تاملات فقهیه (15)- عدم سقوط استحباب نکاح با نکاح اوّل

بسم الله الرّحمن الرّحیم

پس از مفروض عنه بودن استحباب نکاح که استحبابش به لحاظ کتاب و سنّت و عقل و اجماع ثابت است، این سؤال مطرح می‌شود که آیا این استحباب در مورد مردان اختصاص به زوجة واحدة دارد یا شامل تعدّد زوجات نیز می‌شود؟ یعنی همان‌گونه که برای مرد عزب عقد نکاح با یک زوجه اعم از آنکه نکاح دائم باشد یا منقطع، قطعاً امری مستحب ومرغوبٌ فیه است آیا این استحباب در مورد تعدّد زوجات با قید حدّ اربعه در نکاح دائم و نامحدود در نکاح منقطع، برقرار است یا خیر؟ در این مورد صاحب عروة الوثقی در مسئلة دوم کتاب النّکاح می‌فرماید: این استحباب با زوجة واحدة یا ازدواج اوّل زائل نمی‌شود بلکه تعدّد نیز مستحب است. عین سخن صاحب عروة این گونه است: «الاستحباب لا يزول بالواحدة بل التعدد مستحب أيضا، قال الله تعالى (فأنكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى وثلاث و رباع)، والظاهر عدم اختصاص الاستحباب بالنكاح الدائم أو المنقطع بل المستحب أعم منها ومن التسري بالاماء» ج 2 ص 797
مرحوم صاحب عروة از آیة شریفه «فانکحو ما طاب لکم…» علاوه بر جواز و اباحة تعدّد زوجات که امری بدیهی و منصوص است، استحباب در تعدّد نکاح را نیز استنباط کرده‌اند و من می‌گویم این استنباط با توجه به سایر ادلّة استحباب نکاح، استنباطی صحیح و سخنی نیکوست و باید گفت تعدّد نکاح نیز دقیقاً مانند همان نکاح اوّل با قید اربعه در دائم و نامحدود در منطقع، امری مستحب است و این استحباب مانند استحباب نکاح اوّل مربوط به نفس و طبیعت نکاح است و امّا با نظر به طواری همان‌گونه که نکاح اوّل به احکام خمسة تکلیفیه از واجب و مستحب و مباح و مکروه و حرام تقسیم می‌شود، تعدّد نیز اعم از دائم یا منقطع این گونه است. یعنی چه بسا با توجّه به برخی شرایط و طواری مثلاً در صورتی که ازدواج مجدّد مستلزم ضرر یا هتک حرمت به خود شخص یا به زوجة اوّل یا شخص ثالث باشد، ممکن است تعدّد، مشمول کراهت و یا حرمت باشد یا بالعکس در صورتی که ترکِ ازدواج مجدّد مستلزم این امر باشد، ممکن است مشمول عنوان واجب یا مستحب قرار گیرد ولکن منفک از طواری و شرایط عارضی که می‌تواند حکم ازدواج مجدّدد را کاملاً مغایر با ازدواج اوّل نماید، با نظر به طبیعت تعدّد در نکاح می‌توان عیناً همان حکم نکاح اوّل را به نکاح‌های بعدی نیز سرایت داد و به تعبیر صاحب عروة، با تحقّق نکاح اوّل، استحباب را زائل و ساقط ندانست. والحمدلله رب العالمین.

سیّد محمّد قائم مقامی
سوم اردیبهشت 1388

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا مقدار صحیح را در کادر وارد کنید. *