فقیه واقعی که نایب و قائم مقام امام معصوم است در تلاشش برای رسیدن به حکم خداوند، یا به حاق حکم الله می رسد یا به آنچه در حکم حکم خداوند است و در هر دو حال دین در موضوع واحد جز یک دین نیست زیرا در آنجا که فقیه به حکم واقعی رسیده و تکثر و تفاوت در آن به لحاظ واقع و استنباط نا ممکن است، یکی بودن دین امری واضح است و در آنجا که فقیه به چیزی رسیده که به منزله حکم خداوند است و تکثر و تفاوت و تعدد به لحاظ استنباط، امری ممکن است نیز دین جز یکی نیست زیرا که در این مورد یا واقعیت هست و تکلیف نسبت به آن نیست وتکلیف همان است که فقیه به آن رسیده و یا اساسا واقعیت نیست و واقعیت مستتبع حکم و استنباط است و اگر تعدد و تکثر در واقعیتی که حکم مستتبع آن است، امری غیر ممکن است، این تعدد و تکثر در واقعیتی که مستتبع حکم است، جایز و غیر مخل به وحدت دین است.