امانت معروضه بر آسمان ها و زمین و کوه ها که آن ها از حملش ابا کردند و انسان آن را حمل کرد و به دلیل عدم حمل واقعی ظلوم و جهول نامیده شد همان انسانیت حقیقی است که مقام خلافت و ولایت الهی است و مراد از انسان در اینجا طایفه ای از انسان هاست که در مقام ظاهر و زبان، امانت را پذیرفتند و در مقام باطن و قلب و عمل آن را نپذیرفتند از این رو ظاهرا” انسان و باطنا” حیوان و شیطان شدند. بنابراین هر انسانی که به صورت ظاهری انسان است و باطنا” و در حقیقت انسان نیست مشمول عنوان ظلومیو جهولی است. در نتیجه هیچ نیازی به آن بافندگی های بارد و بی نمک که برمبنای آن گوئی انسان در اینجا مطلق انسان است و ظلوم و جهول وصف مدح است نه ذم وجود ندارد.