استدلال مرحوم ملاصدرا در مورد اینکه بسیط الحقیقه باید کل الاشیاء باشد، چیزی است در حد یک شوخی و نه بیشتر. اینکه بگوئیم چنانچه فرض کنیم ج بسیط باشد و آنگاه بگوئیم آن، ب نیست و بگوئیم اگر حیثیت ج بودن عین حیثیت ب نبودن باشد و حیث ایجاب همان حیث سلب باشد، لازمه اش این است که به محض تعقل ج باید ب نبودن نیز تعقل شود و چون این طور نیست پس معلوم می شود که حیث ج بودن متفاوت است با حیث ب نبودن و در نتیجه ج نمی تواند بسیط باشد و به عکس نقیض برای بسیط بودن باید چیزی از او سلب نشود و ج با بساطتش، باء و راء و زاء و جمیع حروف باشد و در عین حال هیچ یک از آن ها نباشد. آری این سخن چیزی جز یک شوخی و لطیفه ی زبانی بیش نیست.