نغمه نامزون / جدایی علم از دین

بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رضا داوری اردکانی، رئیس محترم فرهنگستان علوم اخیرا در اظهار نظری عجیب در موضوع ارتباط میان علم و دین، فرموده اند: ماهیت علم با دین متفاوت است وعلم، اساسا و ذاتا نمی تواند متصف به وصف دینی شود مگر در آنجا که موضوع و مسائلش به طور خاص، دین باشد مانند علم فقه و اصول و تفسیر و حدیث و کلام و به تعبیر ایشان حتی فلسفه اسلامی و اما سایر علوم هر کدام موضوع و مسائل خاص خود را دارند و ملاک صحت و عدم صحت آنها مراعات روش مقرر در آن علم هاست. از آنجا که ما نمیدانیم ایشان بر مبنای چه تعریفی از علم و دین، ایندو را از یکدیگر متفاوت میدانند، جا دارد از ایشان پرسش کنیم که به نظر جنابعالی مقولات دیگری همچون سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر و به طور کلی دنیا ، آیا می توانند به وصف دینی بودن متصف شوند یا خیر؟ حال می توانیم این گونه فرض کنیم که پاسخ ایشان به پرسش فوق از دو حال خارج نیست، یا می فرمایند: بله، سیاست و اقتصاد و فرهنگ و هنر و دنیا میتواند متصف به وصف دینی شود و اساسا فلسفه دین و قیام انبیاء و فلسفه اصلی انقلاب اسلامی و نظام اسلامی نیز همین است، لکن مقوله علم ، متفاوت است و علم را غیر از آنجا که موضوع و مسائلش به صورت خاص دین است، نه میتوان دینی دانست و نه غیر دینی. پاسخ دیگر به پرسش فوق این است که به سیاق متفاوت دانستن علم با دین، بفرمایند: بله، این مقولات نیز با دین متفاوت است و هر کدام موضوع و مسائل و مبانی و روشهای خاص خود را دارند و نمیتوان سیاست و اقتصاد و فرهنگ و هنر و بطور کلی دنیا را که به نص سخن خداوند، ذاتش لهو و لعب است، متصف به وصف دین که ذاتش ذکر و فکر است، نمود و بر مبنای این دیدگاه تنها چیزی که میتواند متصف به وصف دینی باشد، خود دین است و لا غیر. اگر پاسخ ایشان این گونه باشد ما را با ایشان سخنی نیست و جز افسوس و اندوه واکنش دیگری نخاهیم داشت. و اما اگر پاسخ،همان اولی باشد، می پرسیم چگونه است که هر چیز و از جمله دنیا که ماهیتش لهو و لعب است می تواند با تبعیت از دین و قبول حاکمیت دین بر خود، موصوف به وصف دینی شود و ماهیت ذکر و فکری پیدا کند لکن علم نمیتواند این گونه باشد؟ مگر اساسا دین که منشاش وحی آسمانی و نزول کلمه الله یا همان لوگوس است، منشا همه علمها، معرفتها و« لوژی» ها نبوده است؟ و اگر گفته شود آری بوده است لکن در ادامه، علم، مستغنی از دین است و بدون دین میتواند به راه خود ادامه دهد، در این صورت باید گفت این همان خیال و توهمی است که فلسفه و اندیشه غرب در عصر قدیم و جدید به آن دچار بوده و خود و جهان را با فاجعه و استیصال روبرو ساخته و اکنون که با وقوع انقلاب مبارک اسلامی و ظهور مجدد دین و آسمان در صحنه جهان، امکان جبران فاجعه و برون رفت از بن بست واستیصال پدید آمده، جا دارد دست از توهم قدیم برداشته شود و نغمه ناموزون جدایی علم از دین که هرگز نمی توان آنرا با جدایی عقل از دین و سیاست از دین، متفاوت دانست، شنیده نشود. والسلام
سید محمد قائم مقامی
۸ اسفند ۱۳۹۶

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

لطفا مقدار صحیح را در کادر وارد کنید. *