آرشیو ماهانه: آگوست 2020

نکته معارفی (۴۲۷)- معنای غیریت خداوند و خلق

غیریت میان دو شئ، مناط محدودیت هر دو شئ و به معنای مرکب بودن هر دو شئ از وجدان و فقدان است مگر غیریت میان خداوند و خلق که این غیریت تنها به معنای محدودیت خلق است همانگونه که حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: “غیوره تحدید لما سواه “. و محدودیت یک طرفه بمعنای فقدان محض است یعنی که شئ حادث قبل از شئ شدن، عدم بود و اکنون بعد از حادث شدن نیز همچنان عدم است با این تفاوت که شئ قبل از حدوث، عدمی بود بالقوه و بعد از حدوث، عدمی است بالفعل.

نکته معارفی (۴۲۶)- موضع صحیح در برابر تقدیر الهی

انسان باید در موضوعاتی غیر از ایمان و کفر، طاعت و معصت و بهشت و جهنم که تقدیرشان به دست خود انسان است، در هر موضوع دیگری حتی موضوع زندگی و مرگ، موضعش این گونه باشد که هر چه را خداوند برای او تقدیر فرماید، بگوید: زنده باد همان! یعنی که اگر خداوند زندگی را برای شخص تقدیر فرمود، بگوید: زنده باد زندگی و اگر مرگ را تقدیر فرمود، بگوید: زنده باد مرگ.

نکته معارفی (۴۲۵)- ارتباط ولادت و مرگ با ملکوت

ولادت یعنی ورود از عالم ملکوت به عالم ملک و مرگ یعنی بازگشت از ملک به ملکوت و ملکوت اعم است از ملکوت رحمت و ملکوت غضب، ملکوت رحمت برای کسانی که در مدت درنگ در عالم ملک فریب اشیاء را نخوردند و از شئ حقیقی غافل نشدند و ملکوت غضب برای کسانی که در این مدت فریب خوردند و غافل شدند.

غرر حکمت های الهی (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی دیگر از غرر حکمتهای الهی، این حکمت است که امتناع وجود بر خلاف مشهور تنها اختصاص به شریک الباری ندارد و کل ما سوی الله و عالم مادون وجوب را شامل می شود و هر چیز غیر از واجب الوجود در رتبه ذات اقدس و مادون آن ممتنع است و در این مورد میان شریک الباری و سایر اشیاء تفاوتی نیست. صاحب جواهر الحکم رضوان الله علیه در این مورد چنین می گوید: “کل ما سوی الذات فهو عدم محض و لا شئ بحت و ممتنع صرف عندها و لا فرق بینها هناک و بین الشریک” (۱)
یکی دیگر از غرر حکمت های الهی این حکمت است که: چنانچه چیزی از ثمره وجود بچشد و پا به دار هستی بگذارد، از آنجا که برای او خلود و بقا و عدم اخراج از دار وجود مقرر است همچنین آشکار می گردد که برای او آغاز و بدایتی نیز نبوده زیرا که آغاز و پایان ملازم یکدیگرند و نمی شود چیزی پایان نداشته باشد و آغاز داشته باشد و معنای سخن این است که شئ حادث هرچند هرگز به رتبه ذات قدیم ازلی سبحانه تعالی نمی رسد و هرگز در آن رتبه مذکور نبوده و نخواهد بود با اینحال در رتبه مادون آن ذات اقدس، همانگونه که دارای ویژگی ابدی است، دارای ویژگی ازلی است. صاحب جواهر الحکم رضوان الله تعالی علیه در این مورد چنین می گوید: “کلما ذاق ثمره الوجود استمر فی البقاء والخلود و من دخله کان آمنا فلا نهایه لدوامه و استمراره فلا بدایه فی احداثه و اصداره اذ کل من سبقه العدم لحقه العدم و کلما له اول له آخر فاذا انعدم لحوق العدم بدوام الجنه والنار بلا نهایه انعدم سبقه و الا بطل الاستداره وخالف العود البدء کما بداکم تعودون” (۲)
یکی دیگر از غرر حکمتهای الهی این حکمت است که شئ حادث همان ظهور خداوند بر شئ بواسطه خود شئ و در عین حال اختفاء خداوند از شئ بواسطه خود شئ است. در این مورد صاحب جواهر الحکم رضوان الله علیه چنین می گوید: “ظهور الذات سبحانه وتعالی لذاتها بذاتها هو عین ذاتها و لا یتصور الخفاء فیها اذ الغیر ممتنع والغیبه والاحتجاب منعدمه فهو هو والکلام منقطع و ظهورها لغیرها بغیرها هو عین غیرها فلیس الغیر الا عین ذلک الظهور فلا اظهر من ذلک شئ اذ لا اظهر للشئ من نفسه و هو تعالی اظهر له من نفسه لانها انما تاصلت و تشیات بذلک الظهور فهو اخفی من کل شئ لانه اظهر من کل شئ اذ لا یصل الی ذلک الظهور الا اذا خفی عن نفسه ولو وجدت نفسه احتجب عن ذلک الظهور بنفسه فهو ای الظهور اخفی من کل شئ لان الاشیاء انما هی ظواهره وحجبه و لا یظهر الا بخرقها و هی ذاته و کینونته فظهر له به واحتجب عنه به فظهر له بما لا یتناهی واحتجب عنه کذلک” (۳)
———————————————————————————————————–
۱-جواهر الحکم ج ۱، ص ۹۲٫
۲-جواهر الحکم ج۱، ص۱۳۱٫
۳-جواهر الحکم ج ۱، ص ۱۳۴٫

