یکی از بهترین و حکیمانه ترین معانی مولی در “من کنت مولاه فعلی مولاه” علاوه بر معانیی مانند دوست و سرپرست و آقا و غیره، همان است که آن شاعر عارف گفت:کیست مولی آنکه آزادت کند، بند رقیت ز پایت برکند. آری مولی یعنی آزاد کننده، یعنی هر کس که پیامبر به نص “یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت …
بیشترنکته معارفی(684)- توضیح صحیح و غلط از نسبت میان وجود و خداوند
نسبت میان وجود و خداوند به این گونه است که یا باید بر مبنایی صحیح که همان قول به اولیت و ابدهیت خداوند است، وجود به عنوان نوری که خداوند آنرا با فعل خود احداث فرموده و در عین حدوث حاوی و حامل اوصاف خدایی است، توضیح داده شود و یا بر مبنایی غلط که همان قول به ابدهیت وجود …
بیشترنکته معارفی (683)- مشروطیت و مطلقیت ولایت
اگر پرسش شود که آیا ولایت هر جا که محقق شود، پدیده ایست مشروطه یا مطلقه؟ پاسخ این است که آن هم مشروطه است به اشد مشروطیت و هم مطلقه است به اشد مطلقیت زیرا که ولایت در عین آنکه به لحاظ واقع و ثبوت به شدت مشروط و مقید به احکام الله است در همان حال در مقام تمیز …
بیشترنکته معارفی (682)- ارتباط عبادات شرعی با عبادات وجودی
عبادات شرعی که دارای مضمون انشائی و ارزشی است تماما ماخوذ از عبادات وجودیست که دارای مضمون اخباری و علمی است و از سوی دیگر همین عبادات شرعی در صورت وقوع، موثر در عبادات وجودی و مکمل آنهاست یعنی که رکوع و سجده و تسبیح و طواف مقرر در شریعت، برگرفته از رکوع و سجده و تسبیح و طواف جاری …
بیشترنکته معارفی (681)- ترتیب اوامر چهارگانه الهی
ترتیب اوامر چهارگانه الهی نسبت به انسان از این قرار است: اول- امر حاصل از اراده تشریعیه عزمیه حبیه نسبت به کل انسانها مانند “صل” تشریعی که می تواند منجر به نماز خواندن بشود یا نشود. دوم- امر حاصل از اراده تکوینیه حتمیه حبیه نسبت به کسانی که قصد امتثال امر اول را دارند مانند “صل” وجودی که حتما منجر …
بیشترنکته معارفی (680)- معنای صحیح علم عملی و عقل عملی
بانگ زدن علم به عمل یعنی دعوت علم از عالم برای نزدیک تر شدن به معلوم جهت اشتداد علم و معلوم تر شدن معلوم و عمل همان نزدیک تر شدن عالم به معلوم و فرایند تکمیل و اشتداد علم است. بنابراین وقتی گفته می شود علم عملی یا عقل عملی، مراد علمی نیست که موضوعش عمل است و در آن …
بیشترنکته معارفی (679)- شبهات منتج از الهیات بنا شده با اشکال
استنتاج گزاره های توصیه ای و انشائی مانند: خدا را باید عبادت کرد و بهشت را طلب نمود و از جهنم فرار کرد از گزاره های توصیفی و خبری مانند: خدا هست و بهشت و جهنم وجود دارد، بصورت کاملا بدیهی و با نفس تصور وجود خداوند و بهشت و جهنم که مستلزم تصدیق به ضرورت عبادت خداوند و طلب …
بیشترنکته معارفی (678)- نبوت مقتضای عدل و ولایت مقتضای فضل خداوند است
