تاملات فقهیه (9)- عدم جواز دعا به غیر عربی در نماز

بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم شیخ صدوق در “من لا یحضر الفقیه” در اثبات جواز دعا به زبان فارسی در قنوت می فرماید:
<< و ذکر شیخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الولید رضی الله عنه عن سعد بن عبدالله انه کان یقول؛ لا یجوز الدعا فی القنوت بالفارسیه، و کان محمد بن الحسن الصفار یقول؛ انه یجوز، والذی اقول به انه یجوز لقول ابی جعفر الثانی ع: ” لا باس ان یتکلم الرجل فی صلاه الفریضه بکل شیء یناجی به ربه عزوجل” ولو لم یرد هذا الخبر لکنت اجیزه بالخبر الذی روی عن الصادق علیه السلام انه قال ع ” کل شیء مطلق حتی یرد فیه نهی” والنهی عن الدعا بالفارسیه فی الصلاه غیر موجود، والحمد لله رب العالمین.>> (1) یعنی شیخ ما محمد بن حسن بن احمد بن ولید از سعد بن عبدالله نقل می کند که: دعا در قنوت نماز به زبان فارسی جایز نیست و محمد بن حسن بن صفار می گفت: جایز است و آنچه من می گویم این است که جایز است به دلیل قول امام جواد ع که فرمود: “منعی نیست که انسان در نماز واجب به هر چیزی که با آن با پروردگار خود مناجات می کند تکلم نماید” آنگاه می گوید: حتی اگر این خبر وارد نشده بود من بدلیل خبری که از امام صادق ع وارد شده و فرموده “هر چیزی برای تو مباح است تا نهی ای در آن وارد شود” به آن یعنی دعا به زبان فارسی اجازه می دادم زیرا نهی از دعا به زبان فارسی در نماز وجود ندارد. تمام شد سخن مرحوم شیخ صدوق.
اقول: مرحوم شیخ صدوق در اثبات جواز دعا به زبان فارسی در قنوت به دو روایت استناد کرده اند که هر دو قابل خدشه است زیرا روایت اول از حضرت امام جواد علیه السلام در صدد اثبات جواز دعا و ثنا و مناجات با خداوند به هر مطلبی است یعنی اینکه در نماز در قنوت و غیر آن هرگونه دعا و ثنا و مناجاتی با پروردگار جایز است و دعا در قنوت و یا رکوع و سجود منحصر به برخی از ادعیه ماثوره نیست و مصلی می تواند از جانب خود انشا دعا نماید و اینکه بخواهیم “بکل شیء” را در متن روایت به کل اللغه تفسیر نماییم آنگونه که مرحوم صدوق استنباط فرموده، خلاف ظاهر است و بر آن دلیل و قرینه ای وجود ندارد و اما روایت دوم از وجود مقدس امام صادق علیه السلام در مورد مطلق و مجاز بودن هر چیز تا آنکه نهی در آن وارد شود باید گفت با توجه به توقیفی بودن عبادتی همچون نماز، صرف عدم ورود نهی از دعا به زبان فارسی و بطور کلی غیر زبان عربی در نماز، نمی تواند موجب جواز این امر باشد و از آنجا که اصل در نماز بواسطه وجوب تلفظ صحیح عربی در قرائت و اذکار واجبه و تشهد و سلام، تکلم به لغت عربی است از این رو برای جواز تکلم به غیر عربی در اذکار و ادعیه مندوبه نماز و از جمله دعا در قنوت، دلیل لازم است در صورت فقدان دلیل و رخصت در این مورد باید به اصل عمل نمود مضافا که تکلم به زبان فارسی یا هر زبان دیگری غیر از عربی می تواند به هم زننده شکل نماز باشد و سیره علما و مومنان الا شذوذی از آنها همواره بر عدم جواز تکلم به غیر عربی بوده و اگر هیچ یک از این ادله نیز نباشد و هیچ دلیلی بر نهی از تکلم به غیر عربی در نماز نداشته باشیم می توانیم در این مورد به مذاق شریعت استناد کنیم و بر این مبنا تکلم به غیر عربی در نماز را ناپسند و ترک آن را مطابق احتیاط بدانیم. الحمد لله رب العالمین.

سید محمد قائم مقامی
27 مهرماه 1384

(1)- من لا یحضر الفقیه، جلد 1 صفحه 308

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا مقدار صحیح را در کادر وارد کنید. *