اگر حاکمیت خداوند در انفس، یعنی عرصه درونی و فردی، بدون حاکمیت خداوند در آفاق یعنی عرصه برونی و اجتماعی، امری ممکن بود که نیست انبیاء و اولیاء خداوند هرگز برای حاکم ساختن خداوند در برون، تلاش و جهاد نمی کردند وخود را با فراعنه و طواغیت و شیاطین حاکم، درگیر نمی ساختند، نه آن که بخواهیم از آن تلاش و جهاد بر پیوستگی درون و برون استدلال کنیم بلکه با استدلال به این پیوستگی که وضوح عقلی دارد، بر حقانیت آن تلاش و جهاد واقف می شویم.