به مناسبت روز هنر انقلاب اسلامی و به یاد شهید آوینی / بحثی در دین و سینما

بسم الله الرحمن الرحیم
سینما مانند دنیا و مانند دین دارای دو طبیعت اولیه و ثانویه است.طبیعت اولیه سینما مانند طبیعت اولیه دنیا، لهو و لعب و طبیعت ثانویه آن مانند طبیعت ثانویه دنیا، ذکر و فکر است، همانگونه که طبیعت اولیه دین، ذکر و فکر و طبیعت ثانویه آن لهو لعب است و همانگونه که در موضوع دین و دنیا، اخذ به طبیعت اولیه دین و طبیعت ثانویه دنیا، محمود و مامور به است همچنین در بحث ارتباط میان دین و سینما باید با حاکمیت مطلق دین بر سینما، سینما مصبوغ به صبغه دین شود و طبیعت لهو و لعبی اش نه بصورت بالعرض بلکه بصورت بالذات مبدل به طبیعت ذکر و فکری گردد. و این هنگامی است که سینماگر شکرانه نعمت زبان که ذات سینما و ذات هر هنر دیگر است را بجا می آورد و نعمت خوب و زیبا و روان و منطقی سخن گفتن را که نعمتی است موهوبی از جانب خداوند به نعمت سخن زیبا و روان و منطقی گفتن که همان سخن دین و سخن خداوند است و نعمتی است اکتسابی، می آراید و حق نعمت اول را اداء و از این طریق آنرا به کمال می رساند. در این حال سینماگر متدین، واقعیتها و مقدسات و بطور کلی دین را دست مایه خیال پردازی و قصه سازی خود که ویژگی سینمای لهو و لعبی است قرار نمی دهد بلکه نیروی خیال و قدرت قصه پردازی خود را دست مایه بیان واقعیات و مقدسات که ویژگی سینمای ذکر و فکری است قرار میدهد. در این راه هنرمند متدین از باصطلاح دراماتیزه کردن واقعیت که مستلزم تصرف خیالی در واقعیت است اجتناب می کند و به واقعی ساختن درام و جدی سازی بازی که مستلزم تصرف شدن خیال توسط واقعیت است، رو می آورد و اوج سینمای دینی که اوج مطق سینماست، هنگامی است که سینما بصورت مطلق خود را در برابر دین و مراد از آن دین حق و دین خالص خداوند است، نفی کند که به محض تحقق این نفی بی درنگ سر از اثبات در می آورد و در پرتو دین حق ، منظور نظر خداوند و اولیاء خدا قرار می گیرد.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

لطفا مقدار صحیح را در کادر وارد کنید. *