در ماجرای عجیب همراهی حضرت موسی ع با حضرت خضر ع در سوره مبارکه کهف، حضرت خضر در تأویل وقایع سه گانه، تدبیر اولین واقعه یعنی معیوب نمودن کشتی را به خود، و تدبیر واقعه دوم یعنی کشتن نوجوان را به خود و آسمانیان و تدبیر واقعه سوم یعنی اقامه دیوار در حال خرابی را منحصرا به خداوند نسبت می دهد و می فرماید من آن را به امر خود نکردم. یکی از نکات مهمی که می توان از روند واقعه سوم آموخت اینست که در تعامل با خداوند متعال تعبدی عمل نمودن حتی در انسانی مدبر و اهل معنا در سطح حضرت خضر ع الزامی است و با وجود اینکه می بایست در تعقل و کشف علل اوامر و تدابیر الهی کوشید اما همواره می بایست در انجام عمل تعبدی که خود زمینه ساز انکشاف باطن امور است اهتمام داشت و به آن مباهات کرد. لذا موکول نمودن اعمال تشریعی و اوامر الهی به پس از فهم دلایل آنها هر چند دارای ظاهری روشنفکرانه است اما حکایت از بهانه جویی و یا گمراهی قائل به این سخن دارد.
مهدی عرفانی