آرشیو ماهانه: فوریه 2019

نکته معارفی (۲۲۰)- شهود حضور در آخرت با فرو افتادن حجاب طبیعت

آنچه تمام می شود گویی از اول نبود و آنچه تمام نمی شود گویی از اول بود و آنچه از اول نبود اکنون نیز نیست و آنچه از اول بود اکنون نیز هست. پس به این بیاندیش که اکنون که تو ظاهرا در دنیا هستی، همین الان در آخرتی جز آنکه حجاب طبیعت که با مرگ فرو میافتد مانع شهود آخرتی است که هم اکنون در آن قرار داری.

نکته معارفی (۲۱۹)- رابطه شریعت، طریقت و حقیقت با یکدیگر

ای انسان! همانگونه که تو را ظاهریست بنام جسم و باطنی بنام نفس و باطن باطنی بنام فواد، همچنین دین خداوند را ظاهریست بنام شریعت و باطنی بنام طریقت و باطن باطنی بنام حقیقت و همانگونه که نفس تو باطن جسم توست و فواد تو باطن نفس تو همچنین، طریقت باطن شریعت و حقیقت باطن طریقت است.

نکته معارفی (۲۱۸)- شرح دو رکن خبر و فرمان دین

دین، شامل دو رکن خبر و فرمان یا توصیف و توصیه است. خبر و توصیف این است: ای انسان تو موجودی مرکب از نور و ظلمت یا بهشت و دوزخی و فرمان و توصیه این است: با عمل به اقتضاء نور و بهشت، نور را در وجودت حاکم ساز و در هر سه عالم دنیا، برزخ و آخرت به معدن نور که بهشت است وارد شو.

نکته معارفی (۲۱۷)- اصلاح کننده های ظاهر و باطن انسان

ای انسان ! تو را ظاهریست از جنس دنیا و باطنی از جنس برزخ و باطن باطنی از جنس آخرت. آنچه ظاهر دنیایی تو را که همان جسم توست اصلاح و تعدیل می کند شریعت است که به آن سنت قائمه نیز گفته می شود و آنچه باطن برزخی تو را که همان نفس توست، اصلاح و تعدیل می کند، طریقت است که به آن فریضه عادله نیز گفته می شود و آنچه باطن اخروی تو را که همان فواد توست اصلاح و تعدیل می کند حقیقت است که به آن آیه محکمه نیز گفته می شود.

نکته معارفی (۲۱۶)- جایگاه ویژه حضرت فاطمه س در آیه مبارکه نور

در آیه مبارکه نور، مصباح که متوقد از شجره مبارکه زیتونه و لا شرقیه و لا غربیه است، همانا امامت امامان ۱۳ گانه از پیامبر اکرم ص تا حضرت مهدی عج است و مشکات و زجاجه ای که این مصباح در آن قرار دارد همانا وجود مبارک حضرت فاطمه زهراست که هم چراغدان این چراغ الهی است هم حبابی الوان بر روی این چراغ که انوار آنرا هر لحظه به صورتی تازه و زیبا نمایش می دهد. اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک.

نکته معارفی (۲۱۵)- اختیار انسان در حاکم ساختن رکن نورانی یا رکن ظلمانی در وجود خود

ای انسان! همواره بخاطر داشته باش که وجود تاریکی بعنوان یک رکن از دو رکن وجودی تو، ضروری و لابد منه آفرینش است لکن غلبه تاریکی در وجود تو که موجودی مرکب از روشنایی و تاریکی هستی، ضروری و لابد منه آفرینش نیست و آن به دست توست که دعوت عام خداوند مبنی بر حاکم ساختن روشنایی بر تاریکی را اجابت کنی و متصف به وصف روشنایی شوی یا این دعوت را رد کنی و متصف به وصف تاریکی گردی.

