آدمیان، اعم از آنکه عامی باشند یا فیلسوف در مواجهه با ذکر مرگ، امرشان از دو حال خارج نیست: آنان یا بی خیال مرگند یا متذکر آن. در مواجهه بی خیالی با مرگ، مرگ که خود مخلوقی بالعرض است به شخص می اندیشد و سرانجام بر او غلبه پیدا می کند و در مواجهه تذکری با مرگ، مرگ اندیشیده و سرانجام مغلوب شخص می شود. مواجهه بی خیالی شخص را دچار مرگ زدگی و یاتیه الموت من کل مکان و ماهو بمیت می کند و در مواجهه تذکری، مرگ منتفی و در لحظه وقوعش به طور کامل محو می شود.