وجود، قدیما کان او حادثا، بصورت بالذات با دو ویژگی همراه است. نخست، وجدان که همان آگاهی بر وجود است و دوم، وجد که حاصل این آگاهی است. بنابراین خداوند که وجود قدیم است، وجود بی نهایت و وجدان بی نهایت و وجد بی نهایت است و مخلوق که وجود حادث است، دارای وجود محدود، وجدان محدود و وجد محدود است یعنی که مرکب است از وجود و عدم و وجدان و فقدان و شادی و اندوه و سیرش چنانچه اقبالی باشد بصورت دم افزون بسوی افزایش وجود و وجدان و وجد و اگر ادباری باشد آن نیز بصورت دم افزون بسوی افزایش عدم و فقدان و اندوه خواهد بود.