آرشیو ماهانه: ژوئن 2019

نکته معارفی (۲۸۰)- علت زیبایی و زشتی جهان

اگر جهان زیباست از اینروست که اثر صنع خداوند است و اگر زشت است از اینروست که اثر صنع آدمی است. یعنی که زیبایی و بهجت جهان از خداوند و حاصل طبیعت اولیه و زشتی و افسردگیش از انسان و حاصل طبیعت متبدله است.

نکته معارفی (۲۷۹)- تفاوت غیر فقیه و فقیه در سخن گفتن در دین

هنگامی که انسان فقیه در دین نباشد و در عین حال بخواهد در دین سخن بگوید، به این صورت است که نخست بر مبنای ذوق و سلیقه و اقتضاء جو، به نظری متمایل میشود آنگاه برای اینکه اثبات کند خداوند نیز همین نظر را دارد، میان ادله و مدارک جستجو می کند و با توجیه و تاویل ادله، آنها را با نظر خود تطبیق می دهد. به عبارت دیگر غیر فقیه نخست حکم را صادر می کند آنگاه ادله و مدارک را با آن حکم منطبق می سازد بر خلاف فقیه که نخست به ادله و مدارک می نگرد و با فهم عمیق و جامع و غیر سلیقه ای آنها به حکم و نظر خداوند می رسد. تفاوت غیر فقیه و فقیه در این است که فقیه از خداوند می آموزد و خود را با دین اصلاح می کند و غیر فقیه به خداوند می آموزد و دین را با تمایلات نفس خود، اصلاح می نماید.

نکته معارفی (۲۷۸)- علت حجیت دلیل در صورت تخطی از واقعیت

حجیت و اعتبار دلیل در صورت تخطی از واقعیت به معنای موضوعیت داشتن دلیل در برابر واقعیت نیست بلکه آن جایزه و امتیازی است که خداوند به دلیل از اینرو که راه به واقعیت، فانی در واقعیت و ماهیتی واقع نماست مرحمت فرموده و مدلول دلیل خطا را تا قبل از کشف خطا، قائم مقام واقع قرار داده است و این جایزه و امتیاز هرگز شامل شبه دلیل باطلی که ضد واقعیت است نمی شود.

نکته معارفی (۲۷۷)- منشا تاکید بر جنبه بشری و تاریخیت و زمانمند بودن متن قرآن کریم

وقتی کسی چه در کسوت روشنفکر دینی و یا فقیه حوزوی متاثر از جریان باصطلاح روشنفکری بر جنبه بشریت، تاریخیت و زمانمند بودن متن قرآن کریم علاوه بر تفسیر آن، تاکید می کند و زمینه را برای رسیدن به نظریه خطاپذیری متن قرآن فراهم می نماید، چه بداند چه نداند تحت تاثیر اندیشه و منظری اسرائیلی قرار دارد که معتقد است قرآن کریم متضمن آیات خوب و بد و حق و باطل است!! فی المثل از این منظر آیه ۵ سوره مبارکه مائده که می فرماید: «یا قوم ادخلوا الارض المقدسه التی کتب الله لکم»، آیه ای خوب و حق و غیر زمانمند است که با آن می توان مشروعیت دولت اسرائیل را ثابت نمود و آیه ۴ سوره مبارکه اسراء که می فرماید: «و قضینا الی بنی اسرائیل فی الکتاب لتفسدن فی الارض مرتین و لتعلن علوا کبیرا»، که اخبار از فساد عظیم و برتری جویی مفسدانه بنی اسرائیل در عالم و نابودی محتوم آنان است -العیاد بالله- آیه ای بد و باطل است که در صورت امکان باید به نحوی تاویل و از ظاهرش منصرف شود و در غیر این صورت با تاکید بر جنبه بشریت و تاریخیت و امکان خطاپذیری متن قرآن کریم، اعلام شود که این آیه می تواند از جمله آیات خطا باشد!! پس در اسرار و منشا برخی نظریات تامل نما.