نکته سیاسی (۷۴)- انقلاب اسلامی ایران، آغاز توبه بشریت

انقلاب اسلامی ایران که اکنون شجره مبارکه ۴۰ ساله ایست و هیچ طوفانی قادر نخواهد بود آنرا از زمین برکند، بی ذره ای تردید آغاز توبه جمعی بشریت بسوی خداوند است و مراد از توبه بسوی خداوند در این مقطع، توبه جمعی انسانها بسوی خداوند از طریق بازگشت به ولی و نماینده برحق خداوند است و نه گفتن استغفرالله و اتوب الیه به زبان.

نکته معارفی (۲۱۴)- سخنی نورانی از حضرت علی ع در مورد خیر و شر

برخی سخنان است که باید با قلم نور بر پیشانی حور نوشته شود. از آن جمله این سخن نورانی امیرالمومنین علی علیه السلام است که: «ما شر بشر بعده الجنه و ما خیر بخیر بعده النار». یعنی آن شری که به دنبالش بهشت است شر نیست و آن خیری که به دنبالش آتش است، خیر نیست.

نکته معارفی (۲۱۳)- آنچه دشواری وصول به بهشت و دوزخ را آسان می کند

از آنجا که آدمی و هر موجود دیگر مرکب از نور و ظلمت است و در او حصه ای از بهشت و حصه ای از دوزخ قرار دارد از اینرو هم بهشت رفتن امر دشواری است و هم جهنم رفتن زیرا که لازمه رفتن به هرکدام، کنده شدن مخلوق از یکی از دو حصه وجودی خود است. بهشت رفتن یعنی کنده شدن از حصه ظلمت و دوزخ و جهنم رفتن یعنی کنده شدن از حصه نور و بهشت. و میدانی چه کسی این هردو دشوار را آسان می سازد؟ پاسخ این است: حضرت فاطمه زهرا س که وصل به حضرتش، قطع با دوزخ است و قطع با حضرتش وصل به دوزخ.

نکته معارفی (۲۱۲)- اراده توامان خالق و مخلوق در سعادت و شقاوت مخلوق

در برابر این پرسش که: «آیا علم خداوند موجب شد زید، سعادت و بکر، شقاوت را انتخاب کند یا انتخاب سعادت و شقاوت توسط زید و بکر موجب علم خداوند به این انتخاب شد؟» اگر بگویی علم خداوند موجب این انتخاب شد، قائل به جبر شده ای و قول حق «لا جبر» آنرا رد می کند و اگر بگویی انتخاب زید و بکر موجب علم خداوند شد، قایل به تفویض شده ای و قول حق «لا تفویض» آنرا نفی می کند. بنابراین در این مسئله که عقول عادی به آن راه ندارد و برهان بر آن جز بر ابهام و پیچیدگی آن نمی افزاید، باید با مشعر فواد و دلیل حکمت ماخوذ از باطن قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت ع، برای درک سخن حق «امر بین الامرین» و اینکه چگونه علت سعادت و شقاوت بصورت توامان اراده خالق و مخلوق است، تلاش نمود.

نکته معارفی (۲۱۱)- از شگفتی های حکمت الهی در مقدرات آدمی

آدمی دارای دو نوع مقدرات است. نخست: مقدرات محتوایی که بسیار مهم است و دیگر: مقدرات شکلی که نسبت به اولی بی اهمیت است. مقدر محتوایی که بسیار مهم است تقدیر ایمان و کفر و بهشت و دوزخ برای انسان است و مقدر شکلی که نسبت به مقدر محتوایی بی اهمیت است، هر چیزی است غیر از محتوای ایمان و کفر و بهشت و جهنم مانند طول عمر و کوتاهی آن، غنا و فقر، سلامت و بیماری و اموری مانند آنها زیرا که بدیهی است اگر قرار باشد کسی اهل ایمان و بهشت باشد تفاوت نمی کند که در دنیا شاه بوده یا گدا، غنی بوده یا فقیر، عمر حضرت نوح داشته یا عمری بسیار کوتاه، همانگونه که اگر قرار باشد کسی اهل کفر و جهنم باشد باز هم تفاوتی نمی کند که در دنیا شاه بوده یا گدا الی آخر. از شگفتی های حکمت الهی این است که خداوند سررشته مقدرات مهم را به دست خود انسان و زمام مقدرات بی اهمیت را در دستان خود قرار داده و این نه از کوچکی خداوند بلکه دقیقا علامت بزرگی و عظمت ذات اقدس اوست.

