نکته معارفی

نکته معارفی (370)- انواع پایان زندگی آدمیان در عالم واقع

اگر در عالم هنر، داستان زندگی آدمیان به انواعی مانند: کمیک (خنده دار)، دراماتیک (تخیلی)، اپیک (حماسی)، تراژیک (فاجعه بار) و غیره تقسیم می شود، در عالم واقع داستان و پایان زندگی آدمیان در این جهان تنها به دو نوع حماسی و تراژیک تقسیم می شود. و مراد از زندگی و پایان حماسی، زندگی کسی است که می توانست به …

بیشتر

نکته معارفی (369)- ملاحظه معنای صحیح انتظار در مشی امام ره

وقتی امام خمینی رضوان الله علیه، آن سفیر اعظم ولی عصر عج در عصر ما می گوید: «ما تکلیف داریم ظلم و فساد را در تمام عالم براندازیم و عدل و صلاح را در تمام عالم برقرار نماییم، هر چند نمی توانیم و اگر می توانستیم، انجام می دادیم»، برای رفع تعارض ظاهری میان این سخن و قاعده عقلی و …

بیشتر

نکته معارفی (368)- علت مذموم بودن دنیا

همانگونه که برای علو خداوند حد و نهایتی نیست و «سبق فی العلو فلا شئ اعلی منه» خ ۴۹، حق است، همچنین برای دنو خداوند نیز حد و نهایتی نیست و «قرب فی الدنو فلا شئ اقرب منه» نیز حق است. پس در مذموم بودن حیات دنیا بیاندیش که آن نه بعلت معنای واژه دنیا بلکه بدلیل اشتباه در تطبیق …

بیشتر

نکته معارفی (367)- چرایی نکوهش دنیا

علت نکوهش دنیا که اسم مؤنث تفضیلی و بمعنای ادنی و اقرب است، نه نفس واژه دنیا بلکه در خطای عظیم آدمیان در تطبیق آنچه در واقع دنیا و اقرب است به آنچه در واقع قصوی و ابعد است، می باشد زیرا که ادنی و اقرب واقعی و وجودی به هر چیز همانا ذات اقدس احدیت و ابعد و اقصای …

بیشتر

نکته معارفی (366)- شرح قضیه ولایت نورانی و ولایت ظلمانی

قضیه نور و ظلمت و ولایت علی علیه السلام و ولایت فلان، قضیه بحر و نهر نیست که مثلا نور و ولایت علی علیه السلام، بحر و ظلمت و ولایت فلان، نهر باشد بلکه قضیه ایندو قضیه بحرینی است که یکی یعنی بحر نور و ولایت علی علیه السلام ، عذب و فرات است و شرب آن نیز سائغ و …

بیشتر

نکته معارفی (365)- بهتر بودن آخرت نسبت به دنیا

آدمی تا به آن سوی پرده -یعنی آخرت- منتقل نشود، باور نمی کند که آخرت برای او بهتر است از دنیا، زیرا که مخاطب «و للآخره خیر لک من الاولی» در سوره مبارکه والضحی هر چند وجود مبارک پیامبر اکرم ص است لکن خاص آن حضرت نیست و جمیع مؤمنان را نیز شامل می شود.

بیشتر

نکته معارفی (364)- گریز ناپذیری سوختن در شدت خداوند

ای مخلوق! بدانکه تو باید در آتش شدت خداوند که ذات اقدسش اشد همه شدتهاست، سوخته و خاکستر شوی: یا در آتش مهر خدا، اگر مؤمن و اهل ولایت باشی، یا در آتش قهر خداوند اگر کافر و اهل عداوت باشی. و آنگاه از خاکستر وجودت، ثانیا موجود خواهی شد: یا در بهشت ابد در صورت ایمان و ولایت، یا …

بیشتر

نکته معارفی (363)- رابطه دین و دنیا

دین و دنیا دو نقیضند که با یکدیگر نه جمع می شوند و نه رفع و لامحاله یکی از آندو باید تابع دیگری باشد. یا دنیا تابع دین می شود و در ظل محمودیت دین، محمود می گردد یا دین تابع دنیا می شود و در ظل مذمومیت دنیا، مذموم می گردد. یعنی که دین و دنیا هرکدام دارای دو …

بیشتر

نکته معارفی (362)- اثر منظر نگاه به واقعیت بر ارائه آن به غیر

آن کس که از منظر واقعیت به واقعیت نظر می کند و می خواهد واقعیت را آنگونه که هست به غیر خود ارائه نماید، به این ارائه او، شعر و هنر و سینما گفته می شود که همپای واقعیت دارای ارزش و اصالت است و اما آن کس که از منظر شعر و هنر و سینما به واقعیت، چه رسد …

بیشتر

نکته معارفی (361)- نکته ای در خصوص اتمام حجت

یکی از سخنان جاهلانه که از سنخ استهزاء آیات الهی است، این سخن است که اتمام حجت بر کسی منوط به پذیرش آن حجت توسط آن شخص دانسته شود و اینکه چنانچه حجت حقی بر کسی اقامه شود و آن شخص آن حجت را نپذیرد، حجت بر او تمام نشده است.

بیشتر

نکته معارفی (378)- توصیف دو “علی الحکیم” مذکور در قرآن

اگر پرسش شود که میان آن علی حکیم که به اقتضاء «انه علی حکیم» الشوری ۵۱؛ نعت باری تعالی است و علی حکیم دیگری که به اقتضاء «و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم» الزخرف ۴، نعت امیر المومنین علی علیه السلام است، چه نسبت است؟ پاسخ این است که: فرقی میان آن علی و این علی نیست جز …

بیشتر

نکته معارفی (357)- مصادیق انعمت علیهم، مغضوبین و ضالین

مومن می گوید: خداوند با من است «ان معی ربی» و کافر نیز می گوید: خداوند با من است «و لئن رددت الی ربی لاجدن خیرا منها منقلبا». در این میان انسانها سه طایفه می شوند. نخست کسانی که سخن مؤمنان را تصدیق می کنند و ملحق به آنان و مصداق انعمت علیهم هستند، دوم کسانی که سخن کافران را …

بیشتر

نکته معارفی (356)- معلوم و مجهول عظیم برای عقل

برای عقل یک معلوم عظیم و یک مجهول عظیم وجود دارد. معلوم عظیم او نفس بودن خداوند است و مجهول عظیم او نفس بودن ماسوای خداوند در جنب خداوند است. از اینروست که ما اقرار به خداوند را برای عقل تعقلی و اقرار به ماسوای را تعبدی می دانیم.

بیشتر