نکته معارفی (۴۲۴)- میزان جایز موافقت و یا مخالفت با محیی الدین ابن عربی

محیی الدین ابن عربی از عرفای عامه، میان بزرگان از علمای شیعه موافقان و مخالفانی دارد. موافقان او را بالاصاله شیعه و بالعرض مخالف می دانند و مخالفان اورا بالاصاله و بالذات مخالف و منحرف قلمداد می نمایند. از منظر ما مخالفت با محیی الدین تا جایی جایز است که منجر به قدح علمای شیعه موافق او نشود و موافقت با او تا جایی مجاز است که منجر به قدح علمای شیعه مخالف او نگردد.

نکته معارفی (۴۲۳)- در مورد منکران و قائلین به سهو النبی

مرحوم شیخ صدوق در مورد کسانی که منکر سهو النبی ص هستند می فرماید: “ان الغلاه و المفوضه لعنهم الله ینکرون سهو النبی و یقولون لو جاز ان یسهو فی الصلاه جاز ان یسهو فی التبلیغ” و مرحوم شیخ مفید در رساله منسوب به ایشان در مورد کسانی که معتقد به سهو النبی ص هستند می فرماید: “و ان شیعیا یعتمد علی هذا الحدیث فی الحکم علی النبی ص بالغلط والنقص و ارتفاع العصمه عنه من العباد لناقص العقل، ضعیف الرای، قریب الی ذوی الآفات المسقطه عنهم التکلیف”
می گویم: حق این است که هر دو شیخ جلیل القدر که رحمت و رضوان خداوند بر آنان باد در این مورد دچار نوعی زیاده روی و افراط شده اند زیرا که در واقع نه منکر سهو النبی از علمای شیعه، غالی و اهل تفویض است آن گونه که مرحوم شیخ صدوق فرمود و نه قائل به سهو النبی از علمای شیعه، ناقص العقل و ضعیف الرای و آفت زده آن گونه که مرحوم شیخ مفید فرمود. نه اعتقاد به سهو النبی بویژه آنگاه که این سهو به اسهاء الهی برای حکمتی و مصلحتی تاویل شود، تقصیر و موجب خدشه در عصمت کبرای پیامبر اکرم ص است و نه انکار چنین سهوی و تسری دادن مقام عصمت به امور عادی، غلو و تفویض است پس در این مطلب تامل نما.