نکته معارفی (۲۱۰)- تاویل عبارت شریف لا تجعل مع الله الها آخر

رمز و راز و باطن و تاویل «لا تجعل مع الله الها آخر»، «لا تجعل مع علی علیه السلام ولیا آخر» است و مراد از راز و رمز و باطن و تاویل در این سخن، راهکار اجراست یعنی که اگر قرار است با خداوند، اله دیگری به خدایی گرفته نشود که هدف است باید با نماینده اعظم خداوند یعنی علی علیه السلام، شخص دیگری به نمایندگی و ولایت گرفته نشود.

نکته معارفی (۲۰۹)- باطن آیات عتاب

قاعده قبح عقاب بلا بیان تنها در یک مورد تخصیص می خورد و آن مورد جایی است که بنده ای به مولای خود آنقدر نزدیک است و آنقدر او را دوست دارد که مرادات مولی را بلا بیان و قبل از بیان می فهمد و انتظار مولی نیز از چنین بنده ای همین است. در این صورت چنانچه آن بنده در موردی مراد مولای خود را که بیان نفرموده متوجه نشد، مولی می تواند او را توبیخ نماید و در نقد و نکوهش او «عبس و تولی» بفرماید. پس ای برادر بی جهت نگران این مباش که اگر خطاب عبس متوجه پیامبر اکرم ص باشد این امر با عصمت مطلقه و خلق عظیم پیامبر در تعارض قرار می گیرد زیرا که اگر این خطاب، ظاهرش عتاب است و نکوهش، باطنش صد هزار مدح است و ستایش.

مراتب هشتگانه انسان و دین

بسمه تعالی
بدانکه آدمی را ظاهریست و باطنی و هر کدام از ظاهر و باطن او را دو ماده نوعیه و شخصیه و دو صورت نوعیه و شخصیه است. حال بدانکه ماده نوعیه ظاهریه او نامش «طبیعت» است و صورت نوعیه ظاهریه او نامش «ماده» است و ماده شخصیه ظاهریه او نامش «مثال» است و صورت شخصیه ظاهریه او نامش «جسم» است کما اینکه ماده نوعیه باطنیه او نامش «فواد» است و صورت نوعیه باطنیه او نامش «عقل» است و ماده شخصیه باطنیه او نامش «روح» است و صورت شخصیه باطنیه او نامش «نفس» است. پس فواد و طبیعت، ماده نوعیه و «نقطه» وجود او در باطن و ظاهر است و عقل و ماده، صورت نوعیه و «الف» وجود او در باطن و ظاهر است و روح و مثال، ماده شخصیه و «حروف» وجود او در باطن و ظاهر است و نفس و جسم، صورت شخصیه و «کلمه » وجود او در باطن و ظاهر است و همانگونه که آدمی دارای مراتب هشتگانه فواد و عقل و روح و نفس در باطن، و طبیعت و ماده و مثال و جسم در ظاهر است همچنین دین خدا نیز دارای این مراتب است. پس بدانکه فواد و طلیعت دین که ماده نوعیه آن در باطن و ظاهر است، توحید، و عقل و ماده دین که صورت نوعیه آن در باطن و ظاهر است، نبوت، و روح و مثال دین که ماده شخصیه آن در باطن و ظاهر است، امامت و نفس و جسم دین که صورت شخصیه آن در باطن و ظاهر است، ولایت اولیاء خداوند است.
سید محمد قائم مقامی
۳ بهمن ۱۳۹۷