آرشیو ماهانه: می 2020

نکته معارفی (۳۸۴)- معانی مشیت، اراده، قدر و قضا

مشیت، اراده، قدر و قضا که اوصاف چهارگانه امر واحده خداوند است از جمله اسمائی است که وقتی به صورت جداگانه استعمال می شوند به یک معنی و وقتی با هم می آیند، دارای معانی متفاوت اند یعنی در استعمال جداگانه میان شاء و اراد و قدر و قضا تفاوتی نیست لکن وقتی گفته می شود ان الله شاء و اراد وقدر و قضا، به چهار اعتبار امر واحده الهی به لحاظ تعلق به مراتب چهارگانه شئ حادث اطلاق می گردد زیرا هر شئ دارای دو ماده نوعیه و شخصیه و دو صورت نوعیه و شخصیه است که ماده نوعیه شئ متعلق امر خداوند از آنرو که مشیت است و صورت نوعیه شئ متعلق همین امر از آنرو که اراده است و ماده شخصیه شئ متعلق این امر از آنرو که قدر است و صورت شخصیه شئ متعلق امر واحده الهی از آنرو که قضا است، می باشد.

در مورد آقای سید کمال حیدری

بسم الله الرحمن الرحیم
این آقا که اکنون دارد سخنان چهل سال پیش صاحب نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت در موضوع تاثیر پذیری دین از اوضاع زمانه و تفکیک میان اصل و متن دین که آسمانی و مقدس است و فهم و استنباط فقیهان از دین که زمینی و نا مقدس است را این بار در قامت یک فقیه و مجتهد تکرار می کند، هیچ راهی ندارد جز اینکه یا از این خطای فاجعه بار باز گردد و توبه کند یا تا انتهای آن برود و همچون صاحب آن نظریه با قائل شدن به تفاوت میان اصل ما انزل الله بعنوان ماده وحی که آسمانی و مقدس و فوق تاریخی است و منزل فیه این نزول آسمانی یعنی قلب مبارک پیامبر اکرم ص که صورت وحی را سامان می دهد و به زعم او زمینی و زمانمند و تاریخی است، قائل به امکان راه یابی خطا در متن دین یعنی متن قرآن کریم شود. آری آن کس که به ناحق و برخلاف عقل و شرع و ضرورت، میان ثقلین دین یعنی قرآن و عترت یا قرآن و اخبار معصومان علیهم السلام یا متن دین و فهم فقیهانه دین که ویژگی ابدیشان «لن یفترقا» ست، قائل به تفکیک و جدایی می شود و ندای جاهلانه «حسبنا کتاب الله» را بلند می کند، از ناحیه قهر و مکر خداوند محکوم می شود که در مرحله بعد با قول به تفکیک میان ماده و صورت وحی و اینکه اولی الهی و خطا ناپذیر و دومی بشری و خطا پذیر است، قائل به خطا پذیری، نقد پذیری و ضرورت اصلاح اصل و متن دین بر مبنای مشهورات و مقبولات زمانه شود و نفهمد که چه کسانی دارند برای او دست می زنند و به او آفرین می گویند. و ما به این آقا که لباس دین و وراثت پیامبر ص و نیابت امام زمان عج در بر دارد، می گوییم اگر جهانی به انسان آفرین بگوید و خداوند و خلیفه اعظم خدا یعنی امام حجت ابن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه و مؤمنان به او ناآفرین بگویند، آن آفرینها به کار او نخواهد آمد و بالعکس اگر جهانی انسان را تکذیب کند و خداوند و امام زمان و مؤمنان او را تایید نمایند، آن تکذیبها به ضرر او نخواهد بود والسلام.
سید محمد قائم مقامی
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹

نکته معارفی (۳۸۳)- چگونگی اتیان نامقدور در عبادات توسط عبد

واقعیت آن است که ظاهر و باطن یا علانیه و سریره، هرکدام دارای دو فرد مقدور و نا مقدور است که اتیان دو فرد مقدور، حق الله علی العبد است و اتیان دو فرد نامقدور، حق العبد علی الله است. بنابراین در عبادتی مانند نماز، چنانچه حق خداوند که قصد قربت بعنوان سریره مقدور و اقامه ظاهر نماز بعنوان علانیه مقدور است، اداء شود، خداوند حق عبد را که همان حضور قلبی و زیبا انجام دادن ظاهری فعل است و هردو مقدور عبد نیست به او عطا می فرماید.

نکته معارفی (۳۸۲)- جلوه رحمانیت و رحیمیت خداوند در نبوت و ولایت

خداوند تبارک و تعالی به رحمانیت خود و از باب اداء حق غیر، جعل شریعت و ابلاغ شریعت می فرماید و به رحیمیت خود، غیر را موفق بر اداء حق خود و امتثال شریعت می فرماید. همچنین به رحمانیت خود، توسط نبی از خود انباء و ارائه طریق می فرماید و به رحیمیت خود، توسط ولی، غیر را به مطوب که همان وصال خود است می رساند یعنی که جعل و ابلاغ شریعت، حق مخلوق بر خداوند و امتثال و اجرای شریعت حق خداوند بر مخلوق است که خداوند به رحمانیت خود و از طریق نبوت، حق مخلوق را اداء و به رحیمیت خود و از طریق ولایت، مخلوقی را که خواهان اداء حق خداوند است، موفق بر امتثال شریعت و اداء حق خود می فرماید.

