هویت ما:
آیتالله سیدمحمد قائممقامی، استاد حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) به بررسی موضوع تمدنسازی در قرآن کریم و تأثیر تحول در شیوه فقاهت بر این موضوع پرداخت و ضمن اشاره به حوزههایی که قرآن در جریان تمدنسازی پوشش میدهد، گفت: این حوزهها جمیع حوزههای بشری هستند، چون تمدن با همه جنبهها و جهات زندگی انسان از جمله جهات فردی، اجتماعی، سیاسی، عقیدتی، با اخلاق انسان، چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی و… سر و کار دارد و تمام جهات زندگی انسان را در بر میگیرد.
تمدن قرآنی، جنبههای مثبت تمدنهای پیشین را ابقاء و کامل میکند
وی افزود: البته این بدان معنا نیست که تمدن قرآنی، همه دستاوردهای پیش از خودش را کنار میزند و خواهد گفت که همه چیز را باید از نو نوشت، بلکه همه جنبههای مثبت تمدنهای موجود همانند نظم، ابقاء و کامل میشوند. قرآنکریم، نظم را نه فقط در بخشی که اکنون غرب در آن ورود دارد، بلکه در تمام جهات، به جهان میآموزد. الان، جهان غرب، تمدنش را بر اساس نظم قرار داده است، اما این نظم، کامل و در همه جهات نیست.
قائممقامی اضافه کرد: امروزه مشاهده میکنیم که تمدن غرب در یکی از مهمترین حوزههای زندگی انسان که مربوط به ارتباط جنسی دو جنس مخالف است و از جمله موضوعاتی است که اساس تمدن واقعی انسان را تشکیل میدهد، اعتقادی به نظم ندارد و ما معتقدیم که نظم از ارتباط بین دو جنس مخالف یعنی زن و مرد آغاز میشود و جوامعی که در این مورد به نظم الهی اعتقاد دارند، میتوانند این مسئله را به جاهای دیگر نیز تسری دهند.
در اسلام، نماز منشاء نظم اجتماعی است
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه این گفتوگو در رابطه با موضوع نظم در اسلام گفت: در اسلام، نماز به عنوان منشأ نظم اجتماعی مطرح است. بر اساس نظریات دین مبین اسلام، جامعهای که نماز میخواند، مشروبات الکلی و مواد مخدر مصرف نمیکند رابطه جنسی منظم دارد و اصولا میتواند نظم را در همه ابعاد اجتماع پیاده کند.
وی در پاسخ به این پرسش که نظر شما در رابطه با دیدگاه عدهای که معتقدند تولید تمدن اسلامی در گرو تحول در شیوه فقاهت است، چیست، گفت: این دیدگاه به مقدار اندکی درست است و ما معتقدیم که این عمل، با وقوع انقلاب اسلامی، در همین چند دهه اخیر به وقوع پیوسته است و تحولی اساسی در فقه پدید آمد که کاملاً خودجوش و درونی بود، نه یک اتفاق که از بیرون از سیستم فقاهت اسلامی بر ما تحمیل شده باشد.
فهم اسلامی در گرو عمل اسلامی است
قائم مقامی ادامه داد: فقیهان با سیستم درونی خود، این تحول را به وجود آوردند و اهداف این تحول به این موضوع برمیگردد که وقتی جامعه به طرف اجرای حکم الهی و قرآنی میرود و تلاش میکند آن مقدار از حکم که در اختیارش هست را اجرا کند، احکام دیگری را در پی دارد و این نکته مهمی در مورد ارتباط بین فهم و عمل است. چون فهم اسلامی در گرو عمل اسلامی است و وقتی که ما وارد حوزه عمل و اجرا بشویم، حوزه فهم گسترش پیدا میکند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: روایت است که اگر شما به آنچه که میدانید، عمل کنید، خداوند علم آن چیزی را که نمیدانید، در اختیار شما قرار میدهد. در قضیه احکام و در مورد استفتاء هم همینطور است. ما بعد از انقلاب وارد حوزه اجرا شدیم و الان تلاش میکنیم که احکام خدا را اجرا کنیم و به همین علت ما شاهد توسعه در فهم فقهی خود هستیم. بنابر این، فقه، اینگونه توسعه و تحول پیدا میکند نه از طریق نظریههای بیرونی، و همپای این تلاشها برای اجرای احکام الهی، ابعاد بسیار بیشتری از درک احکام الهی به روی ما باز میشود.