اصل در نسبت میان معصوم اصلی که متبوع و امام است و معصوم ظلی که تابع و مأموم است، مشابهت است در تمام امور الا ما خرج بالدلیل و نه عدم مشابهت الا ما خرج بالدلیل.
بیشترحکمت روز (490)- تفاوت عصمت معصوم اصلی با معصوم ظلی تنها در حوزه ی کمیت است و نه کیفیت
تفاوت عصمت معصوم اصلی که متبوع است و معصوم ظلی که تابع است تنها در حوزه ی کمیت و موارد عددی تعلق عصمت است که این کمیت در مورد معصوم اصلی بیشتر است و نه در حوزه ی کیفیت و جنس عصمت به این که مثلاً فعل و سخن معصومانه معصوم اصلی، معصومانه تر باشد از فعل و سخن معصومانه …
بیشترحکمت روز (489)- وصف مبارک ترین حادثه عصر ما
مبارک ترین حادثه عصر ما پیوند مجدد عقل و ایمان پس از دوران های طولانی جدایی این دو از یکدیگر و سیطره ی دوران های ایمان بلاعقل و عقل بلا ایمان است.
بیشترحکمت روز (488)- خطای دنیای قدیم و جدید در زمینه جداسازی ولی الله، کتاب الله و عقل
شعار دنیای قدیم «حسبنا کتاب الله» و شعار دنیای جدید «حسبنا عقلنا» است در حالی که نه آن کتاب الله به دلیل جداسازی آن از ولی الله، کتاب الله است و نه این عقل به دلیل جداسازی آن از کتاب الله، عقل است.
بیشترحکمت روز (487)- معلوم شدن حماقت و حکمت از طریق سبقت سخن و یا اندیشه بر دیگری
علامت حماقت، سبقت سخن بر اندیشه یا سبقت اظهار بر حقیقت ظاهر شده است و علامت حکمت، سبقت اندیشه بر سخن یا سبقت حقیقت بر اظهار آن است. کما قال مولانا العسگری علیه السلام: «قلب الاحمق فی فمه و فم الحکیم فی قلبه»
بیشترحکمت روز (486)- دو اشتباه در تطبیق علائم الظهور مأثور
تطبیق علائم الظهور مأثور با حوادث جاری در هر زمان، به صورت قطعی و خاص و شخصی، همانقدر غلط است که عدم تطبیق این علائم با حوادث جاری به صورت احتمالی، عام و نوعی.
بیشترحکمت روز (485)- وصل به قرآن و عترت، وصل به دریای علمی است از مصادیق «علمناه من لدنا علما»
هر کس وصل باشد به قرآن کریم و عترت طاهره ی پیامبراکرم ص هر آینه وصل شده به دریای علمی که ابداً جدید و غض و طری است، علمی که جوششی و فورانی و الهامی و از مصادیق «علمناه من لدنا علما» است.
بیشترحکمت روز (484)- وصف سخن بر مبنای حصول از نفث رحمانی و یا نفث نفسانی
سخن، یا حاصل نفث رحمانی است که حق و متین و حکمت و عین سخن خداوند است و یا حاصل نفث نفسانی و شیطانی است که سست و ضعیف و بی پایه و عین سخن نفس و یا شیطان است.
بیشترحکمت روز (483)- تأویل بر حقّ قرآن همانقدر تنزیل است که متن مُنزل قرآن تنزیل است
همانگونه که وحی از سنخ ما انزل الله است، عقل نیز از همین سنخ است، نهایت آنکه عقل دو گونه است: نخست عقل منزل که حبلی است ممدود از جانب خداوند به جانب خلق و دیگر عقل صاعد که حبلی است ممدود از جانب خلق به خداوند و نکته مهم این است که عقل صاعد نیز که همان تفسیر عقل …
بیشترحکمت روز (482)- بیان سر تشیع در موضوع وحی، عقل و امر
تمام سّر تشیع یک کلمه است و آن اینکه وحی را باید با وحی درک کرد و عقل را با عقل و امر را با امر، نه اینکه وحی را نباید با عقل و امر درک کرد که وحی همان عقل و امر است بلکه مراد این است که وحی را نباید با وهم و عقل را نباید با هوی …
بیشترحکمت روز (481)- معنی واقعی و نتیجه قول “حسبنا کتاب الله” توسط امت و روسای آن پس از پیامبر (ص)
وقتی پیامبر ص فرمود من میان شما دو شیُ گرانبها بجا می گذارم مراد این بود که از این پس شما با دو عقل روبرو هستید که عبارتند از عقل منزلی که در قرآن کریم در اختیار شماست و دیگر عقل صاعدی که در وجود مبارک علی علیه السلام و عترت طاهره در اختیار شماست و شما با تمسک به …
بیشترحکمت روز (480)- شرح دو سیر نزولی و صعودی عقل به عنوان اول ما خلق الله و منتهای این دو سیر
عقل، پس از آفریده شدن به عنوان اول ما خلق الله، به نصّ شریف «ادبروا قبل» دارای دو سیر نزولی و صعودی یا ادباری و اقبالی است. سیر نزولی و ادباری عقل که منتهای آن مقام خاک و زمین است، متجلی در «متن وحی» یا همان کتاب الله صامت و قرآن کریم است و سیر صعودی و اقبالی عقل که …
بیشترحکمت روز (479)- شرح ختم دورانی و فتح دورانی دیگر توسط پیامبر خاتم (ص)
پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله خاتم دورانی و فاتح دورانی دیگرند: «الخاتم لماسبق و الفاتح لما ستقبل». دوران ختم شده، دوران غربت انبیاء علیرغم حضور آنان و دوران فتح شده، دوران سلطنت انبیاء علیرغم عدم حضور آنان است.
بیشترحکمت روز (478)- تفاوت برداشت شیطان و عالمان از ختم نبوت
اگر شیطان، ختم نبوت را به معنای پایان دوران نیاز انسان به نبوت، معنا می کند، عالمان، ختم نبوت را به معنای پایان دوران مهجوریت نبوت علی رغم حضور انبیاء و آغاز دوران مقبولیت نبوت علیرغم عدم حضور انبیاء میدانند.
بیشترحکمت روز (477)- مقایسه حال عارف در برابر نام خداوند و حال ملحد در برابر وجود خداوند
ملحدی نزد عارفی، لحیه جنباند که: خداوند وجود ندارد عارف بی درنگ برخاست و بر لبهای ملحد بوسه زد! او را گفتند: مگر نشنیدی چه گفت؟ عارف گفت: این شخص، نام معبود مرا بر زبان جاری ساخت، از شدت حلاوت این نام از خود بی خود شدم و دیگر متوجه لاطائل بعدیش نبودم.
بیشتر