آرشیو ماهانه: دسامبر 2019

نکته معارفی (۳۳۶)- لزوم تلاش برای برقرای حاکمیت خداوند در آفاق

اگر گفته شود که وقتی آفاق با وقوع قیامت و ورود به عالم آخرت منهدم میشود و انفس می ماند و برای نجات تنها برقراری حاکمیت خداوند در انفس کافی است پس لزومی به تلاش برای برقراری حاکمیت خداوند در آفاق نیست، پاسخ این است که هیهات که بدون برقراری حاکمیت خداوند در آفاق- یعنی نظام اجتماعی و سیاسی – و یا تلاش برای برقراری این حاکمیت بتوان به حاکمیت خداوند در انفس که مقصد است نایل گردید.

نکته معارفی (۳۳۵)- در ماهیت محبوبه، ماهیت را می توان مجعول بالاصاله دانست

در حکمت، وجود، مجعول اولی و بالذات و ماهیت، مجعول ثانوی و بالعرض است با این حال این سخن ربطی به اصاله الوجود اصطلاحی که وجود را حقیقی و ماهیت را اعتباری می داند ندارد زیرا با توجه به دو نوع بودن ماهیت بعنوان ماهیت محبوبه که همان صورت ولایت است و ماهیت مبغوضه که همان صورت عداوت است، قاعده حکیمانه فوق تنها در مورد ماهیت مبغوضه و صورت عداوت مصداق دارد وگرنه در مورد ماهیت محبوبه و صورت ولایت، میتوان ماهیت را مجعول اولی و بالاصاله و وجود را مجعول ثانوی و تبعی دانست.

نکته معارفی (۳۳۴)- در مورد اصاله الوجود و اصاله الماهیه

وقتی در دار وجود، وجود بدون ماهیت نیست و ماهیت بدون وجود نیست، وقتی وجود برای ظهور خود قائم بر ماهیت است و ماهیت برای تحقق خود قائم بر وجود، وقتی مادون ذات اقدس احدیت، هم ماهیت مخلوق و مجعول است و هم وجود، دیگر بحث از اصاله الوجود یا اصاله الماهیه و اینکه یکی حقیقی و دیگری اعتباری است، چه جایی جز لفاظی های مفهومی بدون مابازاء می تواند داشته باشد؟

نکته معارفی (۳۳۳)- آنچه از خیر محض صادر می شود.

از خیر محض چه چیز صادر می شود؟ اگر بگویی از آن خیر محض دیگری صادر می شود، غلط است زیرا دو شئ محض نمی تواند وجود داشته باشد و محوضت مقتضی وحدت است. اگر بگویی از آن شر محض صادر می شود بالبداهه غلط است. اگر بگویی خیر و شر بصورت علی السویه صادر میشود به دلیل سنخیت خیر صادر شده با مصدر خود و عدم سنخیت شر صادر شده با خیر محض، آنهم غلط است و اگر بگویی از خیر محض، خیر مشوب به شر که خیریت آن مطلوب بالذات خیر محض و شریتش مطلوب بالعرض آن است، صادر می شود، سخن حق و صحیحی است.

نکته سیاسی (۸۰)- حکم تظاهرات سیاسی علیه نظام های محور مقاومت

در کشورهای محور مقاومت که نظامهایشان اساس مردمی و الهی دارد، تظاهراتهای سیاسی علیه این نظامها ولو به صورت مسالمت آمیز، از آنجا که بی درنگ توسط اوباش و اشرار و نیروهای شیطانی، مصادره و تبدیل به حرکتی برای براندازی این نظامها می شود، به لحاظ عقل و شرع و قانون، حرام و ممنوع و بزرگترین مصداق فساد و گناه محسوب میشود.

نکته معارفی (۳۳۲)- تناسب ماده و صورت هر عالم با آن عالم

مادی دانستن این جهان و صوری دانستن جهان دیگر، یکی از میراثهای غلط و انحرافی تفکر یونانی است که در فلسفه اسلامی راه یافته و منشاش بدیهی و ضروری دانستن این جهان و نظری و تئوریک دانستن جهان دیگر و خداوند است در حالیکه به لحاظ واقعیت، خداوند و جهان دیگر بدیهی و ضروری و این جهان نظری و تئوریک است و در متن واقع هم این جهان متشکل از ماده و صورت است، هم جهان آخرت و در هیچ عالمی از عوالم حادث و مادون ذات باری تعالی، ماده بدون صورت و صورت بدون ماده وجود ندارد نهایت آنکه ماده و صورت هر عالمی، متناسب با آن عالم و از جنس آن عالم است.

نکته معارفی (۳۳۱)- در مورد قاعده ‘الواحد’

اگر مراد از قاعده «الواحد» این است که از واحد بسیط حقیقی جز واحد مرکب اعتباری صادر نمی شود، سخن حقی است و اگر مراد این است که از واحد بسیط حقیقی جز واحد بسیط حقیقی صادر نمی شود، سخنی بدیهی البطلان است و در این صورت برای ابطال آن نیازی به استدلال به استلزام آن با محدودیت قدرت خداوند وجود ندارد.

نکته معارفی (۳۳۰)- دو دیدگاه در موضوع انتظار و حکومت الله

در موضوع انتظار و حکومت الله و امام زمان عج دو دیدگاه وجود دارد، نخست اینکه باید امام زمان عج تشریف بیاورند تا حکومت الله تشکیل شود، دوم اینکه باید حکومت الله را تشکیل داد تا امام زمان عج برای تکمیل و تتمیم آن تشریف بیاورند. دیدگاه اول همان خوابی بود که امام خمینی رضوان الله علیه با انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی، ما را از آن بیدار فرمود.

نکته معارفی (۳۲۹)- امر کسی که می گوید هم خمسه طیبه و هم اوثان اربعه را دوست دارد

آن کس که می گوید هم خمسه طیبه را دوست دارد هم اوثان اربعه را، از آنجا که در متن واقع محبت ولی خداوند و محبت دشمن خدا در یک دل قابل جمع نیست، امر چنین شخصی از دو حال خارج نیست: او یا محبتش به خمسه طیبه بالاصاله و بالذات است و به اوثان اربعه بالعرض و از روی استضعاف و یا محبتش به اوثان اربعه بالاصاله و بالذات است و به خمسه طیبه بالعرض و از روی دروغ و نفاق.

نکته معارفی (۳۲۸)- نتایج نادرست قیاس مع الفارق بین واجب و ممکن

وقتی واجب الوجود، ماهیتی است عین وجود، دیگر ممکن الوجود بر خلاف مشهور نمی تواند ماهیتی باشد علی السویه نسبت به وجود و عدم بلکه آن ماهیتی است عین عدم زیرا که ممکن الوجود با صرف نظر از امکانیت جعلی و اعتباری، همان ممتنع الوجود است و قیاس مع الفارق میان واجب و ممکن موجب این پندار باطل شده که همانگونه که در مورد خداوند، ماهیت یا صورت مناط فعلیت و وجود است در مورد ممکن نیز این گونه است از اینرو از ارسطو به این سو همواره در بحث از ماده و صورت یا فعلیت و قوه، امر را معکوس ساخته و ماده را مناط قوه و عدم، و صورت را مناط فعلیت و وجود دانسته اند.