نکته معارفی (۲۷۶)- ایدئولوژی پسامدرن و مرتجعانه ترین سخن مقابل آن

تمام روح و محتوی و پیام انقلاب اسلامی به جهان که روح و محتوای ایدئولوژی پسامدرن است این است که راه به واقعیت که همان نظر خداوند در مورد حقایق و تکالیف است، وجود دارد و نام این راه فقاهت و ولایت است و اینکه متن قدسی برای این به جهان آمده که فهم قدسی یعنی فهم منطبق با خود را ایجاد کند و فقاهت و ولایت راهکار رسیدن به این فهم است و اینهمه یعنی وقوع و ظهور چیزی که به آن حجت می گوییم. در برابر این روح و این پیام، بدترین و مرتجعانه ترین سخن آن است که گفته شود: واقعیتی در کار نیست و یا اگر باشد راهی به آن نیست و اگر متن قدسی ای وجود داشته باشد، فهم از آن همواره با آن متفاوت و غیر قدسی است و این یعنی بازگشت به عالم شوخی و بازی و اینکه حجتی در کار نیست و عالم بدون حجت است.

نکته معارفی (۲۷۵)- چیستی وجدان و نتیجه اجابت ویا عدم اجابت دعوت آن

وجدان، صدای خداوند در درون شخص است که آنا فآنا وظیفه و تکلیف او را در مورد فعل و ترک به او گوشزد می کند و به او می گوید چه چیز بر عهده توست و این صدا در واقع دعوتی است مشروط که اگر می خواهی مرا ببینی، شرطش انجام این فعل و ترک آن فعل است. حال چناچه شخص با انجام وظیفه، دعوت وجدان که همان دعوت خداوند است را اجابت کند، وارد عرصه شهود و رویت و لذت و ابتهاج می شود و در صورت ترک وظیفه و عدم اجابت ندای درونی وارد عرصه انقباض و احتجاب و درد و عذاب می گردد.

نکته معارفی(۲۷۴)- کار مهم امام خمینی ره در مورد اعلام مرزبندی حقیقی بین انسان ها

یکی از کارهای مهم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه اعلام این حقیقت بود که اگر انسانها در عرصه ظاهر و اعتبار و نزد خود منقسم به شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی و ابراهیمی و غیر ابراهیمی هستند، در حوزه باطن و حقیقت و نزد خداوند یا اهل ولایت و متدین به اسلام ناب محمدی اند با درجاتش و یا اهل عداوت و متدین به اسلام آمریکایی با درکاتش. امام خمینی بر این اعتقاد بودند که میان انسانها بر مبنای مرزبندی ظاهری و اعتباری جز گفتگوی علمی و نظری برای اثبات کامل ترین شکل دین، هیچ گونه جنگ و نزاعی وجود ندارد و نباید وجود داشته باشد کما اینکه میان انسانها برمبنای مرزبندی باطنی و واقعی که همان تدین به اسلام ناب و اسلام آمریکایی و اهل ولایت و اهل عداوت بودن است، هیچ گونه صلح و سازشی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد.

نکته معارفی (۲۷۳)- علت بروز جلوه های نو از دین و معنویت

اگر در سابق جلوه هایی از دین و معنویت و سنت وجود داشت که اکنون وجود ندارد، در مقابل، اکنون و در آینده جلوه هایی وجود دارد و خواهد داشت که در سابق وجود نداشت و این از آنروست که زمین و آسمان و هرچه میان آنهاست قائم بر دین و سنت و معنویت است نه بالعکس. از اینرو اگر جلوه ای میرود، جلوه ای می آید چه بسا اعظم از جلوه سابق.

نکته معارفی (۲۷۲)- شادی،اندوه و امید عظیم برای مومن در آفرینش

آفرینش برای مومن مستلزم شادی عظیم، اندوه عظیم و امید عظیم است زیرا که خدای مومن همانی است که او می خواهد کما قال امیرالمومنین علی علیه السلام: الهی انت کما احب، بنابراین مومن بغایت شاد است و خود او بدلیل حجاب خودیت و اینکه مانع انکشاف وجه خداوند است، همانی نیست که او می خواهد کما قلت: الهی انی لست کما احب، بنابراین مومن بغایت اندوهناک است در عین حال مومن بشدت امیدوار است که سرانجام این مانع کنار رود و انکشاف وجه صورت پذیرد کما قال امیرالمومنین علی علیه السلام: فاجعلنی کما تحب.