نکته معارفی (۴۲۲)- قرارداد وجودی و قرارداد شرعی در موجود مادون ذات قدیم

شریعت و عالم تشریع، عالم قرارداد و اعتبار است کما اینکه هستی حادث و تکوین موجود مادون ذات قدیم ازلی نیز عالم قرارداد و اعتبار است. قرارداد وجودی به این معناست که به آن کس که نیست و به حقیقت ممتنع است که باشد، بگویند: باش. و قرارداد شرعی به این معناست که وجود قدیم سبحانه و تعالی که به حقیقت قدرت محض و غنای محض است، از موجود اعتباری و قراردادی یاری بخواهد و استنصار و استقراض نماید.

نکته معارفی (۴۲۱)- شیرین ترین و شکوهمند ترین لحظات زندگی مومن

شیرین ترین و شکوهمند ترین لحظات زندگی مومن، لحظات نزدیک به مرگ و انتقال او از این جهان است. این لحظات هر چه به نقطه پایان نزدیک تر می شود، شیرین تر و شکوهمند تر می شود و اوج قله شیرینی و شکوهمندی لحظه ایست که روح با لبیک عاشقانه به حضرت معبود، این جهان را ترک و برای زیارت و طواف به عرش مجید الهی تشرف پیدا می کند.

غرر حکمت های الهی (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از غرر حکمتهای الهی برگرفته از مشکات نبوت و مصباح ولایت این حکمت است که همانگونه که در امتثال و عدم امتثال فرمان تشریعی خداوند اجبار و اضطراری نیست همچنین در امتثال و عدم امتثال فرمان تکوینی خداوند نیز اجبار و اضطراری نیست و اساسا دلیل عدم اضطرار در امر تشریعی، عدم اضطرار در امر تکوینی است. صاحب کتاب ۱۵ جلدی جواهر الحکم در این مورد چنین می گوید: “کیف یتصور فی الایجاد و الانشاء الاضطرار و کیف یمکن سلب الاختیار عمن خاطبه الله تعالی لا بلسان الاجبار و ساله ان یفعل فعله فقال له کن فیکون، فالمتکون هو فاعل فعل الفاعل حال التکوین… فاین لاضطرار بل لیس الا الاختیار لکن ما یفهمه الا اهل الاعتبار فظهر لک ان لا فرق بین التکوین والتشریع بوجه ابدا فاذ صح التکوین مع الاختیار یصح فی التشریع بالطریق الاولی علی وجه الاعلی” (۱)
یکی دیگر از غرر حکمتهای الهی، این حکمت است که: جوهر و عرض یا ذات و صفت، جنبه نسبی دارد و این گونه نیست که در عالم مادون ذات اقدس احدیت، چیزی فقط جوهر یا فقط عرض باشد بلکه آنچه نسبت به چیز دیگر جوهر است نسبت به چیزی دیگر عرض است کما اینکه آنچه نسبت به چیزی عرض است، نسبت به چیز دیگر جوهر است و هرچه به آن نام شیئیت صدق کند اعم از آنکه ذات باشد یا صفت، جوهر باشد یا عرض، مجرد باشد یا مادی بالنسبه به مقام خود، ذاتی است جوهری و اصیل. صاحب کتاب جواهر الحکم در این مورد چنین می گوید: “کل ما یصدق علیه اسم الشیئیه من ذات او صفه، جوهر او عرض، مجرد او مادی وغیرها، ذات لها تجوهر و تذوت و تاصل بنسبه مقامه فلا شئ الا و هو اصیل و ان کانت الاشیاء تتبع بعضها بعضا فی التکوین والتشریع فالفرع اصل فی مقامه والعرض جوهر فی رتبته” (۲)
————————————————————————————————————————-
۱-جواهر الحکم، ج ۱، ص ۱۰۳٫
۲-جواهر الحکم، ج ۱، ص ۴۰٫

