آن کس که آفریده نشده و در کتم عالم امکان است، مختار است که میان آفریده شدن و همچنان در کتم عالم امکان باقی ماندن یکی را انتخاب کند لکن پس از انتخاب آفریده شدن، مختار نیست که بار دیگر به عالم امکان بازگردد و مختار نیست میان بهشت و دوزخ و عبادت و معصیت ، یکی را انتخاب نکند یا هر دو را انتخاب نماید. بنابراین بر خلاف ظاهر و مشهور که میان سلسله جبرها و اختیار های مخلوق، جبر را مقدم بر اختیار می داند، در واقع و حقیقت این اختیار است که مقدم بر جبر است با این قید که برای آن کس که اولا آفریده شدن و ثانیا بهشت و عبادت را انتخاب می کند، اساسا جبری وجود ندارد.