سایت جامعه روحانیت مبارز شیراز:
آیت الله قائممقامی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، به بیان نکاتی در باب جریانات منطقه و شکلگیری گروههای افراطی پرداخت و بر مبنای یک تلقی از تأثیر انقلاب اسلامی بر تاریخ جهان، تحلیلی از موجودیت گروههای افراطی اسلامی، به ویژه داعش، و افق پیش روی این گروهها ارائه کرد.
وی در بخش پیشین این گفتوگو که گزارش آن پیش از این از نظر خوانندگان گذشته است، حوادث اخیر خاورمیانه را که از آن با عنوان ائتلاف جریان مدرنیته و سکولاریسم ادعایی، با یک جریان به غایت ارتجاعی و ماقبل قرون وسطایی و به تمام معنای کلمه سیاه و وحشی در قالب جریان تکفیریها یاد کرد، در راستای تقابل با جریان حق به ظهور رسیده با انقلاب اسلامی در ایران دانست.
بخش نخست این گفتوگو را در اینجا بخوانید!
تجربه اسلام ناب و معقول و معتدل رو به گسترش است/ تجربهای ناشناخته برای انسان
وی از تجربه جدیدی از دین و اسلام که پیش روی انسان قرار گرفته و در عین حالی که برای او ناشناخته است، رو گسترش است، سخن گفت و بیان کرد: تجربه اسلام ناب و معقول و معتدل تجربه جدید انسان است و انسانها آن را نمیشناسند، نه به طور تئوریک و نه به طور عملی و نه حتی به طور گفتمانی نشنیدهاند که برای مثال این اسلام چه ویژگیای دارد؛ اسلامی که متولی آن خود پیغمبر(ص) و کسی از جنس پیغمبر(ص) باشد. ما الان از آن به ولایت فقیه تعبیر میآوریم و مراد همین است که کسی دارد دین را تولیت میکند که از جنس دین و از سنخ انبیاء است.
تجربه دین ناب، تجربه آزادی انسان است
وی افزود: این تجربه، بسیار جدید است و تأکید میکنم که به لحاظ روانشناسانه و در سطح روان انسان هم اگر بخواهیم از این قضیه تحلیل داشته باشیم، باید گفت که بزرگترین اثر این تجربه در درجه اول، آزادسازی فرد انسان است. انسانی که دین حق را تجربه میکند و در واقع دین اسلام، انبیاء و اولیاء را تجربه میکند آزادی حقیقی را که واقعاً چیزی بالاتر از آن وجود ندارد تجربه میکند.
آزادی انسان از «إصر و إغلال»؛ هدف رسالت پیامبر(ص)
وی در تشریح مفهوم این آزادی، با اشاره به نسبت آزادی و عدالت گفت: گاه تصور میشود که میان آزادی و عدالت تقابل هست و یا این باید باشد یا آن. ما میگوئیم این طور نیست و معتقدیم که آزادی به معنای دقیق کلمه مفهومی متحد با عدالت است و هیچ یک دیگری را محدود نمیکند. در واقع یک حقیقت وجود دارد که یک اسم آن آزادی است و یک اسمش عدالت؛ ولی با این قید که البته آن اسمی که مهمتر است، اسم آزادی است. یعنی انسان باید اول در درون خودش از هر چه که با انسانیت او مغایرت دارد، هر چه که جهل است، هر چه که خرافه است، هر چه که گناه است و هر چه که به تعبیر قرآن و روایات آتش است و یا باز به تعبیر قرآن هر چه که «إصر و إغلال» است، آزاد شود.
وی بیان کرد: در قرآن کریم میفرماید که اصلاً اصل رسالت پیغمبر اکرم(ص) این است که «وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ؛ و بار گرانشان را از دوششان برمىدارد و بندها و زنجیرهایى را که بر آنان تحمیل شده است از آنان فرو مىگذارد.»(أعراف/157). پیغمبر(ص) آمده که این بارها و غل و زنجیرها را از طریق دین حق و دین ناب و اسلام ناب از بشر دور کند.