نکته معارفی (۴۲۰)- تعریف عبادت و عبودیت بر مبنای رضایت الهی

بر مبنای تعریف یکی از حکمای الهی، عبادت عبارت است از انجام دادن آنچه مورد رضایت خداوند است و عبودیت، عبارت است از رضایت به آنچه خداوند انجام می دهد کما قال رضوان الله علیه: العباده هی فعل ما یرضی و العبودیه هی رضا ما یفعل.(۱)
——————————————————————————–

۱- موسوعه علمیه جواهر الحکم، ج ۱ ص ۱۰۳٫

نکته معارفی (۴۱۹)- نماد بزرگ کهنگی و شبه تجدد و نماد بزرگ قدمت و تجدد

بدانکه حق، قدیم و در عین حال جدید است و باطل، کهنه و در عین حال شبه جدید است و حق مقدم بر باطل است به لحاظ وجود و موخر از آن است به لحاظ ظهور و جلوه گری. اکنون در جهان نماد بزرگ کهنگی و شبه تجدد یا همان مدرنیته اصطلاحی، دولت جعلی اسرائیل است و نماد بزرگ قدمت و تجدد واقعی، جمهوری اسلامی ایران.

نکته معارفی (۴۱۸)- نهی از غر زدن نابجا و دلیل آن

“غر زدن” که بمعنای آهسته سخن گفتن از روی خشم است، به لحاظ ظاهر ، ابراز نارضایی انسان از اشیاء و امور و سایر انسانهاست و به لحاظ باطن و واقع، ابراز نارضایتی انسان از خداوند است. بنابراین باید از پدیده ابراز نارضایتی جز در آنجا که شخص به مرضی بودن این ابراز از جانب خداوند یقین دارد، به شدت بر حذر بود.

نکته معارفی (۴۱۷)- دلیل تفضیل بنی اسرائیل در مقطعی و مغضوبیتشان در مقاطع دیگر

اصلی ترین دلیل تفضیل و برگزیدگی قوم بنی اسرائیل بر سایر اقوام که در مقطعی تحقق داشته این است که این قوم در پیشینه تاریخی خود، دارای عهد با خداوند و تجربه حکومت الهی و ولایت نبوی و فقیهانه بوده است و اصلی ترین دلیل مغضوبیت و فساد این قوم، نقض عهد با خداوند و عصیان و اهانت نسبت به انبیاء و دچار شدن به این پندار است که گویی تفضیل و برتری آنان علی الاطلاق و مربوط به ژن و نژاد آنان است.

نکته معارفی (۴۱۶)- اندوه از تاثیر انحرافات ابن عربی بر برخی بزرگان

قیصری شارح معروف کتاب فصوص الحکم ابن عربی در شرحش بر این کتاب در توجیه مخالفت انبیاء و اولیاء با بت پرستی می گوید: انکار انبیاء و اولیاء نسبت به پرستش بتها که مظاهر خداوند هستند مانند انکار محجوبین وانسانهای عادی در این مورد نیست زیرا که انبیاء و اولیاء برخلاف دیگران حق را با هر چیز مشاهده می کنند و انکارشان نسبت به بت پرستی از جهت برکنار داشتن دیگران از تقید به صورتی خاص و تجلی ای خاص است زیرا که این تقید موجب انکار سایر تجلیات و آن عین گمراهی است. (۱)
می گویم: با اندوه تمام به عمق این انحراف و بدآموزی نظر کن که چگونه بعضا برخی از بزرگان ما را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است.
————————————————————-
۱- کتاب هزار و یک کلمه، ج ۶، کلمه ۵۷۷٫ تالیف حضرت آیت الله حسن زاده آملی

نکته معارفی (۴۱۵)- توبه از آنچه موجب گناه است

هر چند صحیح است گفته شود: گناه، عقوبت و عبادت، پاداش به دنبال دارد، لکن صحیح تر آن است که گفته شود: گناه، عین عقوبت و عبادت، عین پاداش است و اگر این گونه است، گنه کار اگر بخواهد از گناهی که مرتکب شده توبه و تدارک کند باید بجای توبه از گناه واقع شده، از آنچه موجب گناه شد و آن در تمام گناهان امر واحدی است، توبه نماید.