اگر عرفان (نظر) ی است مولود (عمل) که در واقع این گونه است و جز این نیست بنابراین چه جایی برای تقسیم آن به عرفان نظری و عرفان عملی باقی می ماند؟ مگر آنکه مرادمان از عرفان نظری، همان معرفت اولیه و اجمالی و علمی و مرادمان از عرفان عملی همان معرفت ثانویه و تفصیلی و عینی باشد.