آنچه در نسبت میان تشیع و تصوف همچنین تشیع و فلسفه، موجب تعجب و حیرت است، این نیست که چرا در حالی که تشیع، عقلی تر از فلسفه و شهودی تر از تصوف است، در عین حال اهل فقه و سیاست و ظاهر نیز هست، بلکه آنچه موجب حیرت است این است که چگونه در حالی که فلسفه و تصوف که یکی خواهان تعقل حقیقت و دیگری طالب شهود آن است، حاضر نیستند سیر خود را تا تشیع که قله مطلق عقل و شهود و حقیقت است ادامه دهند.