در بحث از شناخت، هنگامی که موضوع آن، امر محسوس است، شخص جاهل، اصالت العینی و پیرو مکتب تخطئه و ابژکتیویست است یعنی معتقد است که ذهن بعنوان آئینه ای دربرابر عین خارجی می تواند آنرا آنگونه که هست نشان دهد یا نشان ندهد که در صورت اول مصیب و در صورت دوم مخطی است و اما در مورد امر نامحسوس برای حواس ظاهری از جمله خداوند و روح و حیات پس از مرگ و بهشت و جهنم، این شخص، قائل به اصالت ذهن و پیرو مکتب تصویب و سوبژکتیویست است یعنی معتقد است که در این امور، ذهن به هرچه رسید، مطلب همان است و بحث از صواب و خطا در این مورد موضوعیت ندارد و این دقیقا مصداق قسمت ضیزی یا تقسیم ناعادلانه ایست که خداوند در قرآن کریم به آن اشاره فرموده و امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه 160 نهج الیلاغه با این عنوان که شخص جاهل به مخلوق می دهد آنچه را به خداوند نمی دهد، از آن یاد فرموده است.