آرشیو ماهانه: مارس 2019

نکته معارفی (۲۳۳)- چگونگی اصلاح امور انسان

از حکمت نورانی ۸۹ نهج البلاغه که فرمود: «من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس و من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنیاه»، استفاده می شود که انسان بصورت مستقیم قادر بر اصلاح رابطه میان خود و سایر انسانها و همچنین اصلاح امر دنیای خود نیست و آنچه در قدرت او و طبعا وظیفه اوست اصلاح رابطه میان خود و خداوند و اصلاح امر آخرت است که بمحض تحقق منجر میشود به اصلاح رابطه با سایر انسانها و اصلاح امر دنیا. پس در این نکته شگفت آور که سرش همان نزدیک تر و در دسترس تر بودن خداوند برای انسان نسبت به هر چیز دیگر ولو نفس اوست، تامل نما.

نکته معارفی (۲۳۲)- نتیجه عدم تخصیص آیات نکوهش انسان

آن کس که حاضر نیست به دلیل صریح عقل سلیم و نقل صحیح و با تخصیص به «برخی انسانها» از عموم ظاهری آیات نکوهش انسان همچون «انه کان ظلوما جهولا» صرف نظر کند، محکوم میشود که با خروج از نص قطعی که همان دلالت ظلوم و جهول بر نکوهش و تقبیح است، آنها را علامت ستایش و تحسین بداند.

نکته معارفی (۲۳۱)- علت بازگرداندن انسان به اسفل السافلین

انسان در احسن التقویم فطرت که در آنجا هیچ چیز پیدا نبود جز خداوند خلق شد، آنگاه به اسفل السافلین طبیعت که در آن هر چیز پیداست جز خداوند، باز گردانده شد تا معلوم شود لیاقت او درنگ ابدی در اعلی علیین است که همان باطن فطرت است یا لیاقت او درنگ ابدی در سجین است که همان باطن طبیعت است.

نکته معارفی (۲۳۰)- انواع معرفت خداوند

معرفت خداوند سه نوع است: ممتنع، ممکن و غلط. مراد از معرفت ممتنع، معرفت خداوند است آن گونه که خداوند هست در حد خداوند، که از این معرفت حتی دست پیامبر ختمی مرتبت کوتاه است و مراد از معرفت ممکن ، معرفت خداوند است آن گونه که خداوند هست در حد ممکن که اعلای این معرفت ، معرفت پیامبر اکرم و امیرالمومنین علی علیهماالسلام به خداوند و اسفل آن هر مقدار معرفت صحیح است و مراد از معرفت غلط، معرفت خداوند است آن گونه که خداوند نیست مانند معرفت کافران و مشرکان و منافقان.

نکته معارفی (۲۲۹)- آنچه موجب استحقاق بهشت و یا جهنم می شود

تفاوت مومن و کافر که موجب می شود مومن مستحق بهشت و کافر مستحق دوزخ باشد این است که چنانچه در روز قیامت، خداوند جمیع مومنان را به دوزخ برد و جمیع کافران را به بهشت، مومن حتی در اعماق قلبش در این مورد به خداوند اعتراض نمی کند در حالیکه در چنین وضعی، کافر حتی با زبانش به خداوند اعتراض خواهد کرد که: چرا ما را دیر وارد بهشت کردی و یا چرا جایگاه بهتری در بهشت به ما ندادی؟!

نکته معارفی (۲۲۸)- ظن باطل و مذموم و مصادیق آن

آن ظنی که در قرآن کریم در آیات بسیار مورد نکوهش واقع شده، ظنی نیست که تحت عنوان ظنون معتبره حاصل از اماراتی همچون ظاهر کتاب و اخبار آحاد و اجماع محصل و منقول و غیره در لسان علمای بزرگوار ما از آن یاد شده و دقیقا معادل علم ظاهری در لسان طایفه دیگری از علماست بلکه آن، ظن امثال ابوفلان و ابوبهمان و معاویه و یزید و شمر و آمریکا و اسراییل و سعودی است که می پندارند چنانچه بهشت و جهنمی وجود داشته باشد، جایگاه آنان بهشت است و چنانچه خدایی وجود داشته باشد و آنان بعد از مرگ به خداوند بازگردانده شوند،نزد او چیزی برتر از نعیم دنیا خواهند یافت. آری ظن باطل و مذموم آنجاست که شخص در عین تبه کاری و شقاوتمندی زبانش به «لئن رددت الی ربی لاجدن خیرا منها منقلبا» گویا باشد.

نکته معارفی (۲۲۷)- اصلی ترین دلیل آفرینش

زیبای مطلق که مطلقا تماشاگر خود و مطلقا مبتهج به خود و بی نیاز از غیر خود است، از حیث همان زیبایی و ابتهاج اراده فرمود دیگری را نیز در این تماشا و ابتهاج سهیم سازد بنابراین دعوت به تماشا اصلی ترین دلیل آفرینش است و اگر بگویی در کتاب مجید الهی، دلیل آفرینش عبادت و در سنت نورانی معصومین علیهم السلام، این دلیل به عنوان معرفت ذکر گردیده، می گویم: عبادت مقدمه و شرط منحصر بفرد معرفت و معرفت نیز تعبیر دیگری از تماشاست.

نکته معارفی (۲۲۶)- مهمترین ویژگی حیات ناخالص دنیوی و حیات خالص اخروی

علت موقت بودن حیات دنیا، ناخالصی آن و علت دائمی بودن حیات آخرت، خالص بودن آن است. مهمترین ویژگی حیات ناخالص دنیوی این است که آن آنافآنا کاسته میشود و مهمترین ویژگی حیات خالص اخروی این است که آن آنافآنا افزوده میشود.

