کلامی در خصوص قول شریف “امر بین الامرین”

بسمه تعالی

موضوع جبر و اختیار و بعبارت دقیق تر موضوع جبر و تفویض از جمله موضوعاتی است که به صورت مفصل در عرصه علوم و معارف اسلامی مورد بحث قرار گرفته است. همچنین این مسئله به جهت کنکاش در حد و مرز جبر و اختیار در زندگی، بصورت یک پرسش همواره از سوی مومنین مطرح می شود. در این میان با توجه به اینکه شیعیان اهل بیت(ع) علم خود را از مخزن و معدن علوم الهی برداشت می نمایند، در زمینه جبر و تفویض نیز پرسش خود را به حضرات اهل بیت(ع) ارائه نموده و در پاسخ قول معروف “لا جبر و لا تفویض لکن امر بین الامرین” را به عنوان پاسخ دریافت نموده اند. تفسیر این قول شریف خود در میان صاحب نظران شیعی به مقوله ای مفصل تبدیل شده است که ملاحظه آنها نیازمند ورود به مباحث کلامی نظیر اراده، مشیت، قضا، قدر و نظایر آن است. در اینجا سعی بر این است تا تفسیری از قول “امر بین الامرین” و از نگاه چگونگی تاثیر اراده و خواست خداوند متعال و تاثیر اراده و خواست انسان بر سرنوشتش بدون ورود به مباحث کلامی فوق ارائه شود. در تبیین مطلب سه گزاره به شرح زیر مطرح می شود:

  1. وضعیت هر انسان هر آنچه هست، فقط متاثر از خواست خداوند است.
  2. وضعیت هر انسان هر آنچه هست، فقط متاثر از خواست انسان است.
  3. وضعیت هر انسان هر آنچه هست، خودِ او از خداوند خواسته است.

در خصوص نادرستی گزاره اول و دوم نیاز به توضیح زیادی نیست زیرا در رد جبر همین بس که در این صورت مسئولیت انسان در برابر خداوند متعال بی معنی بوده و به طبع آن در نظر گرفتن پاداش و کیفر برای اعمال انسان نیز جبری خواهد بود و این مخالف اقتضای رحمت و حکمت الهی است. در رابطه با دلیل نادرستی گزاره دوم (تفویض) نیز علاوه بر وجود آیات متعدد در قرآن مجید و روایات رسیده مبنی بر تاثیر اراده و خواست خداوند متعال در زندگی بشر، به تجربه نیز برای انسان ثابت شده است که وضعیت و سرنوشت او فقط مبتنی بر خواست خود او نیست و از عوامل دیگری که در دید توحیدی از آن به عنوان عوامل الهی نام برده می شود متاثر است. لذا برای تفسیر درست مبحث جبر و تفویض گزاره ای می بایست ارائه شود که ضمن لحاظ حاکمیت مطلق خداوند بر عالم و تاکید بر توحید، خواست و نقش انسان را نیز در وضعیت و سرنوشتش بخوبی روشن سازد که در این صورت این تفسیر همان حقیقت “امر بین الامرین” خواهد بود.

در این نوشتار برای تفسیر این قول بصورت خلاصه گزاره ای به این شکل ارائه شده است که “وضعیت هر انسان هر آنچه هست، خودِ او از خداوند خواسته است” این گزاره در ظاهر بسیار شبیه به گزاره دوم یعنی “وضعیت هر انسان هر آنچه هست، فقط متاثر از خواست انسان است” می باشد اما تفاوت آنها در این است که در گزاره دوم (تفویض)، انسان بدون تاثیر از خواست خداوند وضعیت و سرنوشت خود را شکل می دهد ولی در گزاره سوم انسان از میان وضعیت های مختلفی که خداوند برای او ترسیم می نماید خود یکی را بر می گزیند. در شرح این گزاره بیان می شود، حاکمیت و تاثیر خداوند در وضعیت و سرنوشت هر انسان بصورت ترسیم وضعیت های ممکن قابل حصول برای انسان، هدایت و تربیت انسان در جهت انتخاب بهتر و در نهایت محقق نمودن آنچه انسان در این میان بر گزینش آن تاکید کرده است ظاهر می شود و همچنین تاثیر هر انسان بر وضعیت و سرنوشت خود بصورت پذیرش و یا عدم پذیرش هدایت و تربیت الهی و گزینش یکی از موارد ترسیم شده برای او در چارچوب نیات و اعمالش نمود پیدا می کند. حد نهایی این گزینش، در انتخاب اصل و درجات ایمان و یا کفر و به عبارتی سعادت و یا شقاوت و به تعبیر دیگر بهشت و یا دوزخ ابدی نمایان می شود.

شاید در این جا این مسئله مطرح شود که تفسیر فوق هر چند جبر را از یک منظر نفی می کند اما بصورت مطلق آن را نفی ننموده است زیرا به هر حال انسان مجبور به انتخاب از میان گزینه هایی است که برای او ترسیم می شود و همینطور ورود به چنین ساز و کاری اصالتا جبری و به دلیل آفریده شدن او است. در پاسخ به این مسئله به دو موضوع اشاره می شود.

