آرشیو ماهانه: ژانویه 2019

نکته معارفی (۲۰۸)- تکلیف همه موجودات بر صله با حضرت فاطمه س

تمام موجودات بدون استثناء مامور و مکلف به صله با حضرت فاطمه زهرا س هستند زیرا که اگر پیامبر اکرم ص و علی علیه السلام بحکم انا و علی ابوا هذه الامه، پدر مطلق هستند، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بحکم اطلاق عنوان ام ابیها به آن حضرت، مادر مطلق هستند و هر فرزندی مامور و مکلف به صله و اتصال با مادر خود است.

نکته معارفی (۲۰۷)- دلیل تسمیه حضرت فاطمه زهرا س به لیله القدر

دلیل تسمیه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به لیله القدر، نقش آفرینی بی بدیل آن حضرت در شب غیبت ولایت یعنی از لحظه رحلت پیامبر اکرم ص تا طلوع آفتاب مهدویت است. یعنی چراغهایی که در این شب از ماه گرفته تا سایر چراغها روشن است و نمی گذارد تاریکی شب مطلق باشد، تماما برگرفته از نور مقدس حضرت زهراست سلام الله علیها که زهر السراج او القمر او الوجه یعنی: تلالا و اضاء.

نکته معارفی (۲۰۶)- سر انجام آنکه واجد مقام ظاهر و فاقد مقام باطن است

مقام ظاهر همچون صورت ظاهر انسانی یا بالفعل حاکی از مقام باطن یعنی سیرت انسانی است و یا تعهد و امکان نیل به آن است. بنابراین آنکس که واجد مقام ظاهر و فاقد مقام باطن است یا سرانجام باید به آن برسد و ثابت کند که قبول مقام ظاهر از جانب او بی دلیل نبوده و یا مقام ظاهر در مورد او تبدیل به ضد مقام و مرتبه «بل هم اضل» خو شد.

نکته معارفی (۲۰۵)- دو نکته در خصوص عمل به فرامین شرعی خداوند

برای عمل به فرامین شرعی خداوند شامل اوامر و نواهی الهی که یگانه راه نجات است، باید از یک چیز به خداوند پناه برد و از ذات اقدسش دو چیز را مطالبه نمود. باید از مکر خداوند به لطف خداوند پناه برد و مکر آن است که خداوند با اراده عزمی و شرعیش تو را به چیزی امر کند و با اراده حتمی و تکوینیش از آن چیز نهی نماید یا تو را با اراده عزمی و شرعی خود از چیزی نهی کند و با اراده حتمی و تکوینی به آن امر نماید کما قال الصادق علیه السلام : «ان لله ارادتین و مشیئتین، اراده حتم و اراده عزم، ینهی و هو یشاء و یامر و هو لا یشاء. او ما رایت انه نهی آدم و زوجته ان یاکلا من الشجره و شاء ذلک… و امر ابلیس ان یسجد لادم و شاء ان لا یسجد…» و آن دو چیز که باید مطالبه شود یکی عون است و دیگری عصمت. عون بر اجرای اوامر و عصمت از ارتکاب مناهی یا عون بر طاعت و عصمت برای ترک معصیت.

نکته معارفی (۲۰۴)- عدم تخصیص مقام عصمت به انبیاء و چهارده معصوم ع

اعتصام به خداوند و حاصل آن که هدایت شدن به صراط مستقیم و نیل به مقام عصمت است به نص «و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم» اختصاص به انبیاء علیهم السلام و ۱۴ نفس مقدس معصوم صلوات الله علیهم ندارد و امری عام است و شیعیان و تابعان آن حضرات را نیز شامل می شود ، هرچند درجه ای از اعتصام و عصمت وجود دارد که تنها اختصاص به آن حضرات دارد و در این درجه خاص و بی بدیل حتی کسانی همچون حضرت عباس و حضرت زینب علیهما السلام که واجد درجه بسیار بالایی از عصمت اند، مشارکت ندارند.

