بسم الله الرحمن الرحیم
عالم، وقتی دچار فتنه و فساد و نفسانیت می شود، حکایتش دقیقا حکایت همان کسی است که خداوند در آیات 174 و 175 سوره مبارکه اعراف از او یاد فرمود. از این قرار: به او چیزی از علم و حکمت و آیات و معارف خود را عطا کردیم “آتیناه آیاتنا” و اما این همه هنوز مقام و رفعت نبود و می توانست و ممکن بود او را به مقام و رفعت برساند “و لو شئنا لرفعناه بها” لکن او به پستی گرایید و از هوای نفس خود تبعیت نمود “لکنه اخلد الی الارض واتبع هواه” و شیطان به او امید بست و او را دنبال نمود “فاتبعه الشیطان” و او هم صید شیطان شد و آرام آرام از فضای آن علم و حکمت و آیات و معارف،خود را خارج ساخت “فانسلخ منها” و از گمراهان شد “فکان من الغاوین” در این صورت حکایت او شد مانند حکایت…….”فمثله کمثل…..”
این گونه نیست که شیخ محمود امجد که این روزها دچار سقوطی عبرت آموز شده، به مقامی رسیده بود و آنگاه یکباره دچار فتنه و فساد شد و از آن مقام رفیع سقوط کرد بلکه واقعیت این است که او هرگز به مقام نرسیده بود و از اخلاق و عرفان و محبتی که به آنها تفوه می کرد، بو نبرده بود. آری تفوه به آن علوم و معارف می توانست او را رفعت دهد و ذریعه ای باشد برای رساندنش به مقام عالی که این گونه نشد و شد آنچه شد.
اینک شیخ محمود امجد، مرده ایست که 124 هزار پیامبر قادر به زنده کردن او نخواهند بود مگر آنکه ذات اقدس احدیت با معجزه ای خاص و عظیم او را بیدار و موفق بر توبه بفرماید. والسلام
سید محمد قائم مقامی
30 آذر 1399