4 طایفه مومن، کافر، مستضعف و منافق خارج نیستند، عبارت است از: 1- التزام ظاهری و واقعی به ملزوم و لازم حق که ویژگی مومن است 2- عدم التزام ظاهری و واقعی به ملزوم و لازم حق که ویژگی کافر است 3- التزام واقعی به ملزوم حق و عدم التزام ظاهری …
بیشترنکته معارفی (471)- واقعیت آنکه می گوید به قرآن و کعبه معتقد و به عترت و کربلا معتقد نیست
آن کس که می گوید به قرآن و کعبه اعتقاد دارد لکن به عترت و کربلا معتقد نیست، از آنجا که عترت لازمه لا ینفک قرآن و کربلا لازمه لا ینفک کعبه است، چنین کسی در واقع یا به عترت و کربلا نیز معتقد است و ملحق به مومنان و یا به قرآن و کعبه نیز معتقد نیست و ملحق …
بیشترنکته معارفی (470)- ریشه تکفیر نابجا
ریشه تکفیر غلط و نابجا، نه تقسیم انسانها به مومن و کافر که تقسیمی دینی و عقلی است، بلکه دقیقا در عدم تکفیر بجاست. یعنی که تکفیر نابجا همانقدر نابجاست که نابجا دانستن مطلق تکفیر نابجاست. یعنی که: تکفیر- العیاذ بالله- امیر المومنین علی علیه السلام همانقدر زشت است که عدم تکفیر معاویه بن ابی سفیان زشت است.
بیشترنکته معارفی (469)- وجود نور و ظلمت لابد منه آفرینش ولی وجود نورانی و وجود ظلمانی لابد منه آفرینش نیست
وجود نوری دیگر در جنب نور بحت و بسیط، موجب تناقض است و چون نور دیگر یا نور دوم در جنب نور اول وجود دارد، لامحاله تناقض در ناحیه همان نور دوم است که هم هست و هم نیست. یعنی که نور دوم از آن لحاظ که هست و در برابر نور اول دارای انیت است عین ظلمت است و …
بیشترنکته معارفی (468)- شرح سنت الهی در القای ترس و انزال آرامش بر قلوب
همانگونه که القای ترس بر دل کفار به مقتضای “سنلقی فی قلوب الذین کفروا الرعب” از سنت های قطعی خداوند است، همچنین انزال آرامش بر قلوب مومنین به مقتضای “انزل السکینه فی قلوب المومنین” نیز از سنت های قطعی خداوند است.
بیشترنکته معارفی (467)- ملاک واقعی و ثبوتی اسلام و کفر
ملاک واقعی و ثبوتی اسلام و کفر یا ایمان و کفر، ورود و خروج به ولایت الله و ولایت طاغوت است. آن کس که وارد در ولایت الله و خارج از ولایت طاغوت است، مسلمان و مومن است با درجاتش و لو ظاهرا مسلمان نباشد و آن کس که وارد در ولایت طاغوت و خارج از ولایت الله است، کافر …
بیشترنکته معارفی (466)- خاستگاه تمدن و علت بقا و فروپاشی آن
تمدن برخاسته از تدین و حدوثا و بقاءا وابسته به آن است. لکن بعضا تمدن یعنی سردمداران آن دچار این پندار می شوند که پس از مرحله حدوث در ادامه مسیر، مستغنی از تدین و قائم به خود هستند. به این ترتیب تمدن با فاصله گرفتن از تدین یعنی با فاصله گرفتن از منشا خویش، به توحش و فروپاشی از …
بیشترنکته معارفی (465)- لزوم تناسب پاسخ به شبهه با انگیزه ایراد شبهه
شبهه، چنانچه دارای انگیزه فکری و علمی باشد و از خطا در جریان حقیقت جویی نشات گرفته باشد، مقتضی پاسخی است کاملا متفاوت با آنجا که همین شبهه دارای انگیزه نفسانی و فساد رفتاری است. ایراد پاسخ مناسب با شبهه نفسانی در جایی که شبهه، علمی و فکری است، همانقدر خطاست که ایراد پاسخ مناسب با شبهه علمی و معرفتی …
بیشترنکته معارفی (464)- معنای صورت ظاهر یک شیئ و نحوه اثبات شایستگی احراز آن
صورت ظاهری یک شئ، حاصل چیزی است که آن شئ در برابر خالق خود بعهده گرفته و به دنبال آن باید با اکتساب سیرت که همان صورت باطنی است، ثابت کند که شایستگی صورت ظاهر را داشته است. فی المثل صورت ظاهری انسان که صورت خلافت الهی و همان امانت معروضه بر زمین و آسمان است، حاصل عهدی است میان …
بیشترنکته معارفی (463)- نسبت وجودی و نسبت شرعی بین اشیاء و خداوند
نسبت میان اشیاء و خداوند، دو نسبت است که اولی نسبت وجودی و عام است و دومی نسبت شرعی و خاص. و مراد از نسبت وجودی، نسبتی است که شئ بواسطه وجودش که اثر فعل خداوند است، میان او و خداوند برقرار است و مراد از نسبت شرعی، نسبتی است که شئ بواسطه ماهیت یا نحوه انفعالش در برابر فعل …
بیشترنکته معارفی (462)- گستره علم امام علیه السلام
در مورد علم امام علیه السلام می توان گفت امام، ما فی الاکوان یعنی آنچه از امکان به کون آمده را آنگاه که خود بخواهد و ما فی الامکان یعنی آنچه هنوز به عالم کون نیامده را آنگاه که خداوند بخواهد ، می داند و ما فی الاکوان اعم است از آنچه در گذشته یا حال یا آینده وارد عالم …
بیشترنکته معارفی (461)- رابطه و تفاوت لقاء و رویت
بدانکه لقاء اعم است از رویت. یعنی که هر رویتی لقاء است و هر لقائی رویت نیست کما قال مولانا السجاد علیه السلام فی المناجات: و اقرر اعیننا یوم لقائک برویتک. یعنی: چشم ما را در روز ملاقات با خودت به رویتت روشن فرما.
بیشتر