نکته معارفی (۳۸۱)- چهار طایفه مردم روی زمین از نظر ایمان و کفر

ایمان و کفر هرکدام دارای دو فرد واقعی و ظاهری است که در این میان، ایمان واقعی و کفر واقعی، همچنین ایمان ظاهری و کفر ظاهری، غیر قابل جمع و ایمان واقعی و ظاهری، همچنین کفر واقعی و ظاهری و ایمان واقعی و کفر ظاهری و ایمان ظاهری و کفر واقعی با یکدیگر قابل جمع و جمع مردم روی زمین از ۴ طایفه خارج نیستند زیرا که آنان یا ۱- واقعا و ظاهرا مؤمنند یا ۲- واقعا و ظاهرا کافرند یا ۳- ظاهرا کافر و واقعا مؤمنند یا ۴- ظاهرا مؤمن و واقعا کافرند.

نکته معارفی (۳۸۰)- شریعت پروتکل وجود است

شریعت بمعنای آداب معاشرت با خداوند، قرارداد و پروتکلی است که هرکس که مخلوق و موجود شده، بدون استثناء آنرا امضا کرده است و خداوند در روز قیامت و روزی که اسرار آشکار می گردد، این امضاها را به رؤیت موجودات می رساند. آری شریعت، پروتکل وجود است که نه تنها انسان، بلکه جن و ملک و جماد و نبات و حیوان و زمین و آسمان آنرا امضاء کرده اند.

نکته معارفی (۳۷۹)- مراد از خلق شدن برای فنا و مرگ در سخن حضرت علی ع

مراد از خلق شدن برای فناء نه برای بقا و برای مرگ نه برای حیات، در سخن نورانی امیرالمؤمنین علی علیه السلام که فرمود: «واعلم یا بنی انک انما خلقت للآخره لا للدنیا و للفناء لا للبقا و للموت لا للحیوه»، فناء و بقا و مرگ و حیات در دنیاست و گرنه به قرینه «انک خلقت للآخره لا للدنیا» و با توجه به اینکه موت و فناء ویژگی دنیا و بقا و حیات ویژگی آخرت است، سخن آن حضرت را باید این گونه قرائت نمود که: انک انما خلقت للآخره لا للدنیا و للبقا لاللفناء و للحیوه لا للموت.

نکته معارفی (۳۷۸)- سه جنبه بلای کرونا

کرونا مانند هر بلای دیگر دارای سه جنبه است. اول: آزمون، دوم: نعمت برای قبول شدگان در آزمون و سوم: نقمت برای مردودین در آزمون. یکی از جهات آزمونی بلای کرونا، آزمون انسانهاست در مورد تحلیل واقعه و اینکه جهان پسا کرونا را چگونه می بینند؟ آن کس که جهان پسا کرونا را مؤمن تر، معقول تر و مؤدب تر و در راستای منویات انقلابی که از قم نشات گرفت، می بیند، ازجمله قبول شدگان و نعمت یافتگان این آزمون محسوب می شود ولو ظاهرا مسلمان و شیعه نباشد و آن کس که از این فرصت سوء استفاده می کند و سفیهانه و جاهلانه علیه دین و معصومین و روحانیت و حرمها و خصوصا علیه حرم قم، عقده گشایی و لجن پراکنی می کند و در مورد قم طعنه می زند که: از قضا سرکنگبین صفرا فزود، از مردودین این آزمون و از نقمت یافتگان این بلا بشمار می رود ولو آنکه خود را مسلمان و روشنفکر دینی بداند.

نکته معارفی (۳۷۷)- موضع مومنین در مورد کفر و سکولاریست

همانگونه که کفار در موضوع ایمان، سکولار و قائل به ضرورت جدایی ایمان از سیاست و حکومت هستند، همچنین مؤمنان در موضوع کفر، سکولار و قائل به ضرورت جدایی کفر از سیاست و حکومت هستند. بنابراین سخن مؤمنان این نیست که هیچ کس حق ندارد کافر و دوزخی باشد بلکه سخن آنان این است که آن کس که کافر و دوزخی است حق ندارد بر کسی که کافر نیست و نمی خواهد به دوزخ برود، حکومت کند.