نکته سیاسی (۷۳)- عاقبت ایستادگی غرب در برابر اراده خداوند و جانشینان انبیاء

وقتی در عصر ما با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، فقیه عظیم الشانی همچون امام خمینی رضوان الله علیه که بحق وارث و امین و نماینده انبیاء و مترجم اراده و نظر خداوند در این عصر بود بر سر غرب فریاد می کشد که راه و روش شما غلط و بر خلاف نظر و رضایت خداوند است و اصرارتان بر حفظ دولت نامشروع و غیر قانونی اسرائیل، سفیهانه است، غرب در پاسخ و در ادامه شوخیها و بازیهای گذشته می گوید: اولا ما نمی دانیم خدا هست و یا نیست! زیرا که عقل نظری در مورد بود و نبود خداوند حکمی ندارد! و اعتقاد به خدا امری اخلاقی و ارزشی و غیر علمی است، ثانیا اگر هم خداوند وجود داشته باشد! راهی بسوی درک نظرات او وجود ندارد و هر کس در این مورد قرائت و تفسیر خود را دارد و همه قرائتها نیز محترمند! ثالثا اگر هم راهی به درک نظر خداوند وجود داشته باشد، نظر خداوند همین نظر اسرائیل است! و در این زمان، اسرائیل نماینده و سخنگوی خداوند در روی زمین است!!
تاریخ بزودی نشان خواهد داد که ایستادن در برابر اراده و نظر خداوند پس از اعلام آن توسط انبیاء یا جانشینان انبیاء چه سرانجامی خواهد داشت و چگونه غرب و در راس آن آمریکا هنگام غرق شدن خواهد گفت: اکنون به خدای خمینی ایمان آوردم و به او خطاب خواهد شد الان و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین. یونس آیه ۹۱.

توضیحی در مورد خطبه هشتادم نهج البلاغه

بسمه تعالی
خطبه هشتادم نهج البلاغه ظاهرا در نکوهش زنان و در واقع در ستایش آنان است زیرا که اگر برای زنان نقصی در ایمانشان نیست جز قعودشان از صوم و صلاه در ایام حیضشان و نقصی در عقولشان نیست جز به دلیل برابر بودن شهادت دو زن با شهادت یک مرد و نقصی در حظوظشان نیست جز به دلیل نصف بودن میراثشان نسبت به میراث مردان، پس معلوم می شود که نه در ایمان زنان نقص است و نه در عقلشان و نه در حظشان زیرا که فی الواقع نه قعود از صوم و صلاه در ایام حیض که جنبه تعبدی دارد نقص ایمان است ونه برابر بودن شهادت دو زن با شهادت یک مرد که آن نیز جنبه تعبدی دارد ، نقص عقل است و نه نصف بودن میراث زن نسبت به میراث مرد که آن نیز طبق جعل و شرع الهی است و در جای دیگر جبران شده نصف حظ است. بنابراین نه لزومی دارد در انتساب این خطبه به وجود مقدس حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام تشکیک کنیم ونه لازم است برای توجیه آن، خطبه فوق را به برخی زنان همچون رهبر فتنه جمل منصرف نماییم هرچند قسمت پایانی خطبه که می فرماید از آنان در معروف اطاعت نکنید تا آنان در منکر طمع نکنند قطعا منصرف به زنان عادی است و شامل زنان کامل الایمان و کامل العقلی همچون حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب کبری سلام الله علیهما و امثال و اشیاع آن حضرات نمی شود.
سید محمد قائم مقامی
۱۸ دی ۱۳۹۷

نکته معارفی (۲۰۳)- فرایند تبدیل ایمان به غیب به عین شهاده

ایمان، فرایند مشهود سازی اختیاری غیب توسط مومن قبل از مشهود سازی قهری آن توسط خداوند است یعنی هرچند موضوع و متعلق ایمان به اقتضاء «یومنون بالغیب» اولا غیب است لکن این متعلق در مراحل بعد رفته رفته مبدل به شهاده و در پایان عین شهاده می شود.

نکته معارفی (۲۰۲)- تجلی آخرالزمانی کربلا

در کربلا وتنها در کربلاست که می توانی از شعشعه پرتو ذات خداوند از خود بی خود شوی و از باده تجلی صفات خداوند سرمست گردی. اکنون کربلا دارد با تجلی آخرالزمانیش، جهان را از خود بی خود و سرمست میسازد و اندک اندک دارد عظیم ترین فتح الهی و انسانی صورت می پذیرد. گویی قرار است در متن یک طربناکی جهانی و با سرود و شادمانی، اسلحه از دست یاران ظلمت و نکبت گرفته و به مسند نشینی فاجعه آفرینان خاتمه داده شود.

