در قضیه نور و ظلمت یا خیر و شر باید از دو انحراف ثنویت گرائی همه جانبه که قائل به دو مبدأ ازلی نور و ظلمت و دیگر عدم ثنویت همه جانبه که اساسا” منکر وجود هرنوع ظلمت و شری در عالم است اجتناب نمود و براین عقیده بود که خداوند که نور محض و خیر محض و زیبائی محض است، اولا” و بالذات نور و خیر و زیبائی و ثانیا” و بالعرض و از نفس نور حادث که همان حیث محدودیت و غیریت نور حادث است، ظلمت و شر و زشتی را آفرید و موجودات را از این دو گوهر مرکب فرمود و آنگاه آنان را به انتخاب حیث نور و غلبه دادن آن بر حیث ظلمت دعوت فرمود تا آن کس که حیث نور را انتخاب میکند، مستحق آن باشد زیرا که میتوانست حیث ظلمت را انتخاب کند و نکرد و آن کس که حیث ظلمت را انتخاب میکند، مستحق آن باشد زیرا که میتوانست حیث نور را انتخاب کند و نکرد.