در مورد داریوش شایگان

بسمه تعالی
داریوش شایگان که اخیرا به یوم الحساب و به ابدیت پیوست از جمله متفکرانی بود که قبل از انقلاب نقاد اندیشه غرب و منادی ضرورت بازگشت به آئین و معنویت بود لکن هنگامی که با وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی در ایران، مصداق واقعی و عینی بازگشت آیین و معنویت به جهان ، اتفاق افتاد، شایگان با این عنوان که دین و معنویت را نباید سیاسی و ایدئولوژیک کرد، به انکار و مخالفت با آن برخاست و نشان داد که نقدش نسبت به غرب و مدرنیته مشروط بود به اینکه بنیان غرب همچنان محفوظ بماند و به ترکیب دنیای باصطلاح مدرن دست زده نشود و در حالیکه انسان زیر سایه و تحت ولایت غرب زندگی میکند، آنرا مورد نقد و اعتراض قرار دهد و از سیطره مادیت و حیوانیت شکوه و ناله نماید. بنابراین هنگامی که انقلاب اسلامی و حکومت دینی بنیان غرب را به لرزه درآورد و صلای منسوخیت مدرنیته و پایان ولایت طاغوت را سر داد، فریاد شایگان بلند شد که: نه نه! این، آنی نیست که ما می گفتیم، و باین ترتیب داریوش شایگان صف خود را از منتقدان واقعی غرب و اندیشمندان معنویت خواهی که وقتی انقلاب شد و خورشید خمینی رضوان الله علیه طلوع نمود، با شوقی نزدیک به ترقص گفتند: این، همانی است که ما می گفتیم و می خواستیم، جدا نمود.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

لطفا مقدار صحیح را در کادر وارد کنید. *