نکته معارفی (۲۰۱)- آیا جز خداوند کسی وجود دارد

پاسخ این پرسش که آیا جز خداوند کسی وجود دارد؟ به لحاظ حقیقت منفی و به لحاظ اعتبار مثبت است. یعنی که از منظر عقل که ناظر به حقیقت است بدلیل استحاله وجود دیگری در جنب وجود بحت و بسیط خداوند و بدلیل اندکاک ذاتی ما سوی الله در ذات الله، غیری وجود ندارد و همانگونه که در جنب خداوند، خدا و اله دیگری نیست همچنین وجود و موجود دیگری نیز وجود ندارد و اما به لحاظ جعل و اعتبار و تعبد با کیفیتی مطلقا مجهول، غیر خداوند وجود دارد و خلق خدا غیر خداست. هر گونه تسری حکم حقیقت به اعتبار همانقدر غلط و جاهلانه و خدشه در حقوق است که تسری حکم اعتبار به حقیقت غلط و جاهلانه و خدشه در حقیقت است.

نکته معارفی (۲۰۰)- چگونگی ایصال به بهشت و یا دوزخ موجود بر اساس اراده خداوند

خداوند دارای دو اراده تشریعی و تکوینی یا عزمی و حتمی است که با اراده تشریعی و عزمی، طریق نجات و بهشت به موجود ارائه میشود و با اراده تکوینی و حتمی، در صورت قبول فرمان شرعی مبتنی بر اراده تشریعی، موجود ایصال به بهشت میشود و در صورت عدم قبول فرمان شرعی، نخست اراده تشریعی و عزمی که اولا اراده نجات و بهشت بود به اراده هلاکت و دوزخ تبدیل میشود که همان ارائه طریق جهنم است و سپس در صورت اصرار مخاطب بر عدم پذیرش فرمان شرعی اول و اصرار بر پذیرش فرمان شرعی دوم که مبتنی بر عزم غضب است، خداوند با اراده تکوینی و حتمی خود،موجود را ایصال به دوزخ می فرماید.

نکته معارفی (۱۹۹)- تجربه انقلاب اسلامی در بازگویی یک ویژگی مهم حجت

یکی از ویژگی های مهم حجت خداوند این است که برای متوقف ساختن سیر فساد و ویرانی از هر جا به او رجوع شود، آن حضرت می پذیرد و هرگز نمی گوید: «شما میبایست از اول به ما رجوع می کردید، چون نکردید و در سیر ویرانگری قرار گرفتید، اکنون از دست من کاری برنمیاید بلکه این سیر ویرانگر باید به انتهای خود برسد و پس از ویرانی کامل جهان، برای ساختن جهانی نو بما رجوع شود» آری تجربه انقلاب مبارک اسلامی به ما می گوید از هر جای سیر ویرانگر می توان به حجت رجوع نمود.

نکته معارفی (۱۹۸)- الزامات استنباط حکم

همانگونه که عالم بدون رجوع به سنت و روایات معصومین علیهم السلام نمی تواند با رجوع مستقیم به قرآن کریم، استنباط حکم کند همچنین غیر عالم نمی تواند بدون رجوع به فتاوی علما با رجوع مستقیم به روایات، استنباط حکم نماید.

نکته معارفی (۱۹۷)- تفصیل عصمت و عون الهی

نقطه مقابل عصمت که همان حفظ از معصیت و عون بر طاعت است، خذلان است که به معنای رهاشدگی شخص به خود برای انجام معصیت و ترک طاعت است جز آنکه در مقام تفصیل میتوانیم حفظ از معصیت را عصمت و عون بر طاعت را همان عون بنامیم همانگونه که در تفسیر ذکر مبارک لا حول و لا قوه الا بالله از امیرالمومنین علی علیه السلام وارد شده که فرمودند: هیچ حولی بر ترک گناه وجود ندارد مگر به عصمت خداوند و هیچ قوه ای بر طاعت خداوند وجود ندارد مگر به عون خداوند.

نکته معارفی (۱۹۶)- سه حد ایمان، ولایت و عصمت

سه کلمه ایمان، ولایت و عصمت به لحاظ مفهوم متفاوت و به لحاظ مصداق و عینیت خارجی عین یکدیگرند یعنی یک حقیقت است که به سه نام نامگذاری شده بنابراین آدمی به میزان ایمانش دارای ولایت و عصمت است و این میزان دارای سه حد است: نخست، حد خاص الخاص و فوق تمام که آن تنها اختصاص به نفوس مقدسه ۱۴ معصوم دارد و ولایت و عصمتشان اصلیه است، دوم حد خاص و کامل که آن اختصاص به انبیاء سلف و اولیاء الله و شیعیان کامل دارد و ولایت و عصمتشان ظلیه است و سوم حد عام و ناقص که آن اختصاص به مومنان و شیعیان غیر کامل دارد و ولایت و عصمتشان ناقص است.