نکته معارفی (۲۷۱)- شمول دو قوس نزول و صعود در نظام استدلال همانند نظام وجود

همانگونه که نظام وجود متشکل از دو قوس نزول و صعود شامل از واجب به ممکن و از قدیم به حادث در قوس نزول و از ممکن به واجب و از حادث به قدیم در قوس صعود است، همچنین نظام استدلال و کشف نیز شامل قوسین نزول و صعود یعنی استدلال از واجب به ممکن و از قدیم به حادث از یکسو و استدلال از ممکن به واجب و از حادث به قدیم در سوی دیگر است و همانگونه که قوس نزول در نظام وجود، مقدم بر قوس صعود است همچنین در عالم استدلال، استدلال از خداوند به خلق مقدم است بر استدلال از خلق به خداوند تبارک و تعالی زیرا که اقرار و معرفت عقل نسبت به وجود واجب و قدیم، مقدم است بر اقرار او نسبت به وجود ممکن و حادث.

نکته معارفی (۲۷۰)- معرفت به شیئ ای که برای دیگری آنگونه که هست قابل شناخت نیست

غیر ممکن بودن معرفت به شئ آنگونه که هست و خود را می بیند، برای دیگری، نباید آن دیگری را به معرفت به شئ آنگونه که نیست انتقال دهد زیرا که میان ایندو آنچه ممکن و مامور به است، معرفت به شئ است آنگونه که هست لکن نه برای خود بلکه برای همان دیگری.

نکته معارفی (۲۶۸)- شکرانه صورت خوب داشتن

صورت و ساختار خوب داشتن، نعمتی است موهوبی که شکرانه اش سیرت و محتوای خوب داشتن است که نعمتی است اکتسابی. حال چنانچه این شکرانه بجا آورده و این نعمت، کسب گردید، نعمت اول افزون و در غیر این صورت، آن نعمت سلب می گردد.

نکته معارفی (۲۶۷)- عدم تعلق برهان به باطل

برهان هرگز به باطل تعلق نمی گیرد و برهان بر باطل به نص «و من یدع مع الله الها آخر لا برهان له به» همان بی برهانی است و در این مورد قید «لا برهان له به» در آیه شریفه را قید احترازی گرفتن و نه قید تبیینی، و قیاس میان برهان بر باطل که عین بی برهانی است با برهان خطائی که تا قبل از کشف خطا بعنوان حجت و معذر قرار داده شده و تفکیک میان عالم ثبوت و عالم اثبات به اینکه برهان بر باطل تنها ثبوتا بی برهانی است و اثباتا برهان است و از اینهمه نتیجه گرفتن که هر مشرک و کافر و تبه کاری، چنانچه بر عقیده اش برهان داشته باشد، معاقب نیست، عین استهزاء عقل و استهزاء دین است.

نکته معارفی (۲۶۶)- تفاوت عظیم بین ‘ناجی دانستن ایمان و تولی’ با ‘پلورالیزم دینی’

بونی است عظیم و تفاوتی در حد تفاوت بهشت و دوزخ میان آن عقیده حقی که معتقد است انسانها علیرغم داشتن ادیان و مذاهب مختلف می توانند از طریق ایمان به خداوند و آخرت و داشتن عمل صالح و تولای قلبی و عملی نسبت به اولیاء خداوند که جوهر یگانه دین حق خداوند یعنی اسلام است، واجد تدین به درجاتی از دین حق و واجد درجاتی از فلاح و نجات باشند و آن عقیده باطلی که تحت عنوان پلورالیزم دینی معتقد است هر دین و مذهبی واجد بخشی از حقانیت و نظر و رضایت خداوند است و معتقدان به تمامی ادیان و مذاهب، اهل نجات و بهشتند.