خداوند، نور و ظلمت را آفرید: نور را بالاصاله و بالذات و ظلمت را ثانیاً و بالعرض. نور حادث، قائم مقام خداوند بود در عالم ماسوی؛ و ظلمت، ضد و مخالف نور بود. از اینرو خداوند نور را دوست داشت و ظلمت را دوست نداشت و اگر سؤال شود چرا. خداوند آنچه را دوست نداشت آفرید؟ پاسخ این است که اولاً ظلمت در عین ضدیت با نور حادث، لازمه ی آن و وجه ممیزه ی آن از نور قدیم است؛ و ثانیاً خداوند همانگونه که نور را دوست داشت و ظلمت را دوست نداشت، اجبار دیگری به انتخاب نور و ترک ظلمت را نیز دوست نداشت.