اولا می بایست این را مد نظر داشت که بدلیل نسبت وجود با خداوند متعال و حق، وضعیت های قابل وصول برای هر موجود وضعیت هایی حقیقی است و نه اعتباری. بعنوان مثال امکان پذیر نیست که انسان بصورت ابدی در حال بُعد از خداوند باشد و بصورت ابدی لذت نیز ببرد زیرا نسبت وجود با قرب و نسبت لذت با وجود رابطه ای مستقیم است و بُعد ابدی منجر به عذاب ابدی خواهد شد. لذا وقتی گفته می شود که خداوند متعال وضعیت های قابل حصول برای انسان را برای او ترسیم می نماید یعنی وضعیت هایی که در عالم واقع قابل تحقق هستند را برای او ترسیم می فرماید و از اینرو انسان نیز لزوما می بایست از میان این گزینه های قابل حصول و تحقق یکی را برگزیند.

ثانیا چنانچه به فرایند آفرینش موجودات نگاهی بیاندازیم روشن می شود که قرارگیری در چنین ساز و کاری که لزوم انتخاب از میان گزینه های قابل حصول و تحقق را برای انسان الزامی می کند ابتدائا اجباری نبوده است. در تشریح این فرایند باید گفت که ورود هر موجود از جمله هر انسان به عرصه حیات با خواست و پذیرش خود او صورت گرفته است. یعنی هر موجود در عالم امکان بر اساس خواست خداوند متعال، با خداوند مواجه گشته و سپس بر اساس خواست خود و با اختیار کامل و به اذن خداوند به عرصه حیات و عالم کون پا گذاشته است. به عبارتی خداوند متعال دو گزینه وجود داشتن و یا نداشتن را برای هر ممکن الوجود ترسیم نموده و هر موجود با گزینش وجود و پذیرش الزاماتی که از سوی خداوند برای او ترسیم شده به عرصه حیات وارد شده است. به همین شکل توسط خداوند رحمن و رحیم این فرایند ترسیم وضعیت های قابل حصول آتی و هدایت و تربیت برای انتخاب وضعیت های بهتر در سیر زندگی بصورت پیوسته در جریان است و لذا این مسئله نه تنها اصل وجود بلکه درجات وجود را که از آن به سطح وجودی تعبیر می شود شامل می گردد. بصورت خلاصه وضعیت فعلی هر انسان نتیجه انتخاب های قبلی او که طیف بسیار وسیعی از اصل وجود داشتن یا نداشتن و سطح وجودی او را در بر می گیرد بوده و وضعیت آتی او نتیجه انتخاب های امروز اوست.

همچنین بدلیل اهمیتِ سرنوشت هر موجود، خداوند متعال شکل گیری سرنوشت موجودات را بصورت تدریجی و مرحله به مرحله طراحی نموده است بصورتیکه در هر مرحله بازخورد مراحل قبل توسط موجود دریافت می شود، از این حیث خداوند رحمن زندگی را بصورت مراحلی از عالم امکان تا عالم آخرت بنا نموده است که هر کدام از این عوالم دارای مشخصات مربوط به خود می باشد. از منظر اختیار در هر مرحله نسبت به مرحله قبل انتخاب ها و بعبارتی سطح اختیار کاهش یافته و در عوض تجلی حق و امکان شهود حق افزایش می یابد. عالم امکان دارای بیشترین درجه اختیار و کمترین درجه شهود حق و عالم آخرت دارای کمترین درجه اختیار و بیشترین درجه شهود حق است. در این بین عالم دنیا دارای موقعیتی ویژه و بسیار حساسی است که در آن انسان چه از نظر انتخاب و اختیار و چه از نظر شهود حق در حالتی متوسط قرار دارد یعنی هم بصورت موثر هنوز اختیار کسب درجات مختلف ایمان و کفر و بعبارتی درجات وجود برای او مهیا است و هم بصورت قابل فهم، نتیجه انتخاب های خود و سایرین را در چارچوب زندگی می تواند مشاهده کند و نیز علاوه بر هدایت و تربیت فطری از هدایت و تربیت بیرونی توسط انبیاء و اوصیاء صلوت الله علیهم و علی آلهم برخوردار است تا بر اساس تمایل خویش نسبت به اصلاح و یا اصرار بر انتخاب های قبلی خود اقدام کند.

در پایان به عنوان نتیجه گیری این مطلب ذکر می شود که آنچه وضعیت انسان و بعبارتی مشخصات روحی، جسمی و پیرامونی او و آنچه سرنوشت او نامیده می شود، توأمان ماحصل خواست خود او و هدایت و تربیت الهی است که در بستری از خواست خداوند رحمن و رحیم محقق شده است.

 

الحمد لله رب العالمین

مهدی عرفانی

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشود

لطفا مقدار صحیح را در کادر وارد کنید. *