اسارت درونی؛ عامل ظلم و خشونت/ خشونت داعش ناشی از اسارت در دوزخ است
وی این تجربه را عظیمترین تجربه انسان خواند و گفت: وقتی که کسی آزاد شد، عادل میشود و این عدم عدالت انسان که همان ظلم باشد، برای وقتی است که آدم آزاد نیست و در درون خودش و اسیر است و در غل و زنجیر است و گرفتار درون خودش است. به همین جهت است که ظلم میکند و خشونت نابجا دارد. در واقع اینهایی که این خشونت را میکنند این آزادی را ندارند و به معنای دقیق کلمه اسیرند. آنها نیروهای ضدآزادی و اسیر مطلق هستند.
وجه اصرار به بیرونی کردن و ظاهر شدن دین
وی اسارت مطلق را اسارت در دوزخ تعبیر کرد و گفت: همچنان که ما در روایاتمان آزاد شدن از آتش داریم، اسارت در آتش هم داریم. در تحلیل قضیه در سطح روان انسان باید گفت که این آزادی و آن اسارت چیزی است که فرد درون خودش آن را تجربه میکند و برای این که آن را درون خود نگه دارد و مستقر کند، نیاز دارد که آن را به بیرون سرایت دهد. اصراری هم که در انقلاب اسلامی هست این است که دینی را که درون خود دارد بیرون بیاورد و ظاهر کند و آن را اجتماعی و سیاسی کند. این دین وقتی که بیرون میآید پشتوانهای میشود برای دین درونی و به تعبیری به عمق استراتژیک درون شما تبدیل میشود.
وی افزود: هیچ راهی هم جز این وجود ندارد و اگر قرار باشد که در درون انسان آن تجربه آزادی، تجربه معنویت، تجربه معرفت و تجربه ایمان باقی بماند، این تجربه باید سرایت داده شود و نظام اجتماعی و سیاسی به رنگ همین دین دربیاید.
چرا داعشیان اسیر آتشاند؟
وی در مورد این که چرا این افراد اسیر آتشاند و چرا به چنین اسارتی افتادهاند، عنوان کرد: این که چرا اینها اسیر آتشند برمیگردد به همان امر کلی که انسانها دو دسته میشوند و یک دسته نور را انتخاب میکنند و یک دسته ظلمت را یک دسته اهل سعادت هستند و یک دسته اهل شقاوتند.
شقاوت و اوج پندارگرایی در داعش
وی در این باره بیان کرد: شما ببینید که تاریخ از کسی گزارش میدهد که بعد از ضربت خوردن وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) شعری میسراید و و ابنملجم را ستایش میکند و او را فردی متقی میخواند که ارادهای نداشت مگر این که به خشنودی و رضوان خداوند برسد. شما ببینید که چه پدیدهای در وجود انسان میتواند اتفاق بیفتد که حالا آن شقی که آن کار را کرده است، شقیای دیگر خیال کند که در واقع این کار موجب رضای خدا و خوشنودی خدا بوده است. بنابراین این یکی از ویژگیهای انسان شقی و بدبخت است که خیال میکند از طریق بدترین اعمال دارد بهترین اعمال را انجام میدهد.
وی با اشاره به نمونههایی از این شقاوتها که ما در حال حاضر شاهد آن هستیم، بیان کرد: الان ما در زمان خودمان شاهد آن هستیم که تکفیریها که هم از مصادیق سفیانیها و هم از مصادیق خوارج زمان ما هستند، در حالی که شرورانهترین اعمال را انجام میدهند، میپندارند که با این کار دارند به بهشت میروند و رضوان خدا را دارند به دست آورند.
وی این پدیده را اوج پندارگرایی انسان خواند و اظهار کرد: با کمال تأسف باید بگوئیم که قدرتهای حاکم جهان هم در مجموع همراه با این پندارگرایی بودهاند و هنوز هم هستند. در هر صورت بستری از پندارگرایی حاکم بوده است که این اجازه را به چنین کسانی داده است چنین رفتارهایی را داشته باشند.