بهترین دلیلی که غاصبان ولایت و حکومت امیرالمومنین علی علیه السلام می توانند به آن استدلال نمایند این است که بگویند آری این ولایت که علاوه بر دوستی بمعنای حکومت است، امر و اراده خداوند بود لکن از آنجا که برمبنای حدیث معصومان علیهم السلام در کافی جلد ۱ ص ۲۰۵، اراده خداوند منقسم به دو نوع اراده عزمیه ظاهریه شرعیه و اراده حتمیه باطنیه تکوینیه است و بعضا خداوند به اراده عزمیه از چیزی نهی می کند و به اراده حتمیه می خواهد که آن چیز انجام شود یا به اراده عزمیه به چیزی امر می کند و به اراده حتمیه انجام آنرا نمی خواهد، ما بر اراده حتمیه باطنیه خداوند بر عدم پذیرش این ولایت واقف شدیم و آنرا امتثال کردیم همانگونه که شیطان بر اراده عزمیه ظاهریه، مامور به سجده به آدم بود لکن خداوند به اراده حتمیه باطنیه خود آنرا نمی خواست و اگر با این اراده سجده به آدم را می خواست، شیطان هرگز نمی توانست تخلف کند.