وقتی امام خمینی رضوان الله علیه، آن سفیر اعظم ولی عصر عج در عصر ما می گوید: «ما تکلیف داریم ظلم و فساد را در تمام عالم براندازیم و عدل و صلاح را در تمام عالم برقرار نماییم، هر چند نمی توانیم و اگر می توانستیم، انجام می دادیم»، برای رفع تعارض ظاهری میان این سخن و قاعده عقلی و قرآنی «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» لزومی ندارد آنرا به غیر این مورد تخصیص بزنیم یا آنرا از ظاهرش صرف نماییم، زیرا که امام با این سخن در واقع معنای صحیح انتظار را روشن می فرماید که منتظر _ با ظای مکسور _ چنانچه تکلیف خود را همان تکلیف منتظر _ با ظای مفتوح _ بداند و با علم به اینکه او خود نمی تواند به «همه مقصود» برسد، برای براندازی ظلم و فساد در عالم قیام کند، در این صورت به «چیزی از مقصود» که همان مقدمه بودن برای قیام و دولت آن مصلح کل است خواهد رسید و اگر با استناد به قاعده فوق قعود کند یا از اول قصدش رسیدن به چیزی از مقصود باشد، به هیچ چیز نخواهد رسید و در فرایند تعجیل در ظهور و فرج هیچ نقشی نخواهد داشت.