نکته معارفی (51)- نقد مقام ولایت

چنانچه پرسش شود که آیا میتوان کسی را که دارای مقام « ولایت » است اعم از ولی اصلی که حضرات معصومین چهارده گانه اند و ولی ظلی و تبعی که تابعان و شیعیان کامل آن حضراتند، مورد نقد وبررسی قرار داد؟ پاسخ این است که باید دید مراد از نقد چیست، زیرا که اگر مراد از نقد، اظهار نظر مشورتی و بحث و گفتگو و داشتن نظری متفاوت با نظر ولی قبل از صدور فعل و فرمان از ناحیه اوست، به این معنا نه فقط اولیاء ظلی و تبعی بلکه اولیاء اصلی را نیز میتوان نقد نمود ودر مجلس مشورتی و کارشناسی در محضر پیامبر اکرم( ص) بدون گفتن این سخن جاهلانه که آیا فلان مطلب از توست یا از وحی است، نظر مخالف خود را ابراز نمود. و اما اگر مراد از نقد، اعتراض و تخطئه نسبت به فعل واقع شده یا فرمان صادر گشته است، باین معنی نه تنها نقد اولیاء معصوم اصلی بلکه نقد اولیاء ظلی و تبعی آن حضرات نیز مانند فقیه راشد و کاملی که به اذن خداوند در مقام ولایت قرار گرفته،به لحاظ عقل قبیح وبه لحاظ شرع ممنوع است زیرا که مقام ولایت اعم از اصلی و تبعی، مقام فناء مطلق در خداوند و مقام « وما فعلته عن امری » و « ما ینطق عن الهوی » است و اعتراض به ولی خداوند، اعتراض به ذات اقدس احدیت است از اینرو ما بر خلاف نظر برخی از مفسرین، حتی اعتراض پیامبر اولوالعزمی مانند حضرت موسی علیه السلام به ولی برگزیده ای همچون حضرت خضر علیه السلام را با این توجیه عامیانه که یکی مامور به ظاهر و شریعت بوده و دیگری مامور به باطن و طریقت و از اینرو هر کدام در کار خود، یکی در فعل و دیگری در اعتراض به این فعل، مصیب بوده اند، امری قابل قبول نمیدانیم و حضرت موسی علیه السلام را در این مورد به لحاظ ظاهر و شریعت نیز مکلف بر سکوت و عدم اعتراض قلمداد می نماییم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا مقدار صحیح را در کادر وارد کنید. *