اینکه خداوند کسی را بفرستد که به آدمی راه و مقصد را نشان دهد، حق مخلوق بر خالق و مقتضای عدل خداوند است و اینکه کسی را بفرستد که دست آدمی را بگیرد و به مقصد برساند، حق خالق بر مخلوق و مقتضای فضل خداوند است. یعنی که نبوت، حق الخلق علی الله است و ولایت حق الله علی الخلق …
بیشترنکته معارفی (677)- عقل، تنها یک عقل است
بدانکه عقل، تنها یک عقل است که هم ادراک می کند هم تحریک، هم منفعل است هم فاعل، هم مخبر است هم منشئ، هم نظر می کند هم عمل. عقل در نسبت با وجود خداوند، مدرک و منفعل و مخبر و ناظر است و در نسبت با ظهور خداوند برای خود و غیر خود، محرک و فاعل و منشئ و …
بیشترنکته معارفی (676)- رابطه بایستی اخلاقی و بایستی منطقی
منشا بایستی اخلاقی همان بایستی منطقی است زیرا که عقل نه فقط به هستی خداوند حکم می کند بلکه به بایستی او نیز حکم می کند لکن از آنجا که در واقع گزاره استی با گزاره بایستی بدلیل اخباری و غیر مقدور بودن اولی و انشائی و مقدور بودن دومی، با یکدیگر قابل جمع نیستند، معنای خدا باید باشد، خدا …
بیشترنکته معارفی (675)- میزان تنیدگی میان هستی و چیستی و نتیجه آن
آدمی و هر موجود دیگر در هر لحظه و هر آن با دو فرمان از جانب خداوند روبروست: نخست، فرمان تکوینی که به او هستی می بخشد و دوم فرمان تشریعی که به او می گوید باید چگونه باشد. بنابراین با وجود چنین معیت و تنیدگی میان هستی و چیستی یا هستی و بایستی، هر گونه سخن گفتن از هستی …
بیشترنکته معارفی (674)- اثر پذیری فلسفه یونانی از آثار و مآثر انبیاء سلف
در بحث از تبارشناسی فلسفه اسلامی، تاکید بر فلسفه یونانی بعنوان ریشه و منشا این فلسفه و غفلت از تبارشناسی فلسفه یونانی و اثر پذیری آن از اسلام یعنی آثار و مآثر انبیاء سلف که تماما مسلمان بودند، خطایی است آشکار و جهلی است معروف که مستشرقین مغرض نسبت به اسلام آنرا بر سر زبانها انداختنند و برخی از محققان …
بیشترنکته معارفی (673)- تناقض وجود در ناحیه غیر
تصور وجودی دیگر در جنب واجب الوجود، مستلزم تناقض است و از آنجا که تناقض در ناحیه وجوب باین معنی که واجب هم باشد و هم نباشد محال است و از سوی دیگر بالعیان وجود دیگر یا وجود غیر نیز ثابت است، بنابراین تناقض میان وجود واجب و وجود غیر در ناحیه همان غیر و در ناحیه امکان است. کما …
بیشترنکته معارفی (672)- واقعیت آنچه ممکن الوجود نامیده میشود
از منظر عقل، وجود، اولا به واجب و ممکن و ممتنع تقسیم نمی شود بلکه آن به واجب و ممتنع منقسم است زیرا که واجب، وجودیست بحت و بسیط و بیکران و تصور وجودی دیگر در جنب آن و لو در طول آن ممتنع و محال است. بنابراین آنچه از آن به عنوان ممکن یاد می شود در واقع ممتنع …
بیشترنکته معارفی (671)- فقر و استغناء موجود بر مبنای وجود و ماهیت او
هستی حادث که مخلوق و مجعول اولی و بالذات است، “لیس” ی است که خداوند آنرا “ایس” می داند و ماهیت حادث که مخلوق و مجعول ثانوی و بالعرض است، “ایس” ی است که خداوند آنرا “لیس ” می داند از اینرو یکی از حکمای عالیمقام فرموده: وجود حیث فقر موجود و در واقع حیث استغناء اوست و ماهیت حیث …
بیشتر