دلیل حدوث تاریکی و شر و زشتی در جنب نور و خیر و زیبائی، این نیست که اگر تاریکی نبود، نور شناخته نمی شد و حتی این نیست که اگر تاریکی در برابر نور نبود، گزینش و اختیار و آزادی که ارزشی بغایت والاست، تحقق نمی یافت، بلکه این است که نور حادث که فیض نور قدیم است در حالیکه در افاضه نور قدیم محدودیت نیست، به لحاظ استفاضه دارای محدودیت است و از این محدودیت که همان حیث نفسانی و ما سوایی فیض حادث است، تاریکی پدید می آید و در این میان باید میان تاریکی مجرد و انتزاعی که لازمه حدوث است و تاریکی انضمامی و فعلی که لازمه گزینش سوء است، قائل به تفاوت و عدم تلازم بود.