جدایی دین از حاکمیت و قدرت، هم مذموم است و هم محمود. مذموم است آنجا که دین، دین حق و خالص و ناسخ است و محمود است آن جا که دین، دین باطل و ناخالص و منسوخ است.
بیشترحکمت روز (505)- مذموم و یا محمود بودن سکولاریزم در مواجه با دین حق و یا دین باطل
اگر سکولاریزم به معنای جدایی دین از حاکمیت و قدرت است، هرگز نمی توان سکولاریزم را در مورد مطلق دین و دینی که اعم است از دین حق و باطل، دین خالص و ناخالص و دین ناسخ و منسوخ، مذموم و یا محمود دانست زیرا همانقدر سکولاریزم در مورد دین حق وخالص و ناسخ، مذموم است که عدم آن در …
بیشترحکمت روز (504)- یکی بودن حق و وظیفه در مورد خداوند و مخلوق
دلیل این که خالق را بر مخلوق حق است این است که حضرت خالق، تمام حق مخلوق را به او داده و از این رو ذیحق شده. نکته ظریف این است که اگر حق خالق بر مخلوق عبادت خالق است، حق مخلوق نیز بر خالق دقیقاً همین است یعنی که در حقیقت چه در مورد خداوند و چه در مورد …
بیشترحکمت روز (503)- وصف حقوق سه گانه مخلوق بر خداوند
برخی می پندارند مخلوق را بر خالق خود هیچ حقی نیست و تنها خالق است که بر مخلوق حق دارد در حالی که مخلوق را بر خالق سه حق است: نخست، حق مخلوق شدن، دوم حق هدایت شدن و سوم حق ایصال به مطلوب که همان نیل به محضر خالق است در صورت پذیرش هدایت.
بیشترحکمت روز (502)- تناسب تلخی و شیرینی مرگ با زندگی
اگر مرگ واقعهی تلخی در انتهای زندگی است، زندگی چگونه می تواند شیرین باشد زیرا آن چه آخرش تلخ است، اولش نمی تواند شیرین باشد. بنابراین اگر قرار است زندگی شیرین باشد، حتماً باید مرگ نیز شیرین باشد.
بیشترحکمت روز (501)- شدت درجه بطلان و شیطنت سخن باطلی که پشتوانه و مستند آن سخن حق الهی قرار داده شده است
درجه ی بطلان و شیطنت سخن باطلی که پشتوانه و مستند آن، سخن حق الهی قرار داده شده بالاتر است از بطلان و شیطنت سخن باطلی که فاقد چنین پشتوانه و مستندی است.
بیشترحکمت روز (500)- تفاوت تفسیر حق و تفسیر باطل از سخن خداوند از حیث مفسر آن
در تأویل و تفسیر حق، خداوند همان گونه که گوینده ی اصل سخن است، خودمفسّر سخن است و در تأویل و تفسیر باطل، خداوند گوینده ی اصل سخن و شیطان مفّسر و مبین آن است.
بیشترحکمت روز (499)- نتیجه بازگشت و یا عدم بازگشت کلام الهی به خداوند
کلام الهی در صورت بازگشت به خداوند یعنی تأویل حق و تفسیر به امر، منشأ جمیع هدایت ها و زیبائی ها و در صورت عدم بازگشت به خداوند یعنی تأویل باطل و تفسیر به رأی منشأ جمیع ضلالتها و زشتی ها است.
بیشترحکمت روز (498)- سرنوشت واقف و غیر واقف بر خطیر بودن ماهیت هستی
خردمند به دلیل وقوف بر خطرناک بودن ماهیت هستی، خائف و در نتیجه ایمن است و سفیه به دلیل عدم وقوف بر این ماهیت و احساس ایمنی، گرفتار خطر و هلاکت است.
بیشترحکمت روز (497)- وصف مخاطره ی موجود شدن
موجود شدن، نوعی مخاطره و خود را در معرض خطر قراردادن است و مراد از خطر هم قدر و منزلت و ارزش است و هم هلاکت و عذاب و نابودی.
بیشترحکمت روز (496)-سرنوشت دو موضِع متفاوت در برابر اندکاک هستی حادث در هستی قدیم
هستی حادث، مندّک در هستی قدیم است. استشعار به این اندکاک و تمنای اندکاک بیشتر به معنای سعادت ابدی و عدم استشعار به این اندکاک و نفرت از آن به معنای شقاوت ابدی است.
بیشترحکمت روز (495)- وصف خطیر بودن هستی حادث
هستی حادث پدیده ای خطیر و به غایت خطرناک است زیرا که آن متضمن یا سعادت ابدی است و یا شقاوت ابدی.
بیشترحکمت روز (494)- تفاوت در خلقت بهشت و جهنم، نور و ظلمت و مؤمن و کافر توسط یک خالق
بهشت و جهنم، نور و ظلمت و مؤمن و کافر: همگی مخلوق یک خدا هستند با این تفاوت که خداوند با وصف مکشوفیت و مهر خود، بهشت و نور و مؤمن را آفرید و با وصف محجبوبیت و قهر خود، دوزخ و ظلمت و کافر را.
بیشترحکمت روز (493)- تشکیکی و ذو مراتب نبودن امر ولایت
ولایت تنها یک ولایت است که اولاً ظاهر در ذات اقدس احدیت و ثانیاً ظاهر در وجود مبارک رسول الله ص و ثالثاً ظاهر در وجود مبارک امام معصوم و رابعاً ظاهر در شیعه ی کامل است. بنابراین ولایت امری تشکیکی و ذو مراتب نیست که مثلاً شدیدترین مرتبه ی آن در خداوند و قدری ضعیف تر در رسول الله …
بیشترحکمت روز (492)- میزان مطلقه بودن ولایت و عصمت ولی اصلی و ولی ظلی
مطلقه بودن ولایت و عصمت ربطی به حوزه ی کمی ولایت ندارد بلکه مربوط به کیفیت ولایت است از این رو ولایت و عصمت ولی اصلی همان قدر مطلقه است که ولایت و عصمت ولی ظلی و تبعی.
بیشتر