بدانکه دین، شرط وجود و قرارداد و مقاوله ایست میان آفریدگار و آفریده. نه اینکه آفریدگار اولا به آفریده اعطاء وجود کند و سپس شرط وجود را که دین است به او ابلاغ فرماید بلکه آفریدگار در همان حین اعطاء وجود، آنرا به شرط قبول و امضاء دین که آداب برخورداری از وجود است و به شرط بلی گفتن در پاسخ به پرسش الست عطا می فرماید. یعنی که هیچ موجود نیست که موجود باشد و نسبت به دین حق، فاقد تعهد بوده باشد، اعم از اینکه بعدا به عهد خود وفا کند یا آنرا نقض نماید.