نکته معارفی (۳۷۶)- نحوه خداگونگی توسط انسان آینده

خلافت و تشبه به خداوند در روی زمین از دو راه ممکن است: نخست از راه موافقت مطلق و عبادت و اطاعت کامل خداوند و دیگر از راه مخالفت مطلق و عصیان کامل در برابر خداوند. آری انسان آینده ، انسانی ربانی و خداگونه Homo Deus خواهد بود لکن نه آنگونه که نویسنده کافر و همجنس گرای اسراییلی یووال نوح هراری توهم کرده، از طریق رد کامل خدای حقیقی و نشستن بجای او بواسطه هوش ماشینی و مصنوعی و امثالهم بلکه از طریق موافقت کامل با خداوند و از باب «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی او مثلی». سخن این است که انسان در تاریخ قدیم و جدید خود خلافت و خداگونگی نوع دوم را از طریق حاکمیت شاهان و امپراطوران و طواغیت بزرگ که آخرینش برای همیشه طاغوت آمریکایی است در سطح بسیار وسیع و جهانی تجربه کرد و آنچه در سطح وسیع و جهانی تجربه نکرده، خلافت و خداگونگی نوع اول است که تنها انسان آینده قادر به تجربه آن خواهد بود.

نکته معارفی (۳۷۵)- دو مطلبی که از فناء فی الله باید تحصیل کرد

آنچه را عارفان حقه از آن بعنوان فناء فی الله یاد می کنند و دقیقا مفاد سخن نورانی حضرت امام حسین علیه السلام است که: «یا من استوی برحمانیته فصار العرش غیبا فی ذاته» و بمعنای ظاهر بودن علی الاطلاق خداوند و غیب بودن ما سوی الله و عالم است، چیزی نیست که باید آنرا تحصیل کرد زیرا که آن بالفعل موجود است و بر خلاف ظاهر و منظر توهمی که عالم را آشکار و خداوند را غیب می داند، به لحاظ واقع و باطن و از منظر تعقلی و شهودی، خداوند آشکار و عالم غیب است، بلکه آنچه باید تحصیل شود دو چیز است: نخست، استشعار به این حقیقت که خداوند آشکار و من غیب هستم و دیگر دوست داشتن و مطالبه ارادی این حقیقت که موجب ظهور بیشتر و بیشتر خداوند بر شئ می شود.

نکته معارفی (۳۷۴)- برداشت حق و برداشت باطل از وحدت وجود

اگر مراد از وحدت وجود، وحدت معبود و تاویل لا اله الا الله به لا موجود الا الله و قول به لیس حقیقی بودن ما سوی الله در برابر الله تبارک و تعالی است، آن عین توحید حقیقی است و اگر مراد از آن، عینیت شئ حقیقی و شئ اعتباری و تبدیل نسبت معیت و غیریت میان حقیقت و اعتبار به نسبت عینیت و این همانی است، آن عین شرک حقیقی و اصالت بخشی متوهمانه به جعل و اعتبار در جنب حقیقت است.

نکته معارفی (۳۷۳)- معنای مرگ برای افراد مختلف

مرگ، خروج از عالم هپروت و ورود به عالم ملکوت است مگر برای آنکس که با تمرین موت ارادی قبل از موت طبیعی، ملکوت را در این جهان تجربه کرده باشد که برای او، مرگ، انتقال است از درجه ای از ملکوت به درجه بالاتر آن و مراد از عالم هپروت، عالم توهم و پندار و مراد از ملکوت، عالم حقیقت است که منقسم می شود به ملکوت رحمت یا بهشت که شهود خداوند است مکشوف الوجه، و ملکوت غضب یا جهنم که ملاقات خداوند است محجوب الوجه.

نکته معارفی (۳۷۲)- یکی از عبرت های ابتلای اخیر

یکی از عبرتهای ابتلاء اخیر این است که فرود آمدن تازیانه عذاب بر اثر اکثار گناه و فساد تنها اختصاص به اقوام گذشته عاد و ثمود و فرعون ندارد، زیرا که رضایت و خشم خداوند در مورد اعمال گذشتگان و آیندگان یکسان است و این گونه نیست که خداوند بر چیزی که بواسطه آن بر گذشتگان خشم گرفته در مورد همان چیز از آیندگان خشنود باشد و یا برچیزی که بواسطه آن از گذشتگان خشنود بوده بواسطه همان چیز بر آیندگان خشمگین گردد کما قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام: «فرضاه فیما بقی واحد و سخطه فیما بقی واحد واعلموا انه لن یرضی عنکم بشئ سخطه علی من کان قبلکم و لن یسخط علیکم بشئ رضیه ممن کان قبلکم» خ ۱۸۳.

نکته معارفی (۳۷۱)- گستره زمانمند و مکانمند بودن احکام دین

یکی از جهالتهای قدیم که تجدید می شود عبارت است از تعمیم دادن حکمی که در مورد «بعض» صحیح است، به «کل»، مانند این جهالت که گزاره صحیح برخی از احکام دین زمانمند و تاریخ مند هستند و پس از وقوف بر مناط و ملاک آنها، ممکن است در زمانها و مکانهای دیگر، به صورتهای دیگری ظاهر شوند، به تمام احکام دین تعمیم داده شود و با توجیهاتی مانند اینکه احکام تابع اهدافند و یا احکام جنبه طریقیت دارند نه موضوعیت و امثالهم، گفته شود که تمام احکام دین زمانمند و مکانمند هستند و در ننیجه امکان حذف و تغییر و تبدیل تمام آنها وجود دارد.