بسم الله الرحمن الرحیم
دو کتاب انسان خردمند و انسان خداگونه تالیف نویسنده اسراییلی به نام یووال نوح هراری که در آنها به صراحت وجود خداوند تبارک و تعالی انکار شده و نظریه پوسیده پدید آمدن عالم و آدم به صورت خود بخود و تصادفی، احیاء شده، دارای دو جنبه ظاهری و باطنی یا روی صحنه و پشت صحنه است که در جنبه ظاهری و روی صحنه آنها، در کنار گفتن باطل ترین اباطیل که طایفه بزها و گوسفندها و الاغها و شترها از شنیدن آنها با صدای بلند می خندند، به شیوه سایر اسراییلی های با هوش و مغضوب خداوند به برخی از حقایق همچون پاره ای از تباهی های انسان مدرن و خودبنیاد در حوزه های اقتصاد و سیاست و فرهنگ و ظلم به محیط زیست و حیوانات و سرانجام مغلوب ماشین و مصنوع خود شدن نیز اعتراف شده که در این مورد باید به جداسازی سخنان حق از باطل و خنده و تمسخر حیوانات نسبت به اباطیل گفته شده اکتفا نمود. و اما در مورد پشت صحنه این دو کتاب باید گفت وقتی شیطان که خود علیرغم مخالفت و عصیانش در برابر خداوند، نسبت به وجود اقدس احدیت، مقر و معترف است، در عصر ما کسی را وامیدارد تا ضمن کتابی بظاهر علمی و در واقع تخیلی و هنری، وجود خداوند و جهان آخرت و فرشتگان و کتابهای آسمانی را انکار کند و مطلق دین را افسانه و ساخته خیال بشر بداند، این امر دو چیز را ثابت می کند: نخست، گسترش و توسعه خارق العاده و غیر قابل تصور رویکرد عمومی انسانها به خداوند و دین در جهان پسا مدرن و پسا صنعتی که قرار بود دین و خدا و سنت و فطرت یکسره از ساحت وجود آدمیان حذف شود که نه تنها نشد بلکه همراه با انفجار نور انقلاب اسلامی در ایران به صورت انفجاری در جهان ظاهر گردید و در مواجهه با آن از زبان برخی فلاسفه معاصر به درستی شنیده شد که: ما هرچه در جهان مدرن و صنعتی کاشتیم، عکس آنرا درو کردیم. و نکته دیگر ثابت شده عبارت است از عصبانیت بسیار شدید شیطان و خلیفه اش اسراییل و صهیونیزم جهانی از این وضع و اینکه آینده متعلق به او نخواهد بود و مهر پایان به پیشانی سلطنت یهود خورده است. بنابراین ما بخوبی وضع و حال روانی شیطان و اتباعش و اینکه کجایشان سوخته که در این عصر چنین می گویند را درک می کنیم.
سید محمد قائم مقامی
۳۱ فروردین۱۳۹۹