غرر حکمت های الهی (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی دیگر از غرر حکمتهای الهی، این حکمت است که امتناع وجود بر خلاف مشهور تنها اختصاص به شریک الباری ندارد و کل ما سوی الله و عالم مادون وجوب را شامل می شود و هر چیز غیر از واجب الوجود در رتبه ذات اقدس و مادون آن ممتنع است و در این مورد میان شریک الباری و سایر اشیاء تفاوتی نیست. صاحب جواهر الحکم رضوان الله علیه در این مورد چنین می گوید: “کل ما سوی الذات فهو عدم محض و لا شئ بحت و ممتنع صرف عندها و لا فرق بینها هناک و بین الشریک” (۱)
یکی دیگر از غرر حکمت های الهی این حکمت است که: چنانچه چیزی از ثمره وجود بچشد و پا به دار هستی بگذارد، از آنجا که برای او خلود و بقا و عدم اخراج از دار وجود مقرر است همچنین آشکار می گردد که برای او آغاز و بدایتی نیز نبوده زیرا که آغاز و پایان ملازم یکدیگرند و نمی شود چیزی پایان نداشته باشد و آغاز داشته باشد و معنای سخن این است که شئ حادث هرچند هرگز به رتبه ذات قدیم ازلی سبحانه تعالی نمی رسد و هرگز در آن رتبه مذکور نبوده و نخواهد بود با اینحال در رتبه مادون آن ذات اقدس، همانگونه که دارای ویژگی ابدی است، دارای ویژگی ازلی است. صاحب جواهر الحکم رضوان الله تعالی علیه در این مورد چنین می گوید: “کلما ذاق ثمره الوجود استمر فی البقاء والخلود و من دخله کان آمنا فلا نهایه لدوامه و استمراره فلا بدایه فی احداثه و اصداره اذ کل من سبقه العدم لحقه العدم و کلما له اول له آخر فاذا انعدم لحوق العدم بدوام الجنه والنار بلا نهایه انعدم سبقه و الا بطل الاستداره وخالف العود البدء کما بداکم تعودون” (۲)
یکی دیگر از غرر حکمتهای الهی این حکمت است که شئ حادث همان ظهور خداوند بر شئ بواسطه خود شئ و در عین حال اختفاء خداوند از شئ بواسطه خود شئ است. در این مورد صاحب جواهر الحکم رضوان الله علیه چنین می گوید: “ظهور الذات سبحانه وتعالی لذاتها بذاتها هو عین ذاتها و لا یتصور الخفاء فیها اذ الغیر ممتنع والغیبه والاحتجاب منعدمه فهو هو والکلام منقطع و ظهورها لغیرها بغیرها هو عین غیرها فلیس الغیر الا عین ذلک الظهور فلا اظهر من ذلک شئ اذ لا اظهر للشئ من نفسه و هو تعالی اظهر له من نفسه لانها انما تاصلت و تشیات بذلک الظهور فهو اخفی من کل شئ لانه اظهر من کل شئ اذ لا یصل الی ذلک الظهور الا اذا خفی عن نفسه ولو وجدت نفسه احتجب عن ذلک الظهور بنفسه فهو ای الظهور اخفی من کل شئ لان الاشیاء انما هی ظواهره وحجبه و لا یظهر الا بخرقها و هی ذاته و کینونته فظهر له به واحتجب عنه به فظهر له بما لا یتناهی واحتجب عنه کذلک” (۳)
———————————————————————————————————–
۱-جواهر الحکم ج ۱، ص ۹۲٫
۲-جواهر الحکم ج۱، ص۱۳۱٫
۳-جواهر الحکم ج ۱، ص ۱۳۴٫

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

لطفا مقدار صحیح را در کادر وارد کنید. *