وجود نوری دیگر در جنب نور بحت و بسیط، موجب تناقض است و چون نور دیگر یا نور دوم در جنب نور اول وجود دارد، لامحاله تناقض در ناحیه همان نور دوم است که هم هست و هم نیست. یعنی که نور دوم از آن لحاظ که هست و در برابر نور اول دارای انیت است عین ظلمت است و از آن لحاظ که نیست و فاقد انیت است عین نور است. بنابراین پس از نور اول سبحانه و تعالی که حقیقتی است بدون ضد و ند، ما با ضدین نور و ظلمت که اولی خود را نفی و نور اول را اثبات می کند و دومی خود را اثبات و نور اول را نفی می کند و با موجودی مرکب از این دو حیث و مختار در انتخاب یکی از این دو حیث و مامور و مسئول در انتخاب حیث نور روبرو هستیم. از اینروست که می گوییم اگر وجود نور و ظلمت، لابد منه آفرینش است، وجود نورانی یعنی مرکبی که حیث نور را برگزیده و وجود ظلمانی یعنی مرکبی که حیث ظلمت را برگزیده، لابد منه آفرینش نیست.