انتقال از هست وجودی به باید رفتاری از طریق واسطه ایست به نام باید وجودی یعنی که عقل قبل از حکم به باید رفتاری و بعد از حکم به هست وجودی، دارای حکم به باید وجودی است یعنی که عقل حکم می کند به اینکه آنچه هست باید باشد. و اما از آنجا که هست و باید که یکی اخبار و دیگری انشاء است با یکدیگر قابل جمع نیستند، معنای باید وجودی، انشاء ظهور خواهد بود یعنی که عقل حکم می کند که آنچه هست، باید ظاهر باشد و باید رفتاری همان ظاهر ساختن “هست” است. فی المثل انتقال از خدا هست به خدا را باید عبادت کرد، از طریق واسطه ایست به نام خدا باید باشد که بمعنای خدا باید ظاهر باشد است و عبادت خداوند ، همان ظاهر ساختن خداوند است.