توصیف خداوند به شرطی حق است که منجر به «تشبیه» نشود و تنزیه خداوند به شرطی صحیح است که منجر به «تعطیل» نشود. یعنی که توصیف خداوند حق است به شرط تنزیه و تنزیه خداوند حق است به شرط توصیف. فتأمل
بیشترحکمت روز (894)- عدم امکان بازگشت به نیستی
آدمیوهر شیئ دیگر میتواند در حالی که هنوز موجود نشده، موجودیت خود را تمنا کند یا نکند لکن پس از موجود شدن دیگر نمیتواند معدومیت خود را تمنا کند از این رو خداوند در پاسخ کسانی که در دوزخ، معدومیت خود را «وا ثبورا» گویان و «لیقض علینا ربّک» گویان و «یا لَیتها کانت القاضیه» گویان و «یا لیتنی کنت …
بیشترحکمت روز (983)- مبنای اختیار انسان در انتخاب بهشت یا دوزخ
این که آدمیو هر موجود دیگر در انتخاب بهشت یا دوزخ، سعادت و یا شقاوت، آزاد و مختار است از این روست که او در انتخاب میان موجود شدن و موجود نشدن، دارای آزادی و اختیار بوده و نباید تعجب کرد که این چگونه ممکن است زیرا که خداوند به «نیست» آگاهی و اراده عطا فرمود آنگاه امتیازات، خطرات و …
بیشترحکمت روز (982)- مقام و گستره سلطنت و سیطره پیامبر خاتم ص
اگر کسی بخواهد بداند پیامبر ختمیمرتبت (ص) دارای چه مقامیاست و سلطنت و سیطره آن حضرت در عالم چگونه است باید بداند که: هر علم و معرفت صحیح و هر اخلاق و رفتار حسنه و هر سیاست و مدیریت حقی که در عالم وجود دارد، ریشه و منشأ آن، پیامبر خاتم و خلیفه بر حق آن حضرت است و هر …
بیشترحکمت روز (981) – نفی برداشت غلطی از علت ورود به بهشت و جهنم
نه وجود بهشت فی نفسه علت ورود به آن است و نه وجود دوزخ علت ورود به آن، بلکه انتخاب بهشت در حالی که ممکن بود دوزخ انتخاب شود و انتخاب دوزخ در حالی که ممکن بود بهشت انتخاب شود علت ورود به آن دو است به گونه ای که اگر حتی یک نفر بهشت را انتخاب نمیکرد و حتی …
بیشترحکمت روز (980)- معیار در میزان لذت درک حضور خداوند
آدمیجز هنگام لذاتی مانند اکل و شرب و آمیزش جنسی، در «لحظه» حضور ندارد و همواره در لحظات قبل یا بعد به سر میبرد.آنچه از آدمیخواسته شده این است که برای او لذت درک حضور خداوند هرچند قابل قیاس با لذت اکل و شرب و آمیزش جنسی نیست لکن مانند آن ها باشد.
بیشترحکمت روز (979)- تفاوت عدل و فضل خداوند
تفاوت عدل و فضل خداوند در این است که عدل چه مطالبه شود چه نشود، شامل حال مخلوق است و اما فضل تنها در صورت مطالبه مخلوق به او عطا میشود و سبحان خدائی که نه تنها عدل را بر خود واجب فرموده بلکه اعطاء فضل را نیز در صورت مطالبه بر خود فرض فرموده.
بیشترحکمت روز (978)- تناظر ظلم و عدل انسان با عدل و فضل خداوند
ای انسان به یاد داشته باش که ظلم تو یعنی عدل خداوند و عدل تو یعنی فضل خداوند یعنی که وقتی انسان ظالم است این عدل خداست که در او حاکم است و هنگامیکه انسان عادل است، این فضل خداوند است که در او حاکم است.
بیشترحکمت روز (977)- رابطه پروردگار با سبب و معلول
آدمیدر عین آن که باید به دنبال اسباب باشد و به نظام علّی اذعان داشته باشد با این حال باید بداند که همواره آفریدگار سبب و علت نسبت به مسبَب و معلول نزدیک تر است از سبب و علت به آن.
بیشترحکمت روز (976)- چگونگی بازگشت مخلوق به ذات عدمی خود
ماسوای خداوند تبارک و تعالی قبل از مخلوق شدن، عدمیاست بالقوه و پس از مخلوق شدن، عدمیاست بالفعل و عبادت یعنی بازگشت آگاهانه و مشتاقانه مخلوق به ذات عدمیخود و نظاره گری حضرت وجود که وجه جمیلش در این ذات به میزان عدمیت آن متجلی میگردد.
بیشترحکمت روز (975)- وصفی از آخرالزمان
آخرالزمان یعنی عصری که در آن میتوانی از طریق دستگاه کوچک همراهی به نام تبلت و با لمس یک دکمه بی درنگ در مسجد اعظم قم جهت استماع عالی ترین دروس دین حاضر شوی و هم میتوانی با لمس دکمه ای دیگر که بسیار نزدیک به آن دکمه اول است برای مشاهده مستهجن ترین صحنه های جنسی در وسط لاس …
بیشترحکمت روز (974)- سرانجام عدم تمکین به پاره ای از قانون و اخلاق
آن کس که نظم و قانون و اخلاق را در پاره ای از امور میپذیرد و در پاره ای دیگر رد میکند سرانجام یا باید در آن پاره های دیگر نیز به نظم و قانون تمکین کند و یا محکوم میشود در قسمت هائی که به نظم و قانون تمکین میکرده دچار بی نظمیو بی قانونی شود.
بیشترحکمت روز (973)- سرانجام آنکه حادث شده
آن کس که حادث شده گرفتار حادثه است تا آنگاه که به واسطه ایمان به بهشت که ملکوت رحمت و لطف است وارد شود یا به واسطه کفر به دوزخ که ملکوت قهر و حادثه است، درآید.
بیشترحکمت روز (972)- نحوه تحصیل امنیت در عالم حدوث
عالم حدوث، عالم حادثه است بنابراین مقتضای قاعده در فرآیند ایجاد و حدوث، عدم امنیت است مگر آن که آن به واسطه ایمان که غلبه دادن حیث وجوب بر حیث امکان و حدوث است، تحصیل شود.
بیشترحکمت روز (971)- شیرین بودن مرگ و علت آن
زندگی در این جهان شیرین است و مرگ در آن، شیرین تر است و میدانید چرا مرگ شیرین است؟ پاسخ این است که دقیقا” به این دلیل که زندگی شیرین است زیرا که مگر جز مرگ میتواند ذریعه باشد برای رساندن حیات ناقص به حیات کامل یا زندگی ناخالص به زندگی خالص؟
بیشتر