آرشیو ماهانه: فوریه 2020

نکته معارفی (۳۵۰)- کار دنیای به اصطلاح مدرن در مورد عقاید دنیای قدیم

اصلی ترین و مهمترین کار دنیای باصطلاح مدرن، تئوریزه کردن و علنی سازی برخی از اعمال و بواطن دنیای قدیم است. فی المثل اگر دنیای قدیم در مقام عمل اهل تفسیر به رای و قائل به جدایی دین از سیاست بود، همین ویژگی در دنیای مدرن تئوریزه، علمی و علنی می شود و گفته می شود که تفسیر اساسا جز تفسیر به رای نیست و دولت و حکومت باید سکولار و جدای از دین و مذهب باشد و در عین حال همین دنیای مدرن کارش مخفی سازی و باطنی سازی برخی دیگر از عقاید و اعمال آشکار دنیای قدیم است، فی المثل اگر دنیای قدیم در مقام نظر و عمل قائل به جعل سلطنت الهی برای پادشاهان و صاحبان قدرت بود، دنیای مدرن همین ویژگی را بدون آنکه لفظ پادشاهی را بر زبان جاری نماید برای صاحبان قدرت و حکومت قائل است.

نکته معارفی (۳۴۹)- انسانها؛ مسئول غیبت حجت خداوند

بدانکه نخستین امام و حجت خداوند پس از پیامبر اکرم ص در مورد آخرین امام و حجت خدا و فلسفه غیبت آن حضرت می فرماید: او غایب می شود هنگامی که اسلام غایب شود «فهو مغترب اذا اغترب الاسلام» خ ۱۸۲ و نمی فرماید: اسلام غایب می شود هنگامی که او غایب شود. و این دقیقترین اشاره به این حقیقت است که مسئول غیبت اسلام و به تبع آن غیبت حجت خداوند، انسانها هستند.

نکته معارفی (۳۴۸)- نوع ورود به بحث کارآمدی حکومت ولایی

هنگامی که در نقطه ای از جهان، حکومت دینی و ولایی بعنوان پیشدرآمد دولت حقه آل محمد علیهم السلام تشکیل می شود، بر تمام مردم جهان از هر دین و مذهبی نصرت آن حکومت واجب می گردد و در بحث کارآمدی یا عدم کارآمدی چنین حکومتی هرگز نمی توان نگاه توصیفی و گزارشی داشت بلکه این نگاه همواره توصیه ای و انشائی است، حال یا انشاء از سوی مومنان و نیکبختان عالم که: این حکومت باید کارآمد باشد و من در اثبات این کارآمدی دارای نقش و سهم هستم و یا انشاء از سوی کافران و شوربختان که: این حکومت نباید کارآمد باشد و من در اثبات این ناکارآمدی دارای نقش و سهم هستم.

نکته معارفی (۳۴۷)- نتیجه اخبار اینکه خداوند هست

اگر کسی اخبار کند که: آفتاب هست، آیا به دنبال آن می تواند انشاء کند که: آفتاب باید باشد؟ پاسخ این است با توجه به اینکه انشاء از سنخ ایجاد است و انشاء کننده چیزی، خود موجد آن چیز است، آن کس که اخبار به موجودیت چیزی می کند دیگر نمی تواند موجودیت آن چیز را انشاء نماید مگر آنکه مرادش از انشاء، انشاء ظهور باشد که انشاء کننده در آن ذی نقش است. بنابر این وقتی کسی می گوید خداوند هست و باید باشد که مفاد ایمان نیز دقیقا همین است، مرادش این است که خدایی که وجود دارد و برای غیر می تواند ظاهر یا مخفی باشد، باید ظاهر و آشکار باشد و من به سهم خود در این آشکار سازی دارای نقش هستم.

نکته معارفی (۳۴۶)- تفاوت حکیم و غیر حکیم در هنگام ورود و خروج از دنیا

تفاوت حکیم و غیر حکیم در این است که حکیم از همان لحظه اول ورودش به این جهان، به مرگ و خروج از این جهان نیر می اندیشد و خود را همانگونه که با آمدن وفق می دهد با رفتن نیر منطبق می سازد، در حالیکه غیر حکیم حتی هنگام مرگ و رفتن از این جهان به آن نمی اندیشد و در حال اقبال اضطراریش به آخرت، مدبر از آن و در حال ادبار اضطراریش از دنیا، مقبل به آن است.

