تمام اهمیت و عظمت مخلوق در هیچ بودن و عدم بودن او در جنب ذات اقدس احدیت است. قائل شدن هر شأنی برای مخلوق، جز شأن هیچ بودن و عدم بودن، به همان میزان مقام و عظمت او را کاهش میدهد.
بیشترحکمت روز (804)- معنی شمولِ احکام خمسه تکلیفیه بر خداوند
وقتی گفته میشود احکام خمسه تکلیفیه همانگونه که شامل انسان است، شامل خداوند است، نباید تعجب کرد زیرا که فی المثل پس از جریان آفرینش که امری مندوب بوده، هدایت آفریده به معنای ارائه طریق و مقصد به او، بر آفریدگار واجب و مؤاخذه و مجازات آفریده، قبل از بیان و هدایت، حرام و اجابت آفریده در مسئلت یاری برای …
بیشترحکمت روز (803)- دلیل وجوب و یا حرمتِ چیزی بر انسان
وجوب چیزی بر انسان، حاکی از آن است که خداوند، در حکمت چیزی را بر خود واجب فرموده و حرمت چیزی بر انسان، حاکی از آن است که خداوند چیزی را بر خود حرام فرموده و ماجرای سه حکم دیگر یعنی استحباب، کراهت و اباحه نیز از این قرار است.
بیشترحکمت روز (802)- وضعیت چشم ظاهر و باطن در دیدنِ خداوند
آنجا که خداوند به حکم «لاتدرکه الابصار» و «لاتدرکه العیون بمشاهده العیان» دیدنی نیست میان بصر و بصیرت و چشم ظاهر و چشم باطن تفاوتی نیست و آنجا که به حکم «افاعبد ربا” لم اره؟» و «تدرکه القلوب بحقائق الایمان» دیدنی است باز هم میان چشم ظاهر و باطن تفاوتی نیست و فرمایش امیرالمؤمنین علی(ع) خطاب به ذعلب یمانی که …
بیشترحکمت روز (801)- دیدنِ خدا و دیدنِ غیر او
امر خداوند تبارک و تعالی، دائر است میان این که یا همه چیز دیده شود جز او یا هیچ چیز دیده نشود جز او. و این که هم خدا دیده شود هم غیر خدا تنها اختصاص دارد به عالم اعتبار زیرا که ذات و ماهیت غیر خدا، همان اعتبار است.
بیشترحکمت روز (800)- ذات ایمان
ذات ایمان، همان رؤیت و مشاهده است و از آنجا که ایمان حقیقتی تشکیکی و افزایش پذیر و کاهش پذیر است، همچنین رؤیت و مشاهده نیز حقیقتی ذومراتب و افزایش پذیر و کاهش پذیر است.
بیشترحکمت روز (799)- نتیجه تبعیت دنیا و دین از یکدیگر
در صورت تبعیت دنیا از دین، دنیا تخصیصا” یا تخصصا” از شمول مذمومیت دنیا یا از شمول عنوان دنیا خارج می شود و درصورت تبعیت دین از دنیا، دین تخصیصا” یا تخصصا” از شمول محمودیت دین یا از شمول عنوان دین خارج می شود.
بیشترحکمت روز (798)- امر دین و دنیا
امر دین و دنیا به دلیل تناقض ذاتی میان آن دو از یکسو و لابدمنه بودن هردو از سوی دیگر به این صورت است که لامحاله باید یکی تابع دیگری شود و به رنگ آن دیگری درآید. در صورت تبعیت دنیا از دین که خواسته خداوند است، دنیا دیگر دنیا نیست یا به تعبیر دیگر دنیای مذموم نیست و در …
بیشترحکمت روز (797)- مواردی واجب بر خداوند
آفرینش و پدید آوردن غیر جنب خداوند، فضلی واجب، و هدایت آفریده به معنای ارائه طریق به او، امری واجب و ایصال آفریده به مطلوب در صورت استمداد و استعانت آفریده نیز فضلی واجب بر آفریدگار است.
بیشترحکمت روز (796)- شرطِ لبخندِ زندگی به آدمی
زندگی در صورتی به روی تو لبخند می زند که تو به روی مرگ لبخند زنی، زیرا که مگر جز مرگ می تواند آدمی را از حیات ناخالص موقت به حیات خالص ابدی منتقل نماید؟
بیشترحکمت روز (795)- چگونگی کاهش و افزایش معرفت، یقین و علم
خداوند ابتدائا”، معرفت، یقین و علم را به مخلوق عنایت می فرماید آنگاه تشدید و یا تضعیف آن ها را از طریق عمل و اقدام که همان حرکت به سوی معروف، متیقن و معلوم است به مخلوق واگذار می فرماید. در صورت عمل و اقدام؛ معرفت، یقین و علم، بیشتر و بیشتر و در صورت عدم آن، کمتر و کمتر …
بیشترحکمت روز (794)- معنای کلمات معرفت، یقین و علم
کلماتی مانند معرفت، یقین و علم هنگامی که جداگانه استعمال می شوند به یک معنا و هنگامی که با هم استعمال می شوند دارای معانی متفاوتند. در صورت استعمال جداگانه معرفت همان یقین و یقین همان علم و مفهوم مقابل آن ها جهل است و اما در صورت استعمال با هم، معرفت دربرابر انکار و مربوط به مشعر فؤاد است …
بیشترحکمت روز (793)- تعریف مومن، کافر، منافق و مستضعف
ایمان یا زبانی و نظری است یا قلبی و عملی. همچنین کفر این گونه است. براین مبنا آدمیان چهار طایفه اند نخست کسانی که به لحاظ زبان و قلب یا نظر وعمل، مؤمنند دیگر کسانی که به هردو لحاظ کافرند و سوم کسانی که به لحاظ زبان و نظر مؤمن و به لحاظ قلب و عمل کافرند و چهارم کسانی …
بیشترحکمت روز (792)- در مورد نزدیک دانستنِ ظهور
نزدیک دیدن و نزدیک دانستن ظهور و حاکمیت خداوند در جهان تنها جنبه توصیفی و خبری ندارد که گفته شود اگر نشد چه؟ بلکه علاوه برآن، جنبه انشائی و تکلیفی دارد و علامت مشارکت شخص در فرآیند ظهور و حاکمیت خداوند است.
بیشترحکمت روز (791)- مناسب ترین ترجمه عبارت «قیمت کل امرء ما یحسنه»
بهترین و مناسب ترین ترجمه از سخن نورانی حضرت علی ع که فرمود «قیمت کل امرء ما یحسنه» این است که ارزش هرکس به چیزی است که آن را باارزش می داند. یعنی که مایحسنه باید یا مایحسّنه از باب تفعیل خوانده شود یا به آن معنا شود.
بیشتر