نکته معارفی (۲۲۵)- محدوده خطاپذیری و نقد پذیری امام ره

وقتی کسی هم در حوزه ولایت که حوزه تایید و تسدید الهی و فناء فی الله و ما فعلته عن امری و کنت سمعه و بصره و لسانه و غیر محتمل الخطاست ورود دارد و هم در حوزه اجتهادهای علمی معمولی که محتمل الصواب و الخطاست، هر چند تسری دادن خطاناپذیری حوزه ولایت به حوزه اجتهادهای علمی، امری خطاست لکن خطای بسیار بزرگتر آنجاست که شخص، خطاپذیری حوزه اجتهادی را به حوزه ولایت تسری دهد. بنابراین هر چند کسانی که قدسیت و حجیت آراء و احکام حوزه ولایت امام خمینی ره را به جمیع آراء و نظریات علمی و عرفانی امام تسری می دهند ، در خطا هستند، لکن خطای کسانی که خطا پذیری و نقد پذیری آراء و اندیشه های علمی و اجتهادی امام را به آراء و احکام حوزه ولایت آن حضرت تسری می دهند، بسیار بزرگتر و نابخشودنی تر است.

نکته معارفی (۲۲۳)- کار دین و هدف مناسک دین

کار دین، محقق ساختن استشعار نسبت به وضعیت هستی است. اگر در هستی، حضور و حاکمیت مطلقه خداوند و عبودیت و تسبیح و طواف ماسوای خداوند بصورت کامل و بالفعل وجود دارد، کار دین آگاه سازی ما سوی الله از این وضعیت و محبت آن و مطالبه زیادتی آن است. گویی تمام اعمال و مناسک دین، تمرینها و تلقین هایی است تا شخص در مقام خودآگاهش به نقطه ای برسد که در مقام ناخودآگاهش بصورت بالفعل در آن نقطه قرار دارد.

نکته معارفی (۲۲۲)- مراد از فناء فی الله

مراد از فناء فی الله و اندکاک در ذات خداوند که همان مقام جنب اللهی و آیه اللهی و وجه اللهی است، تحقق استشعار نسبت به آن و مطالبه فناء و اندکاک بیشتر است وگرنه فناء و اندکاک ماسوی الله در ذات الله بالفعل موجود است و هیچ موجود غیر فانی و غیر مندک در برابر خداوند وجود ندارد.

دو نکته در مورد ترجمه خطبه ۱۹۹ نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم
در خطبه ۱۹۹ نهج البلاغه که در سفارش به نماز و زکات و اداء امانت ایراد گردیده، دو جمله از آن که مربوط به زکات و امانت است توسط مترجمین گرامی نهج البلاغه غالبا بصورتی ترجمه شده که بنظر می رسد خالی از اشکال نباشد. جمله اول در مورد زکات این است: «فان من اعطاها غیر طیب النفس بها یرجو بها ما هو افضل منها فهو جاهل بالسنه الی آخر» که مترجمین فاضل با مفروض گرفتن معنای «ما هو افضل منها» بعنوان اجر مادی و مذموم دانستن اعطاء زکات با امید بازگشت اجر مادی بالاتر از زکات پرداخت شده، جمله فوق را اینگونه ترجمه نموده اند: «زیرا کسی که آنرا از روی بی میلی بپردازد و به اجری که از خود زکات برتر است امید داشته باشد به سنت پیامبر جاهل است» در حالیکه با عطف جمله «یرجو بها ما هو افضل منها» به جمله «غیر طیب النفس بها» و با مفروض گرفتن معنای «ما هو افضل منها» بعنوان رضای خداوند و نه اجر مادی بالاتر از زکات پرداخت شده، به نظر می رسد جمله فوق باید این گونه معنی و ترجمه شود: زیرا کسی که آنرا از روی بی میلی بپردازد و در پرداخت زکات به افضل از آن که همانا رضایت خداوند است امید نداشته باشد پس او جاهل به سنت پیامبر ص است.
و جمله دوم در مورد اداء امانت با توجه به آیه مبارکه عرض امانت به آسمانها و زمین و کوهها، این است: «ولو امتنع شئ بطول او عرض او قوه او عز لامتنعن و لکن اشفقن من العقوبه» که مترجمین گرامی با مفروض گرفتن کلمه امتناع در این جمله بمعنای خودداری از قبول امانت معروضه، جمله را این گونه ترجمه کرده اند: «و اگر چیزی به خاطر طول و عرض و یا قدرت و عزت از قبول امانت امتناع می ورزید هرآینه آسمان و زمین و کوه بود اما از عقوبت ترسیدند» در حالیکه بنظر میرسد در اینجا باید کلمه امتناع به معنای حفظ و نگهداری امانت گرفته شود نه خودداری از قبول آن و جمله فوق این گونه ترجمه شود: و اگر چیزی به خاطر طول و عرض و یا قدرت و عزت شایسته بود امانت را حفظ کند، همانا آن چیز آسمانها و زمین و کوهها بود لکن آنها از پی آمد قبول این امانت ترسیدند.
۴ اسفند ۱۳۹۷

نکته معارفی (۲۲۱)- تفاوت بین نور و نورانی و ظلمت و ظلمانی

بدان که نه تنها تفاوت است میان نور و ظلمت بلکه تفاوت است میان نور و نورانی همانگونه که تفاوت است میان ظلمت و ظلمانی زیرا که نور و ظلمت بعنوان دو مجرد متضاد که تنها در یک مجموعه مرکب وجود دارند، لابد منه آفرینش است لکن نورانی یعنی موجود مرکبی که با اراده خود متصف به وصف نور شده و ظلمانی یعنی موجود مرکبی که با اراده خود متصف به وصف ظلمت گردیده، لابد منه آفرینش نیست.