بدانکه شر بر دو قسم است. نخست، شری که تنها در مقام تحلیل وجود دارد و در خارج به صورت مجرد موجود نیست. این شر لازمه آفرینش است زیرا که آفرینش تنزل بدون تجافی خیر محض از مقام ذات به مقام فعل است و از آنجا که وجود خیری دیگر در جنب خیر محض همچون وجود واجبی دیگر در جنب واجب الوجود مستلزم تناقض است و این تناقض در ناحیه خیر دوم است بنابراین خیر دوم در عین آنکه از حیثی که همان حیث صدور از خیر محض است، خیر است از حیث دیگر که همان حیث ماسوای خیر محض بودن است، شر است و موجود خارجی مرکب از این دو حیث و مدعو و مکلف به گزینش حیث خیر و اجتناب از حیث شر است. و قسم دوم ، شری است که در خارج به صورت مرکب وجود دارد و آن همان شر گزینش شده توسط موجود مرکب و مصبوغ شدن موجود به صبغه شر است که مسئولیت آن برخلاف شر مجرد که با خالق بود، متوجه به خود مخلوق است.