آدمی می تواند و حق دارد، ساده لوح، سفیه، ترسو، دنیاطلب و مردد باشد لکن چنین شخصی نمی تواند و حق ندارد بر انسان کیس، فقیه، شجاع، آخرت طلب و اهل یقین حکومت کند.
بیشترحکمت روز (729)- لازمه و شرط توحید
توحید، حقیقتی است که لازمه و شرط اعظم آن رسالت است و رسالت، حقیقتی است که لازمه و شرط اعظم آن امامت است و امامت، حقیقتی است که لازمه و شرط اعظم آن ولایت اولیای ائمه است. پس تولای اولیا اعم از پیامبر و ائمه و اولیای آنان لازمه ی توحید است و بدون آن توحید، ملزومی است بدون لازمه …
بیشترحکمت روز (728)- نتیجه ی موفقیت و یا شکست در فتنه
فتنه، همان ابتلا و امتحان است که هیچکس از آن برکنار نیست و همانگونه که موفقیت در امتحان به معنای درجه و مقام و شکست در آن به معنای محنت و عذاب است همچنین موفقیت در فتنه که آزمونی است از طریق شبهه موجب رستگاری و مردود شدن در آن، موجب هلاکت است.
بیشترحکمت روز (727)- دلیل دریافت وحی و انواع آن
بدان که وحی، پدیده ای است مستتبع اصرار و مطالبه جدی. آن کس که حق را حق می داند و بر شناخت بیشتر و نیل به آن اصرار دارد، مشمول وحی ای است که با آن حق را بیشتر و بیشتر می شناسد و آن کس که باطل را حق می داند و بر این خطا و انحراف اصرار می …
بیشترحکمت روز (726)- تاویل و فهمِ الهی و شیطانیِ دین
دین که متن آن، وحی و تنزیل خداوند است یا با وحی خداوند، تأویل و فهمیده می شود که همان مکتب غدیر است یا با وحی شیطان که همان مکتب سقیفه است و مراد از وحی شیطان همان وحی خداوند است در جهت اضلال برای کسی که بر ضلالت اصرار دارد دربرابر وحی خداوند در جهت هدایت برای کسی که …
بیشترحکمت روز (725)- اصل احراز
در موضوع اعطاء مناصب و امانات اصل بر عدم صلاحیت است تا صلاحیت احراز شود که به آن اصل احراز گفته می شود و نه این که اصل بر صلاحیت باشد تا عدم آن احراز شود و به این واسطه اصلی مجعول و غیرفقیهانه به عنوان اصل احراز عدم پدید آید.
بیشترحکمت روز (724)- سیر صعودی و نزولی انسان
آدمی در اعلی علیین بوده، آنگاه به نص “ثم رددناه” به اسفل السافلین آمده آنگاه یا به اعلی علیینی صعود می کند اعلی از اعلی علیین سابق و یا به اسفل السافلینی سقوط می کند اسفل از اسفل السافلین سابق.
بیشترحکمت روز (723)- رابطه بیان با آزادی و مسئولیت
آزادی، مربوط به قبل از بیان است و پس از آن دیگر آزادی نیست بلکه مسئولیت است کما قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام: الکلام فی وثاقک مالم تتکلم به فاذا تکلمت به صرت فی وثاقه و یا اذا تکلمت بالکلمه ملکتک و اذا امسکتها ملکتها.
بیشترحکمت روز (722)- رابطه میان آدمیان و ولی خداوند
رابطه ی میان آدمیان و ولی خداوند رابطه میان عقل و شرع است که کار عقل با ملاکات خاص خود، تمیز شرع و آنگاه تسلیم و تبعیت نسبت به شرع است و همانگونه که عقل پس از تمیز شرع نمی تواند به رفتار شرع نقد و ایرادی داشته باشد و یکسر تابع ملاکات شرع است و در عین حال حقش …
بیشترحکمت روز (721)- امر و نهی الهی در طاعات و معاصی
خداوند را در هریک از طاعات و معاصی هم امر است هم نهی، یعنی که طاعات، مأموربه است به امر محبت و منهی عنه است به نهی غضب و معاصی منهی عنه است به نهی محبت و ماموربه است به امر غضب و به اقتضای “سبقت رحمتی غضبی” خداوند اولا” امر به طاعت و نهی از معصیت و در صورت …
بیشترحکمت روز (720)- عدم امکان جمع و رفعِ ولایت فقیه و سلطنت شاه
ولایت فقیه عادل و سلطنت پادشاه ظالم، دو نقیضند که با یکدیگر نه جمع می شوند و نه رفع. از این رو کسی که خود را مخالف ولایت فقیه و سلطنت پادشاه می داند، در واقع یا معتقد به ولایت فقیه است و مخالفتش با آن جدی نبوده یا معتقد به سلطنت پادشاه است و مخالفتش با آن تنها صوری …
بیشترحکمت روز (719)- تنها را نابودی سلطنت جاهلانه
به دلیل مشابهت دو کلمه ولایت و سلطنت و با غفلت از تفاوت عظیم عالمانه و جاهلانه بودن آن، جاهلان، ولایت عالمانه فقیهان را بازتولید سلطنت جاهلانه پادشاهان می دانند و نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که تنها راه حذف و نابودی سلطنت جاهلانه، برقراری ولایت عالمانه است.
بیشترحکمت روز (718)- رابطه ولایت و سلطنت
دو کلمه ولایت و سلطنت را می توان به جای هم به کار برد، زیرا که تفاوت این دو کلمه نه در نفس کلمه بلکه در قید عالمانه و جاهلانه بودن آن است و در این جهت منعی نیست که از ولایت جاهلانه به مطلق سلطنت و از سلطنت عالمانه به مطلق ولایت تعبیر آورده شود.
بیشترحکمت روز (717)- چگونگی انتساب کار خوب و بد به خدا و انسان
ای انسان بدان که وقتی کار خوبی انجام می دهی، این خداست که آن را انجام داده لکن به دست تو و وقتی کار بدی می کنی این تو هستی که آن کار را انجام داده ای لکن به دست خداوند. یعنی که در خوبی تو دست خدائی و در بدی خداوند دست توست.
بیشترحکمت روز (716)- تفاوت خوبی و بدی در ترتیب انتساب به خدا و انسان
از “فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم” فهمیده می شود که در بدی ها و زشتی ها و شرها، اول انسان است و ثانیا خداوند و از “من یهدالله فهو المهتدی” دانسته می شود که در خوبی ها و زیبائی ها و خیرها، اول خداست و ثانیا انسان.
بیشتر