نکته معارفی (۳۴۵)- تفاوت شهید سلیمانی و قاتل آن شهید

تفاوت شهید سلیمانی و قاتل آن شهید یعنی دونالد ترامپ در این است که مرگ یعنی نقطه پایان حیات این جهانی برای شهید سلیمانی چه در واقعیت چه در اعتقاد خود او، نقطه ای سپید، مثبت و بشدت نورانی است و برای دونالد ترامپ چه در واقعیت و چه در اعتقاد خود او، نقطه ای سیاه، منفی و بشدت تاریک است. این حقیقتی است که هیچ جن و انسی قادر به تغییر آن نیست.

در مورد دو حیث وجودی امام خمینی ره

بسم الله الرحمن الرحیم
امام خمینی رضوان الله تعالی علیه که ورودش به ایران در ۱۲ بهمن ۵۷ تا ابد مبارک باد، دارای دو حیث است: نخست امام خمینی به عنوان مجتهدی مانند سایر مجتهدان که لسانش در حوزه ظنیات و نظریات اعم از فروعی و اصولی این است که : «به نظر من این حکم خداوند است» یا «به نظر من این حکمت خداوند است» و از این حیث، فقه امام جواهری، فلسفه اش صدرایی و عرفانش محی الدینی است و امام از این حیث مانند سایر علما قابل رد و قبول و نقض و ابرام است و حیث دیگر امام خمینی به عنوان امام و حاکم الهی و ولی ففیه زمان و وارث و سخنگوی جمیع پیامبران در عصر ما که از این حیث لسان مبارکش در حوزه قطعیات و ضروریات این است که: هذا حکم الله و هذه حکمت الله که از این حیث، فقه امام ولایی و فوق جواهری و فلسفه و عرفانش بطور تام و تمام قرانی و روایی و متفاوت با فلسفه صدرایی و عرفان محی الدینی است. و امام از این حیث مانند انبیاء و معصومین علیهم السلام قابل نقد و نقض و رد نیست و هر گونه نقض و ردی به ایشان از این حیث، نقض و رد معصوم علیه السلام و در حد شرک بالله است و خلط و مزج این دو حیث با یکدیگر و تسری احکام یکی به دیگری نیز عملی ناروا و خلاف عقل و حکمت است.
سید محمد قائم مقامی
۱۲ بهمن ۱۳۹۸

نکته معارفی (۳۴۴)- تعریف اعتدال درست و اعتدال نادرست

اعتدال دوگونه است: نخست اعتدالی که از ذات حق نشات می گیرد که حق ذاتا برکنار از افراط و تفریط است و دیگر اعتدالی که قرار است میان حق و باطل ایجاد شود و مبنایش این است که در هرکدام از حق و باطل نوعی افراط است و برای رسیدن به اعتدال باید به نحوی میان ایندو جمع نمود. بر مبنای این دیدگاه هم علی علیه السلام_ العیاذ بالله_ افراطی است و هم معاویه ابن ابی سفیان و نقطه اعتدال مثلا کسی است مانند ابو موسی اشعری.

نکته معارفی (۳۴۳)- رابطه بین اصلاح معاد و آخرت با اصلاح معاش و دنیا

میان معاد و معاش یا آخرت و دنیا، مسئله و تکلیف اصلی و اولی، موضوع معاد و آخرت است که در صورت انجام این تکلیف و حل این مسئله، بی درنگ یا با فاصله ای مقدر، موضوع معاش و دنیا که مسئله و تکلیف فرعی و ثانوی است حل خواهد شد و در این مورد سخن محکم و حدیث قطعی الانتساب «من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس و من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنیاه» حکمت ۸۹، بر سخن متشابه و حدیث مشهور الانتساب «من لا معاش له لا معاد له» حاکم است و آنرا تفسیر می کند.

نکته معارفی (۳۴۲)- در مورد دیدار خداوند در دنیا و آخرت و با چشم ظاهر و باطن

آنجا که سخن از «لا تدرکه الابصار» و «لن ترانی» و «لا تدرکه العیون بمشاهده العیان» در میان است، دیگر میان دنیا و آخرت و چشم سر و چشم سر- اولی با فتحه سین و دومی با کسره آن – تفاوتی نیست یعنی همانقدر در آخرت نمی توان او را دید که در دنیا نمی توان و همانقدر با چشم باطن نمی توان او را دید که با چشم ظاهر و آنجا که سخن از «الی ربها ناظره» و «لقد رآه نزله اخری» و «لکن تدرکه القلوب بحقایق الایمان» در میان است باز هم میان دنیا و آخرت و چشم سر و چشم سر تفاوتی نیست یعنی او را همانقدر در دنیا می توان دید که در آخرت و همانقدر با چشم ظاهر می توان